• امروز : چهارشنبه, ۹ خرداد , ۱۴۰۳
دادگاه را شروع کردیم و کیفرخواست را قرائت کردیم

دادگاه صحرایی و موشی که به بیت المال دست درازی کرده بود

  • کد خبر : 4099
دادگاه صحرایی و موشی که به بیت المال دست درازی کرده بود

بعد از عملیات والفجر چهار در منطقه سراب گرم یک ساختمان بود که ما مدتی در آن جا مستقر بودیم . آنجا بود که قضیه اعدام کردن موش انجام شد . من مسئول تدارکات بودم . یادم هست که یک روز ، وسط مراسم دعای توسل بود که بچه ها گفتند اینجا موش پیدا شده […]

بعد از عملیات والفجر چهار در منطقه سراب گرم یک ساختمان بود که ما مدتی در آن جا مستقر بودیم . آنجا بود که قضیه اعدام کردن موش انجام شد . من مسئول تدارکات بودم . یادم هست که یک روز ، وسط مراسم دعای توسل بود که بچه ها گفتند اینجا موش پیدا شده است . ما مقداری پسته و خشکبار داشتیم و به همین دلیل گفتیم باید هر طور هست موش را بگیریم . خلاصه هرطور بود ما موش را گرفتیم و در یک دبه ی کوچک پلاستیکی عسل انداختم . درب دبه را هم با پلاستیک بستیم که بیرون نرود و فرار نکند .
با بچه هایی که آنجا بودند صحبت کردیم و گفتیم باید ابتدا موش را بیست و چهار ساعت بازداشت کنیم و بعد حکم را جاری کنیم .
بعد از بیست و چهار ساعت بازداشت تصمیم گرفتیم دادگاه برگزار کنیم چون این موش انبار بیت المال را غارت کرده بود و مستحق مجازات بود . من متنی را برای دادگاه تهیه کردم و نوشتم : این دادگاه به ریاست من به عنوان مسئول اموال بیت المال و سید محمد زینال حسینی به عنوان نماینده تیپ تشکیل شده است .
بعد فکر کردیم دادگاه که بدون وکیل نمیشود . برادر سوهانی وکیل مدافع موش شد . دادگاه را شروع کردیم و کیفرخواست را قرائت کردیم و تشریفات طی شد و نهایتا متهم با یک درجه تخفیف به اعدام محکوم شد . بچه ها با یک طناب باریک طناب دار درست کردند و طناب را به گردن موش انداختیم ولی موش آسیبی ندید چون خیلی سبک بود .
یک رادیوی توشیبای دو موج آوردیم و به دم موش بستم که سنگین بشود و موش را به پایین بکشد . باز هم نشد و ناچار خودمان هم کمک کردیم و رادیو را کشیدیم پایین تا موش بیچاره بی جان شد .
بچه ها خواستند ببرند و دفنش کنند ، گفتیم این حیوان از اموال بیت المال مسلمین خورده و در قبرستان مسلمین نباید دفن شود بلکه در بیابان باید دفن شود . خلاصه یک همچین حکمی دادیم و اجرا کردیم .

ماجرای کشف انبار مهمات توسط شهید مهدی کریمی
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=4099
  • نویسنده : حاج علی بهجانی ممقانی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه