• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

خالدین

مسئول آموزش پادگان امام حسین علیه السلام ، شهید میثم شکوری
بخاطر بلایی که سر ما آوردید گریه میکنیم

مسئول آموزش پادگان امام حسین علیه السلام ، شهید میثم شکوری

شهید میثم (مرتضی) شکوری مسئول آموزش بودند در پادگان امام حسین. سال 61 که ما را بردند آنجا دوره 28 آموزش بسیج بود. من قبلش خیلی آموزش دیده بودم. تک آورهای شیراز با من کاری کردند که من وقتی سال 59 با 13 سال سن تک آور را آموزش دیدم  عکس دارم که ژسه از […]

ناگهان تمام نیروهای عراقی سر اسلحه هایشان را طرف بلدوزر گرفتند
سنگر سازان بی سنگر

ناگهان تمام نیروهای عراقی سر اسلحه هایشان را طرف بلدوزر گرفتند

بسم الله الرحمن الر حیم اینجانب سید جواد اخوت پور  از گردان مقدس امیرالمومنین از لشکر 14 امام حسین (ع)  هستم . خاطره ای که من می خواهم بگویم  در رابطه با سنگرسازان بی سنگر است . عملیات کربلای 5 که ما انجام دادیم  بعد از حدود بین 30 تا 40 روز پاتک عملیات کربلای […]

پیکر شهیدی که بعد از چهارده سال ، سالم پیدا شد
شهید محمدجعفر نصر اصفهانی

پیکر شهیدی که بعد از چهارده سال ، سالم پیدا شد

بسم الله الرحمن الرحیم توفیقی نصیب ما شد که  در گروه تفحص شهدای لشکر 14 امام حسین  به دنبال پیکر مطهر شهدا بگردیم. یکی از مناطقی که ما شروع به تفحص کردن  کردیم منطقه ی طلائیه بود. در یکی از ماموریت هائی که ما  برای تفحص شهدا رفتیم. حدوداً ساعت 4 الی 5 عصر بود […]

این ترکش ها نهایتاً ختم به شهادت من می شود
ایشان گفت دیشب خواب دیدم

این ترکش ها نهایتاً ختم به شهادت من می شود

بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب اکبر جوانی از رزمندگان دوران دفاع مقدس که در سال 1363 در تیپ 28 صفر مشغول انجام وظیفه بودیم با شهید بزرگواری به نام شهید عبدالرضا حمیدی در قسمت تخریب تیپ 28 صفر مشغول خدمت بودیم. ماموریت های مختلف می رفتیم. یکی از بهترین دوستان بنده ایشان بود. در منطقه […]

کسی حق شنا کردن در اروند رود را ندارد
دوباره خندید و گفت طوری نیست عزیز

کسی حق شنا کردن در اروند رود را ندارد

بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب کمال اسماعیلی از نیروهای لشکر 14 امام حسین (ع)  در زمان دفاع مقدس هستم . می خواهم یک خاطره ی شیرینی از شهید خرازی برای شنوندگان عزیز عرض کنم . در عملیات والفجر هشت ما ابتدا سمت کارخانه نمک عملیات انجام دادیم  بعد به دلیل مسائل نظامی لشکر امد سمت […]

روزی که حاج قاسم تانک رو منفجر کرد
گفت مواظب من باش میرم سراغ تانک

روزی که حاج قاسم تانک رو منفجر کرد

یکی از اعجوبه های تخریب شهید غلامرضا زعفری بود و عشقش زدن معبر تعجیلی بود. وقتی هم از خاطراتش تعریف میکرد اونقدر خوش سخن بود که نمیفهمیدی زمان چگونه میگذره حین تعریف خاطراتش از حرکات دست وسرش هم استفاده میکرد که این خودش خیلی جذابیت داشت بعد از شهادت شهید حاج قاسم اصغری و رسول […]

خاطرات اسارت در اردوگاه موصل
گفتند با ایران به توافق رسیدند

خاطرات اسارت در اردوگاه موصل

به نام خدا قبل از خاطرات مربوط به اردوگاه موصل ابتدا دو خاطره برای شما می گویم در منطقه که ما بودیم هشت سنگر در عقب وجود داشت و دو سنگر به فاصله 200 متر جلوتر که سنگر ی که ما در آن مستقر بودیم  جلو زیر دیدگاه عراقی ها بود و سنگر از همه […]

دستی را که مدیون شهید حاج عبدالله نوریانم
روزی که مجروح شدم

دستی را که مدیون شهید حاج عبدالله نوریانم

سال 1361 نزدیک به سال 1362بود .  با حاج عبداله و یک سری از بچه های دیگه از جمله آقای حاج عبداله سمنانی، فرامرز ابوالفضل هنجانی  حسین دیوارگر ،اقای سید مرتضی محبوب مجاز و تنی چند از دوستان دیگر که ما رفتیم با بازدید راز بالای قله 1150 که من وارد میدان مین شدم میدان […]

ماجرای اسارت سربازان ارتش در دهلران
به روایت سرباز ، جانباز و آزاده دفاع مقدس

ماجرای اسارت سربازان ارتش در دهلران

بسم الله الرحمن الرحیم به یاد شهدا و به یاد امام شهدا بنده جواد رجبی متولد سال 1345 اعزامی از لشکر 21 حمزه به منطقه بودم  دوران آموزشی در لجستیک تهران بودیم میدان حر یک هفته آن جا بودم وبعد از یک هفته به مشهد مقدس اعزام شدیم. دوران آموزشی کلاً در اردوگاه 541  مشهد […]

شبی که فرمانده سپاه کردستان ، شهید حاج داوود کریمی سینه خیز رفت
شناختمش ولی خواستم اذیت کنم

شبی که فرمانده سپاه کردستان ، شهید حاج داوود کریمی سینه خیز رفت

سال 58 بود وقتی وارد سنندج شدیم ، درگیری اوج پیدا کرده بود . یه تپه ای بود که بهش میگفتن باشگاه افسران ،تقریبا خوابگاه مانند بود ،که ما اونجا مستقر شده بودیم بالای تپه طوری بود که به همه جا تمرکز داشتیم .  بهار 58 تازه انقلاب پیروز شده بود.عکسشم هست اتفاقا موهامم خیلی […]