• امروز : چهارشنبه, ۹ خرداد , ۱۴۰۳
در مقطعی پاسدار وظیفه بودم اما

راوی و رزمنده گردان تخریب حاج حبیب فرخی

  • کد خبر : 4056
راوی و رزمنده گردان تخریب حاج حبیب فرخی

به گزارش گروه تحقیقاتی خالدین ، حاج حبیب فرخی یکی از رزمنده های گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام و یکی از یادگاران و هم نفس های شهدای دفاع مقدس هستند که بنا بر شنیده ها از سایر همرزمان ، نقش کلیدی و مهمی را در برهه ای که در گردان حضور داشته اند […]

به گزارش گروه تحقیقاتی خالدین ، حاج حبیب فرخی یکی از رزمنده های گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام و یکی از یادگاران و هم نفس های شهدای دفاع مقدس هستند که بنا بر شنیده ها از سایر همرزمان ، نقش کلیدی و مهمی را در برهه ای که در گردان حضور داشته اند ، ایفا نمودند . گروه تحقیقاتی خالدین برای ضبط خاطرات این راوی و رزمنده بزرگوار ساعاتی را مصدع اوقات ایشان شده و بخشی از خاطراتشان را ثبت و ضبط نموده است . راوی و رزمنده گرامی ، حاج حبیب فرخی در ابتدای مصاحبه مقدمه ای در باب نحوه آشنایی با گردان تخریب بیان داشتند که در ادامه می آید :

بنده در خردادماه سال شصت و سه وارد گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام شدم . شهید حاج قاسم اصغری که بچه محله ما بودند ، واسطه ی آشنایی و ورود من به وارد گردان تخریب شدند . اما قبل از ورود به بحث ، یک نکته ای لازم است من عنوان کنم .

من در مقطعی پاسدار وظیفه بودم اما قبل از این که برای خدمت وظیفه ثبت نام کنم ، سابقه ی قبلی جبهه رفتن داشتم . یعنی مدت چهار ماه در سال شصت و یک در کردستان بودم و سال شصت و دو هم در عملیات خیبر حضور داشتم . بعد از ثبت نام برای انجام خدمت وظیفه به پادگان ثارالله سپاه رفتم و تقسیم بندی شدیم و من در پادگان توحیدی که در جاده ای به سمت ورامین است افتادم . از آنجا که سابقه ی جبهه داشتم و حاج قاسم اصغری از ما خواسته بود که به گردان برویم ، درخواست کردیم که ما را در صف گروهی که قرار است به جبه اعزام بشوند بفرستند . بلافاصله این درخواست ما مورد قبول واقع شد و ما البسه و لوازم گرفتیم و با اتوبوس به گردان که در پادگان ابوذر مستقر بود رفتیم . شهید حاج قاسم به دنبال ما آمد .
ما چهار پنج نفر ، بچه محل بودیم که رفتیم به سمت موقعیت چم امام حسن در قصرشیرین . به موقعیت چم امام حسن علیه السلام که رفتیم ، در دوره آموزشی که برای نیروهای جدید برگزار میشد شرکت کردیم و آموزش تخصصی تخریب را آن جا شروع به گذارندن کردیم .
یک روز در همان محل آموزشی که به نام چم امام حسن معروف بود ، حاج عبدالله ما را جمع کرد و برایمان صحبت کرد ، البته قبل از آن ما در پادگان ابوذر ایشان را دیده بودیم .
شهید حاج عبدالله در آن سخنرانی ، شرایط گردان را بیان کردند ، گردان را معرفی کردند و درباره این که چه افرادی با چه روحیه ای می توانند در این گردان کار بکنند ، صحبت کردند .
گردان تخریب شرایط خاصی داشت . معمولا در گردان تخریب اجازه نمی دادند افرادی که سیگار می کشند وارد گردان بشوند . مثل افرادی که مشکلات خاصی داشتند و یا آن هایی که به نوعی خیلی تمایل به اعزام به منطقه نداشتند ولی شرایط برایشان پیش آمده بود که آن ها را به منطقه آورده بودند . فرماندهان گردان دوست داشتند کسانی بیایند که داوطلبانه آمده بودند و شرایط گردان را می پذیرند . یعنی می پذیرند که در این شرایط ممکن است خیلی اتفاقات برای آن ها رخ دهد و خیلی مسئل برایشان پیش آید چون بچه ها باید از قبل ، آمادگی این را داشته باشند . طبعا وقتی شما بعنوان تخریبچی وارد میدان مین می شوید ، ممکن است در هر لحظه شرایطی پیش آید که روی مین بروید . یا کشته بشوید یا این که یکی از اعضای بدنتان قطع شود . شهید حاج عبدالله این شرایط را تبیین کردند . به هر حال همه ی ما که با هم رفته بودیم آن جا ماندگار شدیم .

روزی که با شهید علیرضا پیکاری قهر کردم

آنچه مطالعه کردید مقدمه خاطرات راوی و رزمنده گردان تخریب ، حاج حبیب فرخی بود . برای مطالعه ی خاطرات بیشتر از حاج حیبی فرخی اینجا کلیک کنید .

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=4056
  • نویسنده : حاج حبیب فرخی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه