• امروز : چهارشنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۵
مشروطه خواهی که به جرم مخالفت با مشروطه اعدام شد …
با اشخاص بی‌دین و فرقه گمراه و گمراه‌گر مخالفم

مشروطه خواهی که به جرم مخالفت با مشروطه اعدام شد …

سال ۱۲۸۷ شمسی محمدعلی قاجار مجلس را به توپ بست و مشروطه‌خواهان را کشت و دوره استبداد صغیر شروع شد. البته این استبداد صغیر یک سال بیش‌تر طول نکشید و مشروطه‌خواهان تفنگ‌به‌دست از شمال و جنوب آمدند و تهران را فتح کردند و محمدعلی قاجار را از سلطنت عزل کردند و دوباره مجلس برپا شد، […]

شهیدی که توانست قانون کشف حجاب را هشت سال به تاخیر بیاندازد
آیت الله شیخ محمد تقی بافقی

شهیدی که توانست قانون کشف حجاب را هشت سال به تاخیر بیاندازد

شهید آیت الله شیخ محمد تقی بافقی از علمای برحسته یزد توانست با شجاعت تمام در برابر کشف حجاب رضا خانی بایستد و اجرای این قانون را هشت سال به تعویق بیندازد. رضا خان در سفر به ترکیه و دیدار با آتاترک تصمیم به کشف حجاب زنان ایران گرفت و ابتدا با کشف حجاب زنان […]

اگر کسی بدون اجازه ما ، وارد ایران شود او را با تیر می‌زنیم
سلطان عثمانی توقع شنیدن چنین سخنانی را نداشت

اگر کسی بدون اجازه ما ، وارد ایران شود او را با تیر می‌زنیم

مدرس در کاخ «دلمه» با اشغال بخش‌های وسیعی از ایران، در جنگ جهانی اول و از هم پاشیده شدن شیرازه حکومت مرکزی، جمعی از دولتمردان وطن‌دوست ایران، دولتی موقت را در کرمانشاه، به ریاست «نظام‌السلطنه مافی» تشکیل دادند که شهید مدرس نیز، در آن عضویت داشت. با گسترش میدان نبرد و حمله روس‌ها به مناطق […]

مصاحبه با رهبر معظم انقلاب درباره فدائیان اسلام
سه سال و خرده ای که برای کشور ما خیلی حساس بود

مصاحبه با رهبر معظم انقلاب درباره فدائیان اسلام

سؤال: چنانچه حضرتعالی مستحضرید اولین مبارزه‌ی مرحوم نواب صفوی پیش از آنکه جنبه‌ی سیاسی، نظامی داشته باشد جنبه‌ی فرهنگی داشت، به این معنی که ایشان اولین مبارزه را با افکار کسروی شروع کرد، حالا از نظر حضرتعالی تأثیر این حرکت در جامعه‌ی آن روز مخصوصاً در میان روشنفکران و علماء چگونه بود؟ پاسخ: البته کاری […]

سید مجتبی میر لوحی معروف به نوّاب صفوی
مقابله با کسروی و افکار غیر اسلامی منتشر شده

سید مجتبی میر لوحی معروف به نوّاب صفوی

سید مجتبی میرلوحی، معروف به «نواب صفوی» سید مجتبی میرلوحی، معروف به «نواب صفوی»، فرزند سید جواد متولد سال ۱۳۰۳ هجری شمسی است. سید مجتبی سوره‌های قرآن را به تشویق پدر و مادر خویش حفظ می‌کند و با پدر روحانی خود در مجالس قرائت قرآن شرکت فعال دارد. هفت ساله است که راهی دبستان می‌شود و پس […]

اگر حقّ با قلب پیوند خورده باشد، شهادت از عسل شیرین تر است
آنها که حق لا قلبشان پیوند خورده بود

اگر حقّ با قلب پیوند خورده باشد، شهادت از عسل شیرین تر است

در تاریخ دیده اید که وقتی در منزل زباله خبر شهادت حضرت مُسلم(ع) رسید، خیلی ها برگشتند. تا آنجا حدود ۲۰۰ شتر، بارِ کاروان را حمل می‌کرد، امّا بنابر نقل ها فقط حدود سی و چند شتر وارد کربلا شد! اینها را دقیق بررسی کنیم تا ببینیم چه شده است. خیلی ها در منزل زباله […]

شهیدی که مانع سقوط آبادان شد
شهید دریاقلی سورانی

شهیدی که مانع سقوط آبادان شد

به این ترتیب عملیات متوقف کردن پیش روی مهاجمان و عقب راندن آنها تا ساعت ۱ بامداد ۱۰ آبان با موفقیت به پایان رسید. دو شب بعد از این عملیات، عراقیها با اطلاعاتی که از جاسوسان خود به دست آورده بود، کلبه گلی دریاقلی سورانی را هدف خمپاره‌ها قرار دادند

نامه امام به كوفيان پس از نزول در سرزمين كربلا
بزودى خدا مرا از شما بينياز خواهد كرد

نامه امام به كوفيان پس از نزول در سرزمين كربلا

نامه امام به كوفيان پس از نزول در سرزمين كربلا بسم اللَّه الرحمن الرحيم از حسين بن على بسوى سليمان بن صرد، مسيب بن نجبه، رفاعة بن شداد عبد اللَّه بن وائل و گروهى از مؤمنين. اما بعد؛ شما ميدانيد كه پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله در زمان زندگى خود فرمود: كسى كه […]

لحافم عمامه‌ام است و پتویم عبایم!!!
روایتی از ساده زیستی شهید باهنر

لحافم عمامه‌ام است و پتویم عبایم!!!

در دوران تصدی مسئولیت، در یک اتاق ساده و به دور از تشریفات کار می‌کرد. در توصیف اتاق کار او گفته‌اند: «در یک گوشه اتاق دو میز تحریر وجود داشت، پشت آن می‌نشتند و کار می‌کردند. در یک گوشه اتاق هم بساط چای گذاشته شده بود... یک زیرانداز ساده هم انداخته بودند و در آن دوران بحرانی به دور از تشریفات در حال اداره کشور بودند...»

مصطفی را از سه سالگی نذر حضرت عباس کرده بودم
موتوری زد بچه تان را کشت

مصطفی را از سه سالگی نذر حضرت عباس کرده بودم

حالم زیر و رو شد طوری که نشستم و نتوانستم تا دم در بروم همین که چشمم به کتیبه یا ابوالفضل العباس خورد گفتم یا حضرت عباس مصطفی من را نگاه دار او را سربازت می‌کنم این اتفاق دقیقا یک ربع قبل از ظهر تاسوعا افتاد این نذر چیزی بود بین خودم و خدای خودم حتی به پدرش هم نگفته بودم