• امروز : دوشنبه, ۲۷ فروردین , ۱۴۰۳
توجه به آموزه‌ها و شعائر مذهبی تشیع

اهمیت دولت صفویه در تاریخ تشیع

  • کد خبر : 1192
اهمیت دولت صفویه در تاریخ تشیع

  مذهب تشیع به عنوان ایدئولوژی حاکم در جهان اسلام از اوایل تشکیل دولت اسلامی و بعد از رحلت پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله) جز در مقاطع کوتاهی و آن هم کم اثر، هیچگاه نتوانسته بود به جایگاه خود دست یابد. این تاکید، نفی گسترش گرایش به تشیع را در طول دوران حاکمیت […]

 
مذهب تشیع به عنوان ایدئولوژی حاکم در جهان اسلام از اوایل تشکیل دولت اسلامی و بعد از رحلت پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله) جز در مقاطع کوتاهی و آن هم کم اثر، هیچگاه نتوانسته بود به جایگاه خود دست یابد. این تاکید، نفی گسترش گرایش به تشیع را در طول دوران حاکمیت ایدئولوژی منشعب از تسنن نمی‎نماید. با این وجود، دولت صفویه برای اولین بار موفق شد تا این جایگاه را برای مذهب تشیع بازیابی نماید. بر این اساس، پرداختن به موضوع اهمیت دولت صفویه در تاریخ تشیع، موضوعی کلیدی و اساسی می‎باشد. رهبر انقلاب اسلامی در یکی از سخنرانی‌های خود در تبیین این اهمیت می فرمایند:«اینجانب برخلاف کسانی که صفویه را در چشم‎ها ضد ارزش کردند، تاکید می‌کنم که صفویه بزرگ‌ترین حق را به دانش فقاهت و کلام شیعی دارند، زیرا آن‌ها بودند که راه را باز کردند و علمای شیعه را در این سطح پرورش دادند».31 همچنین ایران به عنوان تنها جغرافیای سیاسی دارای فرهنگ غالب تشیع در جهان امروز، پایه‎هایش بر همان اصول و شرایطی که از زمان صفویه بنیان گذاشته شده، قرار دارد.32 بر همین اساس، نگاه به دولت صفویه را نباید همچون نگاه به یکی از سلسله‌های پادشاهی پیش از آن در ایران محدود کرد. در بعد سیاسی، ثبات و دوام و قوام استقلال سیاسی ایران در چهار قرن گذشته، وامدار دولت صفویه است. تثبیت مرزهای سیاسی، ارائه‌ی هویت سیاسی مستقل، تامین امنیت و ثبات معین ارضی، دفاع از کشور در برابر دشمنان خارج و به ویژه رهانیدن ایران از دست همسایگان طمع‎کار و ده‎ها کارکرد مهم سیاسی دیگر، تصویری از اهمیت این دولت را در تاریخ سیاسی ایران به نمایش می گذارد؛ لذا در مورد این دسته از دلایل اهمیت دولت صفوی گفته شده «اهمیت این سلسله به تاریخ ملی ایران محدود نمی‌شود، بلکه صفویان بودند که ایران را مجددا به صحنه‌ی تاریخ جهانی آورد.»33 با وجود تمام اهمیت و اعتباری که این دسته از کارکردهای دولت صفوی در تاریخ بلندمدت ایران زمین دارد، ولی در اینجا تنها به اهمیت و نقش کارکرد دولت صفوی در تاریخ تشیع پرداخته می‌شود.

1-  اختصاص یک جغرافیای سیاسی مشخص برای مذهب تشیع
جغرافیا به عنوان بستر حوادث تاریخی نقش مهمی در پیدایش و تحول تاریخ برعهده دارد. رسمیت مذهب تشیع در دوره‌ی صفویه و در آغاز توسط شاه اسماعیل اول، مذهب تشیع را دارای جغرافیایی نمود که به پشتوانه‌ی قدرت سیاسی حاکم بر این جغرافیا، توانست در میان دیگر مذاهب اسلامی برای خود، موقعیت مهمی بدست آورد. اگرچه پیش از این و در زمان خاندان‎های حکومت‌گر دیگری در ایران و خارج از آن، مذهب تشیع به عنوان گرایش مذهبی آن‌ها دیده می‎شود، اما هیچ‎کدام از آن‌ها نتوانستند یک جغرافیای ثابت و مستحکم و جاودانه‎ای را برای این مذهب فراهم نمایند. همچنین در نمونه‎های پیشین، مذهب تشیع امامیه، جایگاه سیاسی مستحکمی نداشت، لذا سایر گرایش‎های مذهبی تشیع را در برمی‎گرفت. این جغرافیای جدید که به تدریج و در طول سالیان متمادی و به انواع روش‌ها و منش‎ها برای مذهب تشیع فراهم شد، به رغم آنکه در میانه دو سنگ آسیاب تسنن یعنی جغرافیای سیاسی عثمانی و ازبکان قرار داشت، به دلیل موجودیت مستقلی که پیدا نموده بود، توانست در برابر تمام ناملایمات ناشی از این همجواری مقاومت نماید و به عنوان پایگاهی مستحکم برای مذهب تشیع تا زمان حاضر باقی بماند.

2- مکان‎یابی مذهب تشیع در پیدایش و تکوین هویت جدید ایران
هویت به عنوان یک مفهوم نسبی، مرز ما و دیگران را تشکیل می‎دهد.34 این مفهوم نسبی به عوامل متعددی وابسته است که در شکل‌گیری‎اش دارای نقش هستند. بی‎گمان، دین و گرایش‎های معنوی، یکی از شاخصه‎های اصلی در معرفی هویت است. در تاریخ ایران، سلسله‎‎های متعددی را می‌توان برشمرد که از شاخصه‎های دینی ویژه‎ای برخوردار بوده‎اند که به استناد به آن، هویت جامعه را تعیین نموده‎اند. از این میان، اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها نتوانستند پایدار باقی بمانند. اما اعلام رسمیت مذهب تشیع توسط شاه اسماعیل ضمن توجه دوباره به عنصر دین و مذهب به عنوان رکن هویت بخش جامعه و بازگرداندن مذهب به ارکان هویت بخش و اختصاص مکانی برای آن در میان عوامل موثر، هویت جدیدی را برای جامعه ایران تعریف نمود که شاخص آن، همین نوع مذهب بود. این اقدام به هر دلیلی که بوده باشد، مذهب تشیع را در جایگاه ایجادی برای هویت قرار داد و لذا به همین دلیل گفته شده اسماعیل اول در کنار به اطاعت در آوردن مناطق و ایالات داخلی، در سایه‎ی سعی و تلاش و تهدید و تشویق، مذهب تشیع را هم به همراه خود از یک نیروی اجتماعی به یک نهاد مستقر هویت بخش تبدیل نمود.35 هویت جدید ایرانیان به گونه‎ای بود که حتی در نامیدن آن‌ها نیز از اصطلاح تشیع استفاده شد و از عنوان «مسلمان شیعه ایرانی فارسی زبان»برای معرفی آنان استفاده می‌شود.36 این اقدام صفویان همان ویژگی پیش گفته است که براساس آن، هویّت سیاسی و فرهنگی امروز ایران نیز در قالب آن تعریف می‌شود.

شيخ صفی‌الدّين عالم ، عارف، مفسّر و محدث بود

3- توجه به علم و دانش‎های شیعی
دوره‌ی صفویه به عنوان آخرین دوره‌ی ‌شکوفایی تمدن اسلامی در ایران شناخته می‎شود. یک نکته‎ی مهم در این دوره که کلید فهم مدنیت ایرانی محسوب می‌شود این است که کارکرد مذهب تشیع به عنوان گرایش مذهبی حاکم بر این مرحله، چه عملکردی داشته است؟ به عبارت دیگر، تمدن اسلامی در قرون چهارم و پنجم و در اوج اعتلای خود به میزبانی و رهبری گرایش مذهبی تسنن و تشیع خوش درخشید اما در این مرحله، مذهب تشیع و آموزه‎های آن را در برگ برگ اوراق زرین تمدن اسلامی می‎توان دید. اهمیت این بعد از نقش صفویه در تاریخ تشیع از زاویه دیگری نیز قابل بررسی است. رسمیت مذهب تشیع در این دوره و توجهی که به علوم و دانش‌ها شد، نشان داد که مذهب تشیع با نگاهی سرچشمه گرفته از حکمت متعالیه، در حوزه‎های مختلف علمی نیز برای پیروان خود، برنامه و دستورالعمل دارد. مذهبی نوگرا و منطبق بر خواسته‌های روحی است که علائق علمی و ذوق هنری بشریت را نیز در نظر می‎گیرد. توجه به علوم و فنون مختلف، هنرها و صنایع گوناگون و ادبیات در دوره صفویه، یکی از شاخص‎های تمدنی این دوره محسوب می‌شود. شاهان صفوی به همان میزانی که در ترویج تشیع تلاش می‎کردند، در ایجاد مدارس و بسترهای مناسب برای آموزش دانش‎های مذهبی نیز می‎کوشیدند.37 این توجه وِیژه موجب رشد و گسترش علوم و دانش‌ها شد تا جایی که در بیشتر این رشته‎ها با پدیده‎ای به نام «مکتب»روبرو هستیم. رشد چشمگیر مدارس در داخل شهر اصفهان به عنوان پایتخت دولت شیعی صفوی که شاردن- سیاح فرانسوی- تعداد آن‌ها را در محلات مختلف درون حصار شهر 48 باب می‌نویسد،38 موجب شد تا مکتب فلسفه اصفهان، مکتب- سبک- ادبی اصفهان و مکتب معماری اصفهان شکل گیرد و در سایر علوم و دانش‌ها نیز ملاک‌های شاخصی از آن‌ها در این شهر دیده شود. تجلی شعائر شیعی در منابع و متون ادبی و علمی، شهر اصفهان را به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن شیعی صفوی تبدیل نمود به گونه‎ای که بررسی تاریخ تمدن شیعه بدون در نظر گرفتن صفویه و شهر اصفهان امکان پذیر نخواهد بود.

4- اعتلای هنرهای مبتنی بر آموزه‎های تشیع
آموزه‎های متعالی تشیع در حوزه مسائل هنری نیز با تشکیل و تثبیت دولت شیعی صفوی فرصت تجلی و اعتلا یافتند. در واقع، حمایت دولتمردان صفوی از هنرمندان و تشویق آن‌ها موجب شد تا هنر شیعی نیز به دست هنرمندان به سرعت مسیر تعالی و تکامل را پیموده، به عنوان مکتب و سبک خاص، مورد استفاده در دوره‎ها و مکان‎های دیگر قرار گیرد. در این رشد، شاخه‎های مختلف هنری مورد توجه بود. هنر نمایش با استقبالی که از برپایی تعزیه و نمایش‌های محلی در سوگواری امام حسین (علیه‌السلام) و یاران ایشان در این دوره شد، به درجه‎ای از رشد رسید که حتی به عنوان الگویی مورد استفاده غربیان نیز قرار گرفته است.39 تجلی شعائر شیعی در آثار معماری این دوره پا را از این فراتر گذاشت و عصر طلایی معماری اسلامی با رویکرد شیعی و به وِیژه در تزئینات به نمایش درآمد، اگر چه سازه‎های آن نیز از این ویژگی که به عنوان سرمشق و الگو مورد استفاده قرار گیرند، برخوردار هستند. اوج این تعالی را در طراحی شهری و معماری شهر اصفهان می‎توان دید که به طور حتم، کلکسیون معماری و تزئینات هنری شیعی است. تجلی هنر شیعی را حتی در قالی‌بافی و نساجی، سفال‌گری و فلزکاری این دوره می‎توان دید. اما در میان، رشد هنر نقاشی و به ویژه خوشنویسی با رویکردی مبتنی برآموزه‎های شیعی ازجلوه‎های بیشتری برخوردار است. به ستثنای نقاشی‎های کاخ‎ها و بناهای سلطنتی که نمایش نامطلوبی از هنر نقاشی غیر دینی و نفسانی و شهوانی و همچنین تاثیر پذیرفته از نقاشی غیر ایرانی- چینی و اروپایی –را عرضه می‎کند، تمامی آثار دوره صفوی، اوج تجلی هنر نقاشی و خوشنویسی شیعی را نشان می‎دهند. عالی‎ترین نمونه‎های خوشنویسی در کتیبه‎های مساجد و مناره‎ها و آثار با محتوایی مبتنی بر عقاید شیعه و به زیباترین نمایش ممکن همراه با طرح و نقش‎های برگرفته از حکمت متعالیه هنر شیعی در آثار این دوره، نشانگر این واقعیت مهم هستند که هنرهای مبتنی بر انگاره‎های شیعی نیز پس از دوران طولانی صبر و انتظار، تنها از دوره‎ی صفویه توانستند جایگاه خود را در تمدن اسلامی بازیابند و برای سایر مسلمانان و دیگر جوامع بشری به عنوان الگو مورد استفاده قرار گیرند.

آنها کودتاچی و قلدرهایی بودند که تصادفاً شیعه بودند

5-  حمایت از علمای شیعه و فراهم کردن زمینه رشد دانش‎های شیعی
تاریخ تشیع سرشار از مجاهدت‎ها و تلاش‎های علمی و فرهنگی عالمان و فرهیختگان بزرگواری است که عمر خود را صرف اعتلای فرهنگی تشیع نموده‎اند. دولت صفویه با اعلام رسمیت مذهب تشیع و پایبندی به این مذهب، پشتوانه محکمی برای این دسته از دانشمندان فراهم کرد. دعوت از علمای شیعه سایر مناطق جهان اسلام و استقبال از آن‌ها و توجه و حمایت وِیژه از این عده در کنار حمایت از علمای ایرانی و واگذاری برخی مشاغل و امور مهم، علمای شیعه را به محور و ستون حرکت فرهنگی شیعی دوره صفویه تبدیل نمود. نهضت فرهنگی شیعی دوره صفویه به واسطه وجود این بزرگان جهان تشیع که به طور جدی مورد حمایت و توجه دولت صفوی بودند، ممکن شد. ناگفته نماند که همراهی علما با دولت صفوی، یک نیاز ضروری برای دفاع از تشیع بود، لذا این عده با حضور در حیطه قدرت قزلباش‎ها، از راه گسترش اندیشه‎های شیعی و عمق بخشیدن به آن، نقش اساسی را در کنترل قدرت موجود و پیشگیری از انحرافات بیشتری که خطر آن‌ها وجود داشت، ایفا کردند.40 علاوه بر این، علمای شیعه با در نظر گرفتن وظیفه اصلی خویش، به گونه‎ای حرکت نمودند که نتیجه آن، تبدیل گرایش‎های شیعی سیاسی به گرایش‎های شیعی اعتقادی و فقاهتی بود. در واقع، مهندسی فرهنگی شیعه که مبین برنامه‎ریزی و مدیریت جامعه بود، به تدریج در اختیار علما قرار گرفت. علاوه بر موارد فوق، دولتمردان صفوی با حمایت از دانشمندان شیعی صاحب تخصص در گرایش‎های مختلف علمی و مشاوره با آنان و عمل به رهنمون‌های آنان، فرصت و امکانات لازم را برای درخشش آن‌ها در جهان اسلام فراهم نمودند. از این رو بود که افرادی همچون شیخ بهایی، ملاصدرا، میرفندرسکی و علامه مجلسی در صدر متخصصین و صاحب‌نظران علوم مختلف زمان خود قرار گرفته و خود و آثارشان در جهان علم و دانش شناخته شده‎اند. این حکما و دانشمندان که هر کدام چهره‎ی واقعی حکیم مسلمان و جامع علوم گوناگون بودند، با استفاده از مقامات رسمی که در اختیار گرفتند، طراحی یک برنامه جامع تمدن‎ساز را نمودند که در نتیجه‎، علوم گوناگون مبتنی بر معارف معنوی تشیع گسترش یافت، آن‎گونه که مدنیت صفوی با راهبرد مهندسی فرهنگی شیعی به اوج شکوفایی رسید و بار دیگر تجدید حیات علمی ایران در دوره صفویه به ثبوت رسید و حکما و معماران و مهندسان شهرساز، مدارس و مساجد و پل‎ها و قصرها و محلات و کاروانسراهای گوناگون را که برپا داشتند همه حکایت از آن طرح جامع تمدن‎ساز صفوی بر مبنای مهندسی فرهنگی مبتنی بر عقلانیت شیعی دارد. برای نمونه در این مورد، طراحی‎های شهری شیخ بهایی در چشم‌انداز معنویت اسلامی استوار بود و دروازه‎ای میان جهان محسوس و جهان معقول محسوب می‎شد. ریاضیات در این معماری به عنوان جوانب وجودی وحدت و تصویری از کثرت به سوی وحدت بود، آن گونه که این مهندسی از معارف باطنی تشیع حکایت دارد و کثرت‎ها، جوانب وجودی وحدت هستند. هنر معماری شیعی صفوی، طرح جهان‎شناسی قرآن در آیه‎ی نور را بازنمایی می‎کند، آن‎گونه که در طرح گنبد صفوی به عنوان نماد کهکشان، دو صفت الهی اول و آخر و اشراق نورالهی نمایش داده می‎شود که مستلزم آن است که جهان از لحاظ زمانی، متکی بر مبدا الهی دیده شود و خدا، اول است و عالم از او آغاز شده و خدا، آخر است و عالم به او باز می‎گردد و نور او روشنایی بخش همه‎ی تاریکی‎هاست و همه چیز از اوست و بازگشت همه به سوی اوست.

6- توجه به آموزه‌ها و شعائر مذهبی تشیع
آموزه‎های مذهبی و شعائر خاص یک مذهب به عنوان شاخص‌های وحدت‌بخش و البته عنصر تمایز بخش بین گروه‎های مختلف مذهبی شناخته می‎شوند. یکی از مهم‎ترین نقش‎ها و اهمیت‎های دولت صفوی در تاریخ تشیع این است که آن‌ها پس از اعلام رسمیت این مذهب، تلاش زیادی در احیای آموزه‎ها و شعائر مذهبی شیعه نمودند و حمایت پیوسته‎ای از آنها داشتند. ضمن اعتراف به وجود برخی افراط‌ها و خرافات و رفتارهای ناشایست از سوی بعضی از سلاطین صفوی و کارگزاران آن‌ها به وِیژه در اواخر این دوره و هم زمان با تغییر محتوایی در نوع تشیع حاکم بر جامعه صفوی از سیاسی به فقاهتی و اعتقادی، شاهد رشد بیشتر و توجه دقیق‎تر آموزه‎ها و شعائر مذهبی شیعه نیز در این دوره هستیم. این رشد و توسعه موجب شد تا متون فقهی و حدیثی متعددی نیز در راستای توجه بیشتر به آموزه‎های شیعی به رشته‎ی تحریر درآید که هدفی جز نهادینه کردن آموزه‎های شیعی نداشتند. این نقش مهم و کلیدی صفویه در بررسی تاریخ تشیع متاسفانه به دلیل همین انحراف‎ها، مورد غفلت واقع شده‎اند، در حالی که مباحث بسیار مهم و اساسی همچون وجوب و یا استحباب نماز جمعه و نمونه‎های دیگر در این دوره، سخت مورد توجه و اظهار نظر علما قرار گرفت. در واقع، دولت صفویه با توجه به این مسائل، نشانه‎های شاخص در اعمال و رفتار شیعیان را تثبیت و نهادینه کرد که در نقطه اوج این شاخص‎ها، مراسم سوگواری و جشن‎های مذهبی قرار داشت. همچنین توجه به سنت وقف با کارکردهای توسعه معارف شیعی و فرهنگ دینی حاکم بر جامعه در این دوره با نقش‌های متفاوت صورت پذیرفت که حاصل آن، گرایش به سمت احیا و توسعه موقوفاتی بود که عمده‌ترین محل تامین مخارج ضروری برای توسعه مدارس دینی و معارف شیعی محسوب می شدند.

آنها کودتاچی و قلدرهایی بودند که تصادفاً شیعه بودند

7-  قرار دادن مذهب تشیع به عنوان رکن اساسی در نظام‌سیاسی و قضایی
یکی از مشکلات مذهب تشیع تا پیش از رسمیت آن در دوره صفویه این بود که هیچگاه – و حتی در دوره‎هایی که مورد توجه و پذیرش حکومت‌ها بود- به عنوان ملاک و معیاری برای نظام‎های سیاسی و قضایی پذیرفته نشده بود. حتی با فرض رایج بودن قواعد و قوانین شیعی در برخی حکومت‎های محلی و سلسله‎های حکومتی پیش از صفویه، هیچ‌گاه آنها نتوانستند از آموزه‎های مذهب تشیع در تثبیت حاکمیت خود و مشروعیت‎پذیری خویش و نیز اعمال قوانین قضایی استفاده نمایند. این مسئله حتی در دوران پس از سقوط بغداد و خلافت عباسی و رواج اسلام مردمی پیش گفته نیز ممکن نشد. دولت صفویه را از این نظر باید پیشرو دانست.آن‌ها با استفاده از آموزه‎های شیعی، اولا در راه تثبیت حاکمیت خود و مشروع جلوه دادن خود برای حکومت استفاده کردند و ثانیا با در اختیار قرار دادن مقام قضاوت در دست مقام صدر که متولی آن از بین روحانیون دینی انتخاب می‌شد به همراه برخی دیگر از مشاغل و مناصب که در اختیار علمای دین بود، مذهب تشیع را از حالت یک مذهب ساده و صرفا در بعد عبادی، خارج و آن را به عنوان مذهبی پویا و فعال و صاحب نقش و اثر در زندگی سیاسی –اجتماعی جامعه عرضه نمودند. در این زمینه نیز با اذعان به برخی انحرافات و سودجویی‎های صورت گرفته از مذهب تشیع برای منافع شخصی سلاطین و یا رفتارها و فرامین خلاف دستورات شرعی، برکشیدن مذهب تشیع را تا حد ملاکی برای پذیرش یا رد سلطان به عنوان تاثیر و اهمیت وِیژه صفویان در تاریخ تشیع می‎شناسیم. آن‌ها با انتساب خود به اهل بیت (علیهم السلام) و ادعای نیابت امام زمان(عج)تلاش نمودند تا از نوعی مشروعیت دینی استفاده و خود را شایسته‎ترین افراد برای حکومت معرفی نمایند. از سوی دیگر، رسیدگی به جرائم و صدور حکم بر مبنای آموزه‎های شیعی، مسئولیتی بود که در این دوره برعهده‌ی گروه‎های مذهبی و علما بود. این دو موضوع به عنوان رویکردی جدید و با ثبات در تاریخ تشیع در ایران، یادگار دوره‌ی صفویه است.
علاوه بر موارد فوق، ایجاد امنیت و تمرکزگرایی و استفاده از آن برای انتشار مذهب تشیع درکل کشور، توجه به اماکن مذهبی شیعه به ویژه حرم امام رضا(علیه السلام)و عتبات عالیات، ساخت‎وساز و گسترش اماکن دینی و مزین نمودن آنها به نمادها و شعائر شیعی و …، نمونه‎های دیگری از اقدامات صفویان است که در بررسی اهمیت دولت صفویه در تاریخ تشیع می‎توان به آن‌ها نیز توجه نمود. این اقدامات صفویان خواه مبتنی بر نیازهای سیاسی باشد و یا نشانگر اعتقاد راسخ آن‌ها به تشیع‎ فرصت‎های جدیدی را برای مذهب تشیع فراهم کرد که پرداختن به آن‌ها در تاریخ تشیع ضرورت دارد.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1192
  • منبع : مجله سوره

برچسب ها

خاطرات مشابه

ثبت دیدگاه