• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵
0
دو آمبولانس مقابل مسجد حاضر شدند

وقتی نواب صفوی به داد یک زن انقلابی رسید

  • کد خبر : 1340
وقتی نواب صفوی به داد یک زن انقلابی رسید

سخنرانی می کرد که صدای گریه و زاری زنی بلند شد. حرفش را قطع کرد، زن یک انقلابی مسلمان بود که برای وضع حمل به هر بیمارستانی رفته بود او را نپذیرفته بودند. اثار خشم در صورتش نمایان شد؛ فریاد زد و وزیر بهداشت را تهدید کرد که اگر تا یک ساعت دیگر آمبولانسی برای […]

سخنرانی می کرد که صدای گریه و زاری زنی بلند شد. حرفش را قطع کرد، زن یک انقلابی مسلمان بود که برای وضع حمل به هر بیمارستانی رفته بود او را نپذیرفته بودند.
اثار خشم در صورتش نمایان شد؛ فریاد زد و وزیر بهداشت را تهدید کرد که اگر تا یک ساعت دیگر آمبولانسی برای بردن این زن به مسجد نیاید هر چه دیده از چشم خودش دیده.
چند دقیقه ای نگذشته بود که دو آمبولانس مقابل مسجد حاضر شدند.
وزیر خوب می دانست که نواب یک حرف را دوبار تکرار نمی کند.

منبع: خاطرات محسن رفیق دوست، تدوین داوود قاسم پور

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1340

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.