• امروز : یکشنبه, ۳ تیر , ۱۴۰۳
تفسیر نمونه از آیه ان الله اشتری من المومنین انفسهم

خداوند خریدار جانها و تلاشها و مجاهدت هاست

  • کد خبر : 1251
خداوند خریدار جانها و تلاشها و مجاهدت هاست

یک تجارت بى نظیر از آنجا که در آیات گذشته در باره متخلفان و جهاد سخن به میان آمد، در این دو آیه مقام والاى مجاهدان با ایمان ، با ذکر مثال جالبى ، بیان شده است . در این مثال خداوند خود را خریدار و مؤ منان را فروشنده معرفى کرده و مى گوید […]

یک تجارت بى نظیر
از آنجا که در آیات گذشته در باره متخلفان و جهاد سخن به میان آمد، در این دو آیه مقام والاى مجاهدان با ایمان ، با ذکر مثال جالبى ، بیان شده است .
در این مثال خداوند خود را خریدار و مؤ منان را فروشنده معرفى کرده و مى گوید (خداوند از مؤ منان جانها و اموالشان را خریدارى مى کند، و در برابر این متاع ، بهشت را به آنان مى دهد) (ان الله اشترى من المؤ منین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة )
و از آنجا که در هر معامله در حقیقت (پنج رکن اساسى ) وجود دارد که عبارتند از خریدار، فروشنده ، متاع ، قیمت و سند معامله ، خداوند در این آیه به تمام این ارکان اشاره کرده است .
خودش را (خریدار) و مؤ منان را (فروشنده ) و جانها و اموال را (متاع ) و بهشت را (ثمن ) (بها) براى این معامله قرار داده است .
منتها طرز پرداخت این متاع را با تعبیر لطیفى چنین بیان مى کند: (آنها در راه خدا پیکار مى کنند، و دشمنان حق را مى کشند و یا در این راه کشته مى شوند و شربت شهادت را مى نوشند) (یقاتلون فى سبیل الله فیقتلون و یقتلون )
در حقیقت دست خدا در میدان جهاد براى تحویل گرفتن این متاع اعم از جان ، و یا اموالى که در جهاد مصرف مى شود آماده است !.
و به دنبال آن به (اسناد) معتبر و محکم این معامله که پنجمین رکن است اشاره کرده مى فرماید: (این وعده حقى است بر عهده خداوند که در سه کتاب آسمانى تورات ، انجیل و قرآن آمده است ) (وعدا علیه حقا فى التورات و الانجیل و القرآن ).
البته با توجه به تعبیر (فى سبیل الله ) به خوبى روشن مى شود که خداوند خریدار جانها و تلاشها و کوششها و مجاهدتهاایست که در راه او صورت مى گیرد یعنى در راه پیاده کردن حق و عدالت و آزادى و نجات انسانها از چنگال کفر و ظلم و فساد.
سپس براى تاءکید روى این معامله بزرگ اضافه مى کند (چه کسى وفادارتر
به عهدش از خدا است ؟ (و من اوفى بعهده من الله ).
یعنى گر چه بهاى این معامله فورا پرداخته نمى شود، اما خطرات نسیه را در بر ندارد! چرا که خداوند به حکم قدرت و توانائى و بى نیازى از هر کس نسبت به عهد و پیمانش وفادارتر است ، نه فراموش مى کند، نه از پرداخت عاجز است ، و نه کارى بر خلاف حکمت انجام مى دهد که از آن پشیمان گردد و نه العیاذ بالله خلاف مى گوید، بنابراین هیچگونه جاى شک و تردید در وفادارى او به عهدش ، و پرداختن بها در راس موعد، باقى نمى ماند.
و از همه جالبتر اینکه پس از انجام مراسم این معامله ، همانگونه که در میان تجارت کنندگان معمول است ، به طرف مقابل تبریک گفته و معامله را معامله پر سودى براى او مى خواهد و مى گوید: (بشارت باد بر شما به این معامله اى که انجام دادید) (فاستبشروا ببیعکم الذى بایعتم به )
(و این پیروزى و رستگارى بزرگى براى همه شما است ) (و ذلک هو الفوز العظیم ).
نظیر همین مطلب به عبارات دیگرى در سوره صف ، در آیات 10 و 11 آمده است ، آنجا که مى فرماید (یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم على تجارة تنجیکم من عذاب الیم تؤ منون بالله و رسوله و تجاهدون فى سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون ). یغفر لکم ذنوبکم و یدخلکم جنات تجرى من تحتها الانهار و مساکن طیبة فى جنات عدن ذلک الفوز العظیم )
در اینجا انسان از این همه لطف و محبت پروردگار در حیرت فرو مى رود، خداوندى که مالک همه عالم هستى ، و حاکم مطلق بر تمام جهان آفرینش است ،
و هر کس هر چه دارد از ناحیه او دارد، در مقام خریدارى همین مواهبى که به بندگان بخشیده بر مى آید و اعطائى خود را به بهائى صد چندان مى خرد.
عجیبتر اینکه جهادى که باعث سر بلندى خود انسان و پیروزى و افتخار هر قوم و ملتى است ، و ثمراتش سرانجام به خود آنها باز مى گردد، به عنوان پرداخت این متاع شمرده است .
و با اینکه باید در مقابل متاع و بها معادله اى باشد این تعادل را نادیده گرفته و سعادت جاویدان را در برابر یک متاع ناپایدار که به هر حال فانى شدنى است (خواه در بستر بیمارى و خواه در میدان جنگ ) قرار داده .
و ازین مهمتر، با اینکه خدا از همه راستگویان راستگوتر است و نیاز به هیچگونه سند و تضمینى ندارد، مهمترین اسناد و تضمینها را براى بندگانش قائل شده است .
و در پایان این معامله بزرگ به آنها تبریک مى گوید و بشارت مى دهد، آیا لطف و محبت و مرحمت از این بالاتر تصور مى شود؟!
و آیا معامله اى از این پرسودتر وجود دارد؟
لذا در حدیثى از (جابر بن عبد الله انصارى ) مى خوانیم هنگامى که آیه فوق نازل شد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مسجد بود، حضرت آیه را با صداى بلند تلاوت کرد و مردم تکبیر گفتند، مردى از انصار پیش آمد از روى تعجب از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) پرسید: راستى این آیه بود که نازل شد؟ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود آرى .
مرد انصارى گفت (بیع ربیح لا نقیل و لا نستقیل ): چه معامله پر سودى ؟ نه این معامله را باز مى گردانیم و نه اگر بازگشتى از ما بخواهند مى پذیریم !

خون شهدا همانند اکسیر، این ملت را متحول کرد و در مسیر رشد قرار داد
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1251
  • منبع : تفسیر نمونه

برچسب ها

خاطرات مشابه

ثبت دیدگاه