• امروز : دوشنبه, ۱۴ اسفند , ۱۴۰۲
به روایت حاج سید محمد عابدین زاده

انتقال فرماندهی از حاج عبدالله به آقا سید محمد و حاج مجید

  • کد خبر : 2940
انتقال فرماندهی از حاج عبدالله به آقا سید محمد و حاج مجید

یک روند کلی در گردان تخریب از زمان شهید حاج عبدالله نوریان در گردان شکل گرفت و بچه ها دیگه بعد از شهادت حاج عبدالله ، خیلی ها شون سابقه دارهای گردان بودند و اون حس و حال واحوالات را دیده بودند .  بنابراین بعد از شهادت حاج عبدالله امکان تغییر این روند و رویه […]

یک روند کلی در گردان تخریب از زمان شهید حاج عبدالله نوریان در گردان شکل گرفت و بچه ها دیگه بعد از شهادت حاج عبدالله ، خیلی ها شون سابقه دارهای گردان بودند و اون حس و حال واحوالات را دیده بودند .  بنابراین بعد از شهادت حاج عبدالله امکان تغییر این روند و رویه وجود نداشت .

بین بچه های گردان بالاخره استوانه هایی بودند مثل ناصر اربابیان ، حاج علی روح افزا ، حاج احمد خسرو بابایی، حاج ابراهیم قاسمی مرشد ، که حضور این افراد مانند اوتاد و میخ هایی بود که این بنا را نگه می داشت . به نظر من گردان پس از شهادت حاج عبدالله و آغاز فرماندهی شهید سید محمد زینال حسینی تغییر خیلی جدی ای نکرد چون مسیر شکل گرفته بود .

بعد از شهادت شهید سید محمد زینال حسینی که حاج آقا مجید مطیعیان فرمانده گردان شد ، یک مقداری دی سیپلین آقای مطیعیان بیشتر بود چون جدیت بیشتری داشت . در این زمان هم شهید حاج قاسم اصغری به گردان برگشتند . شهید اصغری ویژگی های خودش را داشت که مکمل فرمانده گردان ، حاج مجید مطیعیان می شد . درواقع شهید اصغری و شهید مطیعیان با هم می شدند شهید سید محمد زینال حسینی .  یعنی اگر حاج قاسم نبود تغییر اساسی ایجاد می شد.  همکاری این دو بزرگوار باعث میشد هم فضای معنوی و هم جدی و کاری با یک ظرفیت پذیرش عمومی  بچه ها همراه باشد . شاید اگر این دو نفر کنار هم نبودند یک ضربه هایی خورده می شد ولی در مجموع به نظر من خوب مسیری طی شد .

معبر حاج قاسم اصغری در عملیات عاشورای سه به روایت حاج حسن نسیمی

سید محمد اوایل که فرمانده شد ، خب بین بچه ها مقبولیت حاج عبدالله را نداشت ولی با گذشت زمان این مقبولیت را کسب کرد و خود را ثابت کرد .

حاج مجید یک مدتی در گردان نبود و دوباره اومده بود و برای بعضی ها ، تازگی داشت که حاج مجید بخواهد کا ر را دست بگیرد بخصوص با تفاوت هایی که بین حاج مجید و سید محمد بود . حاج قاسم اصغری خیلی خاکی و لوطی مسلک بود و حاج مجید جدی بود اگر یکدفعه یک گردانی برود به سمت دی سیپلینی بودن خیلی برای بچه ها سخت می گذره که این طبیعی بود . بعد ها باید آن فرصت داده می شد که ایشون خودشان را نشان دهند و ایشان هم کاملا موفق توانستند خودشان را ثابت کنند . بالاخره حاج ناصر اربابیان هم به عنوان معاون نقش ایفا کرد و حاج قاسم اصغری این را تکمیل کردند.

طبیعی بود که بعضی ها خوشان را قوی می دانستند و موافق نبودند . حرفشان هم حرف بی ربطی نبود ولی کوتاه مدت بود که به مرور زمان تغییر کرد و رفت به سمت اینکه همراهی هایی ایجاد بشه چون بالاخره وجدان و ایمانشان و نگاه های عمیقشان نمی گذاشت کار را زمین بگذارند ولو اینکه نقدهایی داشتند مانند شهید پیکاری که قبل از شهادتشات غرغر می کرد و ناراحت بود ولی برای غواصی هم آمدند و به شهادت رسیدند . بچه های گله مند هم داشتیم اما همراه بودند و وظیفه خود را انجام می دادند .

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2940
  • نویسنده : حجه الاسلام حاج سید محمد عابدین زاده
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه