ساواک؛ محصول مشترک سیا، موساد و اینتلیجنس سرویس
سخنران جلسه میگفت جوانی در جبهه روی سیم خاردار خوابیده …
ماجرای لبخند زدن امام رضا ع به مردی که در حال احتضار بود
خبرنگار شهید ، علی اکبر طحانی
دفتر خاطرات و ماجرای خاطرخواهی شهید مجید رضایی
شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهان به لغزش انداخت
حتی وزرا و مسئولان مرا نمیشناختند
بشتابید که وقت جبران زیان ها هم نیست
به یاد شهدا و به یاد امام شهدا بنده جواد رجبی متولد سال 1345 اعزامی از لشکر 21 حمزه به منطقه بودم دوران آموزشی در لجستیک تهران بودیم میدان حر یک هفته آن جا بودم وبعد از یک هفته به مشهد مقدس اعزام شدیم. دوران آموزشی کلاً در اردوگاه 541 مشهد بودیم لجستیکی و بعد […]
بسم الله الرحمن الرحیم به یاد شهدا و به یاد امام شهدا بنده جواد رجبی متولد سال 1345 اعزامی از لشکر 21 حمزه به منطقه بودم دوران آموزشی در لجستیک تهران بودیم میدان حر یک هفته آن جا بودم وبعد از یک هفته به مشهد مقدس اعزام شدیم. دوران آموزشی کلاً در اردوگاه 541 مشهد […]
خدا رحمت کند شهید دهقان و ستوان بیقام را که بنده خدا یک دختر هم داشت و اهل شیراز بود. این بنده خدا زمانی که فرمانده، آقای حاتمی، به مرخصی رفته بود، به جای ایشان فرماندهی میکرد. بعد از اینکه شهید شد، یک نفر دیگر آمد. همیشه به ما میگفت: «کانال بکنید تا تیر مستقیم […]
تازه اسیر شده بودیم و هنوز در خاک ایران بودیم . هم گروهی های ما بچه های اهواز بودند و دو کلمه به من یاد داده بودند عطشانه به معنای تشنه ام و یکی جائع به معنای گرسنه ام است و من به آنها گفتم عطشانه که یک نفر امد و اسلحه را روی سر […]
تاریخ 21/4/67 در ساعت یک ربع مانده به شش صبح خدا رحمت کند آقای ابراهیم تمر تاشی که بچه ترکمن صحرا بود .ایشان پاس بخش بود و من هم مسئول مهمات بودم با هم گشت می زدیم. شب قبل از عملیات ما مادر سنگر بودیم و رفتیم برای بچه ها غذا بگیریم. قبل از اینکه […]
در سال شصت و شش ، ما را برای نگهداری خط دهلران و نهر عنبر زبیداد بردند و آن جا مستقر شدیم . بعد از 10 الی 15 روز ما را برای خط نگهداری اعزام کردند. ما از سه راه موسیان که رد می شدیم بعد از پاسگاه زید بود. در طول نگهداری خط ما […]
ما را برای یک عملیات شبانه در تاریخ 28/9/66 برای نگهداری خط مقدم که بچه ها عملیات می کنند اعزام کردند . گروهان یک عملیات انجام دادند و ما که گروهان دو بودیم برای نگهداری خط باید به جلو اعزام می شدیم. ما را شبانه حرکت دادند و رفتیم به کانال ها و آماده بودیم […]