• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

لبخند های پشت خاکریز

برای نیرو هایش مانند مادری دلسوز لقمه میگرفت …
روایت احمد حبیب زاده از حضور حاج قاسم در خوزستان

برای نیرو هایش مانند مادری دلسوز لقمه میگرفت …

نمیدانم حدودا چندمین روز سیل در خوزستان بود که دیگر همه متوجه وخامت روبه تزاید اوضاع شده بودند. در شادگان بودیم و هر دقیقه آب بالا و بالاتر می‌آمد. با گروه جشنواره دانش آموزی روستا به روستا میرفتیم تا بتوانیم با حضور هنرمندان و پخش عروسک و گرفتن جشنهایی کوچک در حد و اندازه هر […]

یک دقیقه مانده تا قیامت ، دیگه هرچی بود تموم شد بیا در خدمت باشیم
کلید رمز جشن پتو توی چادر ما

یک دقیقه مانده تا قیامت ، دیگه هرچی بود تموم شد بیا در خدمت باشیم

همون روز حاج حسین داشت از جلوی چادر ما میگذشت، تعارف کردیم و گفتیم دیگه هرچی بود تموم شده بیا خدمت باشیم، اومدن توی چادر همانا و دوباره یک دقیقه مانده تا قیامت گفته شد