وصیت نامه شهید مهدی کاشی

بدانید که هیچ چیز جز او نیست ، امر امام را اطاعت کنید و دنبال کسی جزامام نروید

  • کد خبر : 694
بدانید که هیچ چیز جز او نیست ، امر امام را اطاعت کنید و دنبال کسی جزامام نروید
ازهمه ی امت حزب الله می خواهم کهبرخوردهایتان را با ناآگاهان آنطورکنید که آگاهترشوند ، نه لجوج .و ازپدرو مادرم هم به خاطریک عمربدی که درحقشان کردم طلب بخشش می کنم و امیدوارم که از سرتقصیرات این بنده ی حقیرالهی که درهرگوشه ای گناهی ازخود به جای گذاشت و شما را فرزندی شایسته نبود بگذرید .

«بسم الله الرحمن الرحیم »

«رَبَّنا اِنَّنا سَمِعنا مُنادیاً یُنادی لِلایمان أن امنوا بِرَبِّکُم فَامَنّا ربَّنا فَاغفِرلَنا ذنوبنا و کَفِّرعنّا سَیِّئاتِنا و توَفَّنا مَعَ الأبرار.»

« خدایا همانا ما ندای آن ندا دهنده به ایمان را شنیدیم که به پروردگارتان ، ایمان آورید ، پس ایمان آوردیم . پروردگارا برای ما گناهانمان را ببخش و بدیهایمان را بپوشان و مارا با ابرارمحشوربگردان. »

خدایا ازآن وقت که به یاد دارم جزلطف و مرحمت برمن نازل نکردی و من نیزجزعصیان و سرکشی ازخود به یاد ندارم . ولی بازاین لطف تو بود که مرا بعضی اوقات به خود می آورد و به راه خودت راهنمایی می کرد . اگرازامرت سرکشی می کردم می گفتی « ای بنده ی من بیا » ولی من بی حیا بازگستاخی می کردم و تو می دانستی که جزخودت کسی نیست که این بنده ی غرق درگناهت را نجات دهد و او را می خواندی و مشتاقانه ازاو دعوت می کردی ، ولی او بازبه خود نمی آمد و سرگشته و بدبخت ترازپیش غره می شد . تو دائم ندای « لا اله الا الله » سرمی دادی تا من درس بگیرم و با تمسک به آن بالا بیایم ولی من هرکاری که می کردم اگرچه رنگ و روی خوبی داشت ولی ازدرون پوچ و تهی بود . خلاصه سرتاسرزندگیم این بود و هست ، ولی بازازاین توفیق عظمی و اکبرنیزمحرومم نکردی و مرا به این وادی کشاندی ، وادی عشق و ایمان به خودت ، به رسولت و آل رسولت ، و دوستداران این آل اطهارعلیهم السلام.

اینجا که بچه ها برای رضای تو ، ترک خانواده و نزدیکان می کنند چرا که می دانند آن نزدیکی شایسته است که اولش تو باشی و آخرش هم تو و همراه آن نیزتو و برای تو . اینجا طفل سیزده ساله اش به گفته ی رهبرش ، رهبررهبرش است . اینجا که عده ای چون پروانه ، هستی خویش را با زدن به شمع وجود تو نیست می کنند و « با تو هست » می شوند . نه چرا که اینجا “ما” مطرح نیست . این ما عامل جدائیست . هستی همه تویی و «بی تو» مطرح نیست . چرا که اماممان نیزچنین گفت . اینجا که بچه ها اقتدا به ابا عبدالله علیه السّلام می کنند و به شوق پرچمداری آن آقا و سرداری آن حبیب ، دراین راه گام برمی دارند . و اینجا که زبان ازتوصیفش عاجزاست ، من عاصی را به اینجا آوردی ، با این بچه ها همنشین کردی تا بلکه آدم شوم ، ولی بازهم نشدم . ولی این امید را پیدا کردم ، اگرتو بخواهی من نیزبه عنوان خادمی درمیان این عاشقان مولای حبیب الله پذیرفته شوم ، چرا که خودت این وعده را دادی ، اگرچه من لایق این وعده ها نیستم ولی تو ای مولای من ، این حقیررا هم مورد عنایت خود قرارده . و شکرفقط برای توست که این همه نعمت عطای ما بندگان سرکش کردی و ما را پیرو راه حق طلبان قرار دادی وگرنه ما خود لیاقت این را نداشتیم .و به عنوان سرمایه ای که ازاین عمرسراسرعصیان ازجانب من و مملو ازبخشش ازجانب مولا نصیب من شد این است که « همیشه به یاد خدا باشید » و این را نصیب العین خود قراردهید که : « عالم محضر خداست، در محضر خدا، خدا را معصیت نکنید.
و بدانید که هیچ چیزجزاو نیست مفید به حالتان و تنها آنچه درنزد اوست باقی است و باقی همه فانی است . امرامام را اطاعت کنید . دنبال کسی جزامام نروید . ازحق دفاع کنید چرا که یگانه مظهرحق همان خداوند است که گفتیم جزاو همه فانی است . ازخدا توفیق تقوی بخواهید و درپی اجرای این توفیق باشید .ازهمه ی امت حزب الله می خواهم هردو جبهه رزم برعلیه جهل و ظلم را نگه دارند و حامی باشند و مبادا دریکی سستی نشان دهند . و ازهمه ی امت حزب الله می خواهم کهبرخوردهایتان را با ناآگاهان آنطورکنید که آگاهترشوند ، نه لجوج .و ازپدرو مادرم هم به خاطریک عمربدی که درحقشان کردم طلب بخشش می کنم و امیدوارم که از سرتقصیرات این بنده ی حقیرالهی که درهرگوشه ای گناهی ازخود به جای گذاشت و شما را فرزندی شایسته نبود بگذرید . و ازهمه ی آنان که با آنان برخوردی داشتم و ازمن بدی دیدند طلب حلالیت می کنم و ازآنان می خواهم که ازاین بنده ی حقیردرگذرند تا خدا ازایشان درقیامت درگذرد.

وصیت نامه ی شهید غلامحسین افشردی ( حسن باقری )

…. با التماس دعا ازهرذی حیات که پروردگارخویش را می خواهد .

رفتگان را فراموش نکنید که همه محتاج خیراتی هستند که شما برایشان می فرستید و خودم نیز محتاجم .

« الحمدلله الذی هدینا لهذا و کنا لنهتدی لولاأن هدینا الله »

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=694
  • نویسنده : شهید مهدی کاشی
  • منبع : الوارثین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه