• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های دفاع مقدس - صفحه 19 از 70 - خالدین

اعتمادی که فرماندهان لشگر به حاج عبدالله نوریان داشتند
حاج عبدالله به غیر از فرماندهی ، حکم پدر را هم داشت

اعتمادی که فرماندهان لشگر به حاج عبدالله نوریان داشتند

حاج عبدالله نوریان بُعد معنوی و نظامی در شخصیتش را با همدیگر ترکیب کرده بود و این برای خود من هنوز هم جذاب است . یعنی آدم عجیبی بودند . ایشان ظاهرا قبل از انقلاب شاگرد آیت الله حق شناس بودند و به لحاظ اخلاقی وجوهاتی داشتند که به نظر من کمتر شخصیتی در جنگ […]

عملیات والفجر هشت به روایت حاج محمد زارعکار
آخرین دیدار با شهید حاج عبدالله نوریان

عملیات والفجر هشت به روایت حاج محمد زارعکار

ما در جریان عملیات والفجر هشت به گردان حضرت علی اکبر علیه السلام مامور شدیم . مسئول تیم ما ، فکر کنم آقای علی اصغر صادقیان بود . من و علی اصغر صادقیان همیشه با هم شوخی می داشتیم . آن شب آمدیم و سوار قایق شدیم و منتظر بودیم که بچه ها ی غواص […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمد زارعکار
این خاطره ای بود که من در بدو ورودم از حاج عبدالله داشتم

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمد زارعکار

بنده محمد زارعکار هستم . در دوران دفاع مقدس قبل از این که وارد گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام بشوم ، مدتی در گردان تخریب لشگر علی ابن ابیطالب علیه السلام بودم . و همیشه ، آن جا تعریف تخریب سیدالشهدا را میشنیدیم و علی الخصوص ذکر خیر حاج عبدالله نوریان را زیاد […]

نظم ، یکی از ویژگی های بارز شهید ابوالفضل رمضانی بود
تصویری که از شهید ابوالفضل رمضانی در ذهن دارم

نظم ، یکی از ویژگی های بارز شهید ابوالفضل رمضانی بود

شهید ابوالفضل رمضانی را در قلاجه زیارت کردم و مدت کوتاهی توفیق داشتم در محضرشان باشم. فکر می‌کنم در همان زمانی که در قلاجه بودیم ایشان به تخریب آمدند. یک انسان‌دوست داشتنی و بی‌تکلف بود یعنی اگر در بعضی‌ها مصادیقی از کارهای عجیب غریب وجود داشت، من در شهید رمضانی این‌گونه موارد را سراغ ندارم، […]

ابعاد شخصیتی شهید سید محمد زینال حسینی
چند خاطره از شهید سید محمد

ابعاد شخصیتی شهید سید محمد زینال حسینی

قبل از این‌که بخواهم به‌اندازه فهم خودم نه شخصیت واقعی شهید سید محمد زینال حسینی صبحت کنم لازم است مقدمه‌ای را تقدیم کنم. امروز چه تعریفی از شهید سید محمد زینال حسینی داریم؟ سید محمد چه ویژگی‌هایی داشت؟ چرا تا به امروز به انحصارات اکتسابی و انتسابی سید محمد و حاج ناصر که به نظر […]

سومین فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهدا ع ، حاج مجید مطیعیان
به روایت رزمنده دفاع مقدس ، حاج عبادالله قنبری

سومین فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهدا ع ، حاج مجید مطیعیان

حاج مجید مطیعیان (آزاده و استراتژیست) فارغ از جلوه تعبدی ، حاج مجید تفکر و عیار مخصوص خودشان را داشتند، بسیار دقیق و نکته‌سنج، تحلیلگر، آینده‌پژوه و برنامه دار بود، نمی‌دانم ایشان این خصوصیات پس از دوره اسارت تحصیل‌کرده بودند یا اکتسابی بود، به نظرم امروز هم همین ویژگی‌ها را با بلوغ عمیق‌تری دارند، در […]

هر کم و کسری داشتی اول به خودم بگو …
من به‌جای شما بودم برادران حمل‌ونقل را دور قرارگاه پامرغی می‌بردم

هر کم و کسری داشتی اول به خودم بگو …

در مأموریت به اطلاعات و شناسایی منطقه عملیاتی کربلای پنج، دست من مجروح شد و به خاطر محدودیت ناشی از مجروحیتی که از ناحیه دست پیداکرده بودم به این باور رسیدم که وجود من در گردان تخریب مؤثر نیست و نباید برای سایر دوستان مزاحمت ایجاد کنم، بنابراین تصمیم گرفتم به‌جایی بروم که مفید واقع […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج عبادالله قنبری

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج عبادالله قنبری

به گزارش خالدین، عباد الله قنبری همدانی از رزمندگان گردان تخریب لشگر ده سیدالشهدا علیه‌السلام در دوران هشت سال دفاع مقدس بودند و امروز پس از گذشت بیش از سی سال از پذیرش قطع‌نامه، دعوت پژوهشگران گروه خالدین را پذیرفته و در مقابل دوربین، برای شرحی از خاطرات خود حاضرشده‌اند. آنچه مطالعه می‌کنید، بیان ایشان […]

به نظرم آیفا خاطره ای جدا نشدنی از خاطرات گردان تخریب است
خاطره هایی که با آیفای گردان تخریب داشتم

به نظرم آیفا خاطره ای جدا نشدنی از خاطرات گردان تخریب است

دریکی از تک‌های عراق در منطقه فکه که درواقع، عملیات پدافندی آن بر عهده برادران ارتش بود، حسب دستور برای ایجاد موانع گردان وارد شد، بعد از دفع تک عراقی‌ها، یک آیفای عراقی وسط میدان مین بود. پس از کسب اجازه آیفا را به‌عنوان غنیمت آوردیم البته ترکش شیلنگ‌های رادیاتورش پاره کرده بود و خودمان […]

هیچ وقت نگفت که نمی شود و نمی توانم
شهید حاج موسی انصاری خیلی انسان شریف و نجیبی بود

هیچ وقت نگفت که نمی شود و نمی توانم

شهید حاج موسی انصاری خیلی انسان شریف و نجیبی بود. حقیر ایشان را عابد پنهان گردان تخریب می‌دانستم. به جهت جسمانی محدودیت داشتند اما علی‌رغم محدودیت‌های جسمی هیچ‌وقت از زیر هیچ کاری شانه خالی نمی‌کرد. مسئول دسته بود اما از همه دسته بیشتر تلاش می‌کرد هیچ‌وقت نشنیدم بگویند نمی‌شود یا نمی‌توانم توکل و توسل بسیار […]