• امروز : پنجشنبه, ۳۰ فروردین , ۱۴۰۳
آشنایی با گردان تخریب

راوی و رزمنده گردان تخریب حاج اسماعیل گوهری

  • کد خبر : 3541
راوی و رزمنده گردان تخریب حاج اسماعیل گوهری

یاد رفقای شهیدمان بخیر . چه عاشقانه، چه عارفانه ، چه صادقانه، چه مخلصانه رفتند یاران تخریب. آنان که در طریق حق جان شیرین خود را، به عشق اسلام، به عشق ولایت، به عشق ملت و به عشق این وطن نثار رکردند. تا اسلام عزیز سرافراز و ایران عزیز سربلند باقی بماند. شهدا دوستتان داریم. […]

یاد رفقای شهیدمان بخیر . چه عاشقانه، چه عارفانه ، چه صادقانه، چه مخلصانه رفتند یاران تخریب. آنان که در طریق حق جان شیرین خود را، به عشق اسلام، به عشق ولایت، به عشق ملت و به عشق این وطن نثار رکردند. تا اسلام عزیز سرافراز و ایران عزیز سربلند باقی بماند. شهدا دوستتان داریم.

خدای مهربان من به حق صبر پدران و مادران شهدا، شهادت عاشقانه، عارفانه، مخلصانه، نصیب من و رفقای با اخلاص من قرار بده. آمین.

بنده اسماعیل گوهری هستم . متولد سال 1348 ، اصالتاً خراسانی هستم اما بزرگ شده و اهل تهران هستم.

قبل از آن که وارد گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام بشوم و با همرزمان گردان تخریب لشگر سیدالشهدا آشنا بشوم ، در کردستان در واحد تخریب لشگر بیست رمضان بودم . شروع آشنایی ما با برادران گردان تخریب لشگر سیدالشهدا و بالاخص شهید حاج عبدالله نوریان ، در واقع در همان اردوگاه ثارالله ، یا اردوگاه شهید کهن، که بعداً به اسم الوارثین معروف شد جا شروع شد . آن جا یک اردوگاهی بود که قبل از عملیات بدر ، افرادی از یگان های مختلف برای یک سری از آموزش های خاص ، به آن جا آمده بودند که برای عملیات بدر آماده شوند . آنجا به همدیگر ملحق شدیم و شروع آشنایی ما از آن جا بود.

آوازه ی اخلاص و معرفت شهید حاج عبدالله نوریان را از قبل شنیده بودیم ولی توفیق همکاری با ایشان را نداشتیم . آن جا شروع آشنایی ما با دوستان و همرزمان گردان تخریب شد که قبل از عملیات بدر بود. بعد از عملیات بدر هم که عملیات انجام شد ، من منتقل شدم به گردان تخریب لشگر سیدالشهدا و با دوستان و رفقای گردان مسیر را ادامه دادیم .

گنجشکی که در جبهه تصادف کرده بود و باید تشییع میشد
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3541
  • نویسنده : حاج اسماعیل گوهری
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه