• امروز : دوشنبه, ۱۴ اسفند , ۱۴۰۲
سپاه سیدالشهداء ع وارد عمل نشد

عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج داوود پاداشی

  • کد خبر : 2982
عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج داوود پاداشی

قبل از عملیات والفجر مقدماتی یکی دو بار برای شناسایی رفتیم . شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان تخریب) گفت : داوود ! برای این عملیات خیلی راه پیمایی داریم ، پس روی نیرو ها کار کنید . ماهم نیرو ها رو بردیم از صبح نزدیک منطقه با یک قمقمه آب و چند تا نخودچی […]

قبل از عملیات والفجر مقدماتی یکی دو بار برای شناسایی رفتیم . شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان تخریب) گفت : داوود ! برای این عملیات خیلی راه پیمایی داریم ، پس روی نیرو ها کار کنید . ماهم نیرو ها رو بردیم از صبح نزدیک منطقه با یک قمقمه آب و چند تا نخودچی و کشمش و خرما . بعضی از نیروها هم پابرهنه بودند . وقتی برگشتیم برای نماز مغرب رسیدیم . قاعدتا نیروها باید دو برابر اون قمقمه اب میخوردن ولی گفته بودیم این قمقمه برای خوردن و وضو و دسشویی تونه . وقتی برگشتیم لباشون خشک بود و آب هم نخورده بودن و لباشون خشک بود .وقتی حاجی ازم پرسید که بچه ها آمادگی دارن یا نه ؟! گفتم خودت دیدی دیگه .

البته خود شهید نوریان هم پا به پای نیروها اومده بودن .بچه ها چون میفهمیدن راه چجوریه پابرهنه میرفتن که عادت کنن . وقتی رفتیم برای شروع عملیات ، سه چهار تا گردان های دیگه هم بودند و لبه ی خاک ریزی رفتیم و گردان ها همه زمین گیر شدن و منتظر بودن تا عملیات بشه . تا جایی که من یادم میاد تیپ سیدالشهداء تو عملیات شرکت نکرد و چند تا هم شهید داد .

 

یادمه که اون زمان حاج آقا انصاریان با حاج منصور ارضی اومدن گردانه ما . دوستای صمیمی حاج عبدالله و سید محمد بودن . بیشتر اونجا کارمون شده بود سرو کله زدن با بچه ها اما عراقی ها یه میدون مین هم زدن و بچه ها بلافاصله جمعش کردن . یه دو روزی اونجا بودیم که شهید بخشعلی گردویی شهید شد . عملیات شکست خورد و  میخواستیم خودمون وارد عملیات بشیم اما دستور برگشت دادن و نیروهارو جمع کردیم و برگشتیم عقب .

آنروز فهمیدم بین من با شهید زینال حسینی چقدر فاصله است

فکر می کنم تیپ سیدالشهدا تو عملیات والفجر مقدماتی ورود نکرد ولی وقتی برگشتیم دو کوهه دیدم والفجر یک در حال شروع شدنه و دوباره به منطقه برگشتیم .

توی دوکوهه حاج آقا آهنگران هم داشت یه نوحه میخوند و همه داشتن گریه میکردن .

به نظر من هرچی ما عملیات در غرب کشور انجام دادیم تقریبا موفقیت آمیز بود.و به هدفامون رسیدیم . عملیات در جبهه ی غرب سخت بود ولی با نیروهای کمتری میتونستیم اونجا عملیات انجام بدیم و درصد موفقیتمونم بالا بود . اما حالا اومده بودن تو شلمچه و منطقه جنوب که عملیات انجام بدن . مارو یک چیزی که زمین گیر میکرد اونجا ، بمباران های عراق بود .

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2982
  • نویسنده : حاج داوود پاداشی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه