• امروز : شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۳
شهید حاج قاسم اصغری

ماجرای خواستگاری و ازدواج حاج قاسم

  • کد خبر : 3168
ماجرای خواستگاری و ازدواج حاج قاسم

قاسم زمانی که بیست ساله بود گفت : می خواهم زن بگیرم . گفتم : حالا زود است و تو در منطقه هستی و سنت کم است . گفت اگر برایم زن نگیری سپاه برایم زن می گیرد و ممکن است مجروح جنگی برایم بگیرند و ناقص باشد . من هم به پدرم گفتم که […]

قاسم زمانی که بیست ساله بود گفت : می خواهم زن بگیرم . گفتم : حالا زود است و تو در منطقه هستی و سنت کم است . گفت اگر برایم زن نگیری سپاه برایم زن می گیرد و ممکن است مجروح جنگی برایم بگیرند و ناقص باشد .

من هم به پدرم گفتم که قاسم زن می خواهد . دختر خاله اش را می خواست. به پدرم گفت و پدرم گفت: امشب صحبت می کنم. پدرم گفت خواهرت راضی است اما دخترش راضی نیست و می گوید من با فامیل ازدواج نمی کنم . من خاله ام را خیلی دوست دارم اما زندگی بگو ، مگو دارد و من نمی خواهم دلخوری پیش بیاید.

به قاسم گفتم دختر خاله ات قبول نکرده است. خواهرم گفت : دختر همسایه را برایش بگیرید. روی پشت بام رفت و از بالای حیاط همسایه را صدا زد و گفت : ما می خواهیم به خواستگاری دخترت بیاییم. ایشان هم گفت: ریش و قیچی دست خودتان است. تشریف بیارید.

فردا من و همسایه و خواهرم رفتیم صحبت کردیم و رضایت دادند و یک روز هم با قاسم رفتیم و صحبت کردند و همه ی صحبت ها را خودش با پدر زنش کرد . برایش قند شکستیم و آمدیم . صبح آمد و گفت: من که عروس خانم را ندیدم ، باید دختر را ببینم . گفتم فکر نکنم اجازه بدهند . گفت : طبق احکام و شرع یک نظر با قصد ازدواج اشکال ندارد و باید ببینم . خلاصه رفت و به دخترخاله اش گفت : دختر همسایه را بیار تا من ببینمش و نهایتا قرار گذاشته بودند و قاسم هم از لای پرده ایشان را می بیند و پسند می کند.

این درسی بود که چقدر انسان به مرگ نزدیک است

قاسم اول صبر کرد که دختر خاله اش عقد کند و بعد خودش عقد کرد و بعد از دو ماه عروسی کرد .

سه سال ازدواج کرده بود.  اما اصلاً در خانه نبود و در منطقه بود. می گفتم که تو زن گرفتی ، حداقل یک ماه در خانه باش. در سالگرد سوم ازدواجش شهید شد.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3168
  • نویسنده : مادر شهید حاج قاسم اصغری
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه