روایت حاج محمد زارعکار

بارانی که کلید پیروزی عملیات والفجر ۸ شد

  • کد خبر : 1452
بارانی که کلید پیروزی عملیات والفجر ۸ شد

با تعدادی از برادران تخریبچی ازجمله شهید علی اصغر صادقیان به گردان حضرت علی اکبر(ع) مامور شدیم. به محض اینکه سوار قایق ها شدیم نگرانی شدیدی وجودمان رو گرفت. هواکاملا روشن و مهتابی بود و بیم اون میرفت که برای غواصان خط شکن مشکل ایجاد شود . در همین نگرانی و اضطراب بودیم که به […]

با تعدادی از برادران تخریبچی ازجمله شهید علی اصغر صادقیان به گردان حضرت علی اکبر(ع) مامور شدیم.
به محض اینکه سوار قایق ها شدیم نگرانی شدیدی وجودمان رو گرفت. هواکاملا روشن و مهتابی بود و بیم اون میرفت که برای غواصان خط شکن مشکل ایجاد شود .
در همین نگرانی و اضطراب بودیم که به مدد خانم حضرت فاطمه زهرا(س) یک ابر آسمون اروند روگرفت وبارش باران شروع شد. اشک توی چشم بچه هایی که سوار قایق ها آماده برای حمله به دشمن بودند حلقه میزد. همه دست به دعا برداشته بودند و شکرگزار نعمت باران به درگاه الهی بودند. توی شدت باران از آنسوی اروند نور چراغ قوه ها بود که خاموش و روشن میشد واین علامت بچه های تخریبچی غواص بود که رفته بودند معبر باز کنند و این نوید باز شدن معبر و حرکت قایق ها به سمت معابر در جزیره ام الرصاص بود. بارون که شروع شد آب اروند هم به خروش اومد و موج اروند به قایق ها میخورد و آب به سر و روی بچه ها میریخت.


آخرین عکس دست جمعی با فرمانده
سردارشهید حاج عبدالله نوریان
فرمانده تخریب و مهندسی لشگر۱۰
شهید علی اصغر صادقیان
شهید محمد بهشتی
بیمارستان خرمشهر
عملیات ام الرصاص
۲۰ بهمن ۶۴

قایق ها داخل معبر از حرکت ایستادند و با هدایت بچه های تخریب از داخل موانع رد شدیم وداخل کانال در ساحل جزیره ام الرصاص به طرف منطقه درگیری حرکت کردیم پاکسازی سنگرها شروع شد و تقریبا به سمت عمق جزیره پیش رفتیم و ماموریت هامون رو انجام دادیم تعدادی از بچه ها مجروح وشهید شدند و فرمان عقب نشینی صادرشد و جزیره رو ترک کردیم چون عملیات ما ایضایی بود و سایر یگانها وارد در عملیات اصلی وارد فاو شدند و عملیات در آن محور ادامه پیدا کرد.
بعداز اینکه به خرمشهر برگشتیم به یکی از همشهریان که اهل علم و مطالعه و شب زنده داری بود برخورد کردم و او از چگونگی عملیات از بنده پرسید و من هم شرح درگیری بچه ها با دشمن و بارانی که به لطف خدا بارید رو برایش نقل کردم و او مطلبی گفت که خشکم زد. اون مرد اهل علم و عمل گفت: فلانی: میدانی ابری که شب عملیات بالای سر بجه ها قرار گرفت و شروع به بارش کرد با دعای چه کسی بود.. گفتم: نه .. و ایشان ادامه داد. آن شب خداوند دعای حاج عبدالله نوریان را مستجاب کرد و با دعای ایشان بود که نصرتی حاصل شد و رزمندگان توانستند با کمترین تلفات دشمن بعثی را در جزیره ام الرصاص تارو مار کنند

قلب انسان هم مثل این سنگ ها سیاه و کدر میشود
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1452
  • نویسنده : حاج محمد زارعکار
  • منبع : الوارثین

خاطرات مشابه

23آبان
تقویت همزمان توانمندی های نظامی و روحیه معنوی
اعتکاف در غار ارتفاعات بازی دراز

تقویت همزمان توانمندی های نظامی و روحیه معنوی

23آبان
مطالبه حاج عبدالله ازما این بود که میگفت باید در جنگ تاثیر گذار باشید
23آبان
سنگری درست کردیم که انگار می خواهیم دویست سال در آن بمانیم
حاج عبدالله نوریان گفت ما موقتا این جا هستیم

سنگری درست کردیم که انگار می خواهیم دویست سال در آن بمانیم