آقا مجتبی و آقا مصطفی خامنه ای در لشگر 27 بسیجی بودند. در یگان های دیگر هم بودند البته چون نمیخواستند که جای ثابتی باشند که شناسایی شان کنند. حضرت آقا پیغام هم دادند و فرموند: اگر این بچه ها شهید شدند، هیچ اشکالی ندارد. من بعدا متوجه شدم که مادر اینها یعنی همسر حضرت آقا به آقا گفته بوند یک خبر سلامتی از بچه ها بگیرید و به من بدهید. حضرت آقا که آن موقع رئیس جمهور بودند تماس گرفته بودند با دوکوهه . معاون ستاد که الان هم هستند گوشی را برداشته بودند ولی من نبودم . من برای شرکت در جلسه به اهواز رفته بودم. وقتی برگشتم دیدم که به من میگوید حضرت آقا تماس گرفتند و جویای حال بچه ها شدند. ما هم از گردانشان پرسیدیم. گفتند در حال آموزشند. سلام رساندند و گفتند بگویید ما سالمیم و در حال آموزش دیدنیم. در نهایت خبر سلامتی شان را به آقا داده بودند.
حضرت آقا یک پیغامی داده بود و گفته بودند به آقای کوثری بگویید اگر بچه ها شهید شدند، هیچ اشکالی ندارد. اگر هم زخمی یا مجروح شدند هیچ اشکالی ندارد اما سعی کنید اسیر نشوند. چون اگر اسیر شوند و شناسایی شوند می آیند و از من امتیاز میخواهند. من نه امتیاز بده بودم و نه هستم و نه خواهم بود. من در مقابل دشمن تا آخر می ایستم و فرقی هم میان بچه های من با بچه های دیگر نیست.




























































