• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

گردان تخریب

تنها تصویری که از شهید توحید ملازمی در ذهن دارم
همه رزمندگان اهل جنگ و مبارزه بودند، اما...

تنها تصویری که از شهید توحید ملازمی در ذهن دارم

آقای توحید ملازمی را فقط برای مدت کوتاهی دیدم، اما در همین مدت کوتاه، شخصیت آماده و پرانرژی او در ذهنم ماندگار شد. او انسانی شوخ‌طبع و جنگجو بود که هر زمان او را می‌دیدم، انگار همیشه آماده رفتن به میدان نبرد بود. این حس از او به من منتقل می‌شد که آمادگی‌اش فراتر از […]

ابتکارات و ابداعات شهید اوس اکبر عزیز زاده
برای همه کاری هم بر رویش حساب باز می کردند

ابتکارات و ابداعات شهید اوس اکبر عزیز زاده

آقای اکبر عزیز زاده بچه محله ما بود. فکر می کنم از قبل یا اوایل انقلاب همدیگر را می شناختیم. خیلی آدم شلوغ و شوخی کن و اهل بگو و بخند بود. علت اینکه بهشون اوس اکبر می گفتند چون مغازه ای جلوی خانه اشان بود و کارهای فنی انجام می داد، در گردان هم […]

سبک خاص مداحی های شهید امیرمسعود تابش
دانش‌آموز دبیرستانی بود و در جبهه‌ امتحاناتش را می‌داد

سبک خاص مداحی های شهید امیرمسعود تابش

امیر مسعود تابش یکی از مداحان معروف جبهه‌ها بود که سبک خاص خودش را در مداحی داشت. او به شوخی خودش را «اول هیکل» می‌نامید، عبارتی که به‌عنوان تکیه‌کلامش شناخته می‌شد. تابش از بچه‌های محله پیروزی تهران بود و روحیه‌ای لوتی و لات‌منش داشت. صدای گرم و گیرا و هیکل نسبتاً پر او نیز ویژگی‌های […]

شهید محسن چهاردولی و شرح مناجات شعبانیه
این خاطره از ایشان در ذهنم باقی مانده است

شهید محسن چهاردولی و شرح مناجات شعبانیه

با آقای چهاردولی در همان فاو آشنا شدم. آشنایی ما به این صورت بود که او بعدازظهرها جلساتی ترتیب می‌داد و چون در ماه شعبان بود، مناجات یا صلوات شعبانیه را می‌خواند. او صلوات شعبانیه را می‌آورد و با صدای خوشش برای ما می‌خواند. در آن دوران طلبه‌ها معمولاً هرچه را در حوزه یاد می‌گرفتند، […]

شوخ طبعی و جدّیت شهید مجید رضایی
اما این تمام ماجرای او نبود؛

شوخ طبعی و جدّیت شهید مجید رضایی

مجید رضایی را من هم تنها برای مدت کوتاهی دیدم، اما چون فردی پرجنب‌وجوش و پرکار بود، همیشه در مرکز توجه قرار می‌گرفت. او شخصیت خاصی داشت و در شوخی‌کردن مهارت فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌داد. به‌گونه‌ای که آنچه امروزه «استندآپ کمدی» می‌گویند، را به شیوه‌ای منحصر‌به‌فرد اجرا می‌کرد. مثلاً یک دفتر خالی را جلوی […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج سعید خاکسار
وقتی به میدان صبحگاه پادگان دوکوهه رسیدیم...

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج سعید خاکسار

به گزارش گروه تحقیقاتی خالدین، حاج سعید خاکسار، یکی از رزمندگان حاضر در دوران دفاع مقدس و از نیروهای تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا است که در این مصاحبه، به بازگویی خاطراتی از سال‌های حضور در جبهه پرداخته است. آنچه در ادامه می‌خوانید، مصاحبه‌ای است با این رزمنده‌ی دوران دفاع مقدس که توسط گروه تحقیقاتی خالدین […]

عملیات والفجر هشت به روایت حاج ذبیح الله کریمی
تقسیم کاری که بین شهید نوریان و سید محمد بود

عملیات والفجر هشت به روایت حاج ذبیح الله کریمی

عملیات والفجر هشت، عملیات عجیبی بود. نیروها، سطح آمادگی‌شان، از لحاظ روحی و روانی، فوق‌العاده زیاد بود. آن‌قدری که من حالا با آن‌ها ارتباط داشتم، خودم هم برای اولین بار بود که در جبهه‌ی جنوب شرکت می‌کردم، خیلی برایم لذت‌بخش بود. این آدم‌ها انگار از همه‌چیز بریده بودند. آماده‌ی هر کاری بودند. برای هر کار […]

نقش حاج آقا تاج آبادی در تقویت معنویت گردان
جدی و کم‌حرف بود، اما رابطه بسیار خوبی با نیروهای گردان داشت

نقش حاج آقا تاج آبادی در تقویت معنویت گردان

حاج‌آقا شیخ مسعود تاج‌آبادی، عالمی توانمند و اهل معنویت بود که از نظر علمی و باطنی جایگاه برجسته‌ای داشت. او نزد اساتید برجسته شاگردی کرده و مطالعات عمیقی انجام داده بود. حاج‌آقا نه‌تنها در علوم دینی توانمند بود، بلکه به مسائل معنوی و باطنی نیز تسلط ویژه‌ای داشت. از ویژگی‌های برجسته او این بود که […]

حاج عبدالله اینگونه با طلاب حوزه علیمه برخورد میکرد

حاج عبدالله اینگونه با طلاب حوزه علیمه برخورد میکرد

من درس طلبگی می خواندم و حوزه های عملیه هم در تابستان مثل دانشگاه ها تعطیل است. حاج عبدالله نوریان از وضعیت تحصیل من در حوزه اطلاع داشت چون من و حاج عبدالله با مرحوم استاد حق شناس یک ارتباطی داشتیم. حاج عبدالله هم گاهی برای شرکت در درس های اخلاق می آمدند به حوزه […]

ماموریت دونفره با شهید حاج عبدالله نوریان
شیوه ی فرماندهی فرمانده گردان تخریب اینگونه بود

ماموریت دونفره با شهید حاج عبدالله نوریان

زمانی که ما وارد گردان تخریب شدیم ، براساس شنیده ها تصور میکردیم وارد یک فضای معنوی میشویم . واقعا هم یک معنویت خاصی داشت. خدارحمت کند شهید حاج عبدالله نوریان، یک علاقه ی خاصی به طلبه ها داشت. من زمان ورود به گردان تخریب ملبس نبودم، طلبه بودم ولی با لباس نبودم. من در […]