ما و برادران افغان برادریم، هم کیش و هم سایه ایم
جانباز و آزاده سر افراز آقای جواد رجبی
درباره ی گروه خالدین
شیفته ی سیدابراهیم شدم ، طوری که حاضر بودم جانم را فدایش کنم …
فقط شهید حسین کاشانی آمار را دقیق و بروز رد میکرد
گم شدن شهید مرتضی اسماعیل زاده، معجزه ی خدا بود
زخم زبان های مردم و اقوام را چه طور تحمل کنم؟
ابراهیم عشریه عارف بالله بود و من هم او را نشناختم
بعد از این که دوران نقاهت شیمیایی را در بیمارستان لقمان قزوین گذراندم و به منطقه برگشتم ، دوستان در غرب بودند و در شهر ماووت عملیات شده بود . لشکر آن جا کار می کرد. وقتی من رسیدم دوستان می خواستند به جنوب بروند . عملیاتی که عراق انجام داده بود باعث شد عراق […]
سال شصت و هفت ، روزهایی بود که عراق دفاع متحرک می کرد و به جلو می آمد ، ما داشتیم انبار زاغه را خالی می کردیم . شهید امیر یشلاقی هم بود . شهید حاج ناصر اربابیان (معاون گردان) گفت ما با موتور به جلو می رویم که از نیروهای عراقی خبر بگیریم . […]