• امروز : دوشنبه, ۱۴ اسفند , ۱۴۰۲
کشف مکانیسم بمب های خوشه ای

شما چطوری جرات کردید صد تا بمب را خنثی کردید ؟

  • کد خبر : 5147
شما چطوری جرات کردید صد تا بمب را خنثی کردید ؟

در یک مقطعی ما رفته بودیم و در جزیره ی مجنون جنوبی مستقر بودیم . جزیره ی مجنون جنوبی ، منطقه ای نیزاری بود و آن جایی که ما مستقر بودیم خاکستر بود . عراق نیزارهایش را زده بود ، آب فروکش و ته نشین شده بود . یادم است که در یک مقطعی هواپیماهای […]

در یک مقطعی ما رفته بودیم و در جزیره ی مجنون جنوبی مستقر بودیم . جزیره ی مجنون جنوبی ، منطقه ای نیزاری بود و آن جایی که ما مستقر بودیم خاکستر بود . عراق نیزارهایش را زده بود ، آب فروکش و ته نشین شده بود . یادم است که در یک مقطعی هواپیماهای عراقی آمده بودند و بمباران خوشه ای انجام دادند. فرض کنید که یک تانکر هزار لیتری را از وسط ببرند . این بمب های خوشه ای شاید طولی حدود سی چهل سانت دارد ، سرش یک شاخک مشکی است و بدنه ی کوزه ای شکل دارد . ماسوره اش در بالا قرار دارد و سه شاخک مشکی تقریبا ده – بیست سانتی تقریبا بالای آن دارد . این از هواپیما رها می شود و مین ها از داخل آن بدنه ی تانکری شکل باز می شوند و کل منطقه را می پوشانند .
من یادم هست که در آن مقطع که بمباران خوشه ای انجام میشد ، این بمب ها زمین می خورند و منفجر می شدند . جایی که حالت خاکستری داشت این شاخک ها به زمین می خورد و بمب منفجر نمی شد . بعد از آن که بمباران تمام شد ، ما آمدیم و چون هیچ شناختی هم از این بمب ها نداشتیم ، شروع کردیم یکی از این ها را برداشتیم . میخواهم بگویم ما ایتقدر کار آموزشی کرده بودیم و روی ما کار شده بود که بدون آن که هیچ ترسی داشته باشیم ، شروع کردیم به شناسایی مکانیسم این مین .

اول شاخک پشتش را باز کردیم ، بعد به ماسوره رسیدیم و ماسوره اش را باز کردیم . نوع کار این ماسوره را شناسایی کردیم که ، یک ماسوره ی پلاستیکی پشتش بود و در واقع یک پروانه ی پلاستیک پشتش بود . داخل این ماسوره سوزن بود و وقتی این بمب از هواپیما رها می شد ، باد پشت این ماسوره می افتاد و این ماسوره بیست دور می چرخید و آماده می شد . وقتی شاخک بمب به زمین برخورد می کرد ، سوزن به ماسوره برخورد و عمل می کرد .
ما شروع به خنثی کردن این ها کردیم چون روشش را پیدا کرده بودیم . صد یا صد و ده- دوازده تا از این مین ها را خنثی کرده بودیم که حاج عبدالله نوریان آمد . ما هم خوشحال شده بودیم که حالا صد تا از این بمب ها را خنثی کرده بودیم ، هم خوشحال بودیم که الان ما را تشویق می کند . به محض آن که دید ما با این بمب ها شروع به دست کاری کردن کردیم ، خیلی نارحت شد و سرمان داد زد . حاج عبدالله کسی نبود که سر کسی داد بزند . همه ی ما تعجب کردیم و گفت که می دانید چرا ؟ بعد خودش بلافاصله شروع به معذرت خواهی کرد .
گفت می دانید چرا سرتان داد زدم ؟ چون همین الان در پادگان حمید ، عراق مناطق مختلفی را بمباران خوشه ای کرده بود . در پادگان حمید فرمانده ی تخریب قرارگاه ، به محض آن که به اولین بمب خوشه ای دست زد ، بمب منفجر شد و ایشان تکه پاره شدند . شما چطوری جرات کردید صد تا بمب را خنثی کردید ؟

شهید حاج قاسم اصغری اینگونه خاطره تعریف میکرد
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=5147
  • نویسنده : حاج حبیب فرخی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه