شهید حاج عبدالله نوریان

حاج عبدالله به سادات بودن من خیلی احترام میگذاشت

  • کد خبر : 2533
حاج عبدالله به سادات بودن من خیلی احترام میگذاشت

نمی دانم شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان تخریب) در ما چه می دید که ما هنوز بعد از 58 سال در خودمان نمی بینیم. فکر می کنم به خاطر سادات بودنم که ایشان به ما خیلی احترام می گذاشت . من به یاد ندارم که به حاج عبدالله گفته باشم اسم من را بنویس […]

نمی دانم شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان تخریب) در ما چه می دید که ما هنوز بعد از 58 سال در خودمان نمی بینیم. فکر می کنم به خاطر سادات بودنم که ایشان به ما خیلی احترام می گذاشت .

من به یاد ندارم که به حاج عبدالله گفته باشم اسم من را بنویس چون بیشتر اوقات اسم من جزو برگزیده های حاج عبدالله برای انجام ماموریت ها بود. تقریباً یکی ، دو هفته پیش خوابش را دیدم و دو الی سه ماه پیش خواب سید محمد را دیدم. من خیلی علاقه به سید محمد و حاج عبدالله داشتم. 10 روز پیش خواب حاج عبدالله را دیدم که یک کلاه و اورکت بر تن داشت و من را دید و احوالپرسی کردیم  به ایشان گفتم : حاجی اجازه می دهی که من شما را ببوسم؟ گفت : چه کسی را می خواهی ببوسی؟ گفتم: عزیز دلم را و دست به گردنشان انداختم و ایشان را بوسیدم . من خیلی خواب ایشان را می بینم. اگر بگویم که شب ها با فکر ایشان می خوابم دروغ گفته ام اما همیشه در ذهنم هستند . شب های جمعه در هیئت هایی که می رویم خاطرات حاج عبدالله بازگو می شود و در موردش حرف می زنیم…

دست خط و نامه ی شهید حاج عبدالله نوریان
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2533
  • نویسنده : حاج سید محمود سیدمرتضی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

29بهمن
بعد ها متوجه شدیم حاج عبدالله به ارتفاعات بازی دراز رفته
سه روزی که از حاج عبدالله خبر نداشتیم ...

بعد ها متوجه شدیم حاج عبدالله به ارتفاعات بازی دراز رفته

ثبت دیدگاه