• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های انقلاب اسلامی ایران - صفحه 96 از 99 - خالدین

از شما میخواهم که خودکفا باشید ، هم زن باشید و هم مرد باشید
روایت همسر شهید بهشتی از روز قبل از شهادت

از شما میخواهم که خودکفا باشید ، هم زن باشید و هم مرد باشید

«اول انقلاب بود که ایشان وصیتنامه‌ای نوشتند و به من دادند و گفتند، چون شما فعلا سرپرست بچه‌های من هستید و من برادری ندارم، از شما می‌خواهم که شما این سرپرستی را بکنید و خودتان را از همین حالا آماده کنید که خودکفا باشید و هم زن باشید و هم مرد باشید.

طوری یا حسین گفت که ساختمان لرزید
شهید رزمی کار فتنه 88

طوری یا حسین گفت که ساختمان لرزید

پزشک‌ها بعد از شهادتش به من گفتند که وقتی فرزندم را به بیمارستان آوردند به کما رفته بود و وضعیت مناسبی نداشت؛ بنابراین چندبار او را احیاء کردند؛ ولی فایده‌ای نداشت؛ بار اولی که احیاء شد، ذکر یازهرا (س) و یاحسین (ع) گفت و بار دوم هم همین اذکار مقدس را بر لب داشت؛

روایت پدر شهید حسین غلام کبیری از شهادت فرزندش
او را نذر باب‌الحوائج کردیم تا شفا بگیرد

روایت پدر شهید حسین غلام کبیری از شهادت فرزندش

من سر کار بودم. دیدم اتوبوس‌ها پر از جمعیت با پارچه‌های سبز می‌آیند و می‌روند. زنگ زدم و به خانواده گفتم مراقب حسین باشید که بیرون نرود در این شلوغی‌‌ها اما او آنقدر علاقه داشت که کسی حریفش نشده بود

می‌خوام پیشت شهید بشم خودت بگو چی‌کار کنم
صید دو چشمونت شدم خودت بگو چی‌کار کنم

می‌خوام پیشت شهید بشم خودت بگو چی‌کار کنم

امیرحسام که از فعالان هیأت محل در دهه محرم بوده و میان‌داری در این هیأت از ویژگی‌های شاخص او به شمار می‌رفت، همواره قطعات مختلفی از اشعار مورد استفاده در مداحی‌ را می‌نوشت و به همراه داشت.

روایت پدر و مادر شهید ذوالعلی از شهادت فرزندشان
صدمات متعدد بر اثر اصابت جسم سخت

روایت پدر و مادر شهید ذوالعلی از شهادت فرزندشان

مادر شهید جزء به جزء گواهی پزشکی قانونی‌اش را از حفظ است. او می‌گوید: شش‌ماه بعد از شهادتش که جواب پزشک قانونی آمد. باورتان نمی‌شود من جزء به جزء جواب پزشک قانونی را برای خود می‌خواندم و معنی می‌کردم که چه شده و چه نشده. آن موقع بود که فهمیدم چه بلایی سر فرزند من آمد که هیج جای بدنش سالم نمانده بود. 

روایت مادر شهید محمد حسین حدادی از نحوه شهادت فرزندش
همه ما سرباز این نظام هستیم

روایت مادر شهید محمد حسین حدادی از نحوه شهادت فرزندش

شهادتش داستان کربلا را برایم تداعی کرد. ابتدا با تفنگ شکاری به محمدحسین شلیک می‌کنند ، بعد با همان تفنگ به سر و صورتش می‌زنند. بعد که محمدحسین دست تنها می‌ماند با قمه و هر چه در دست داشتند به جانش می‌افتند و در آخر هم با خودرو از روی بچه‌ام رد می‌شوند

در مشهد بود اما نامه‌ هایش را از جبهه برای ما می‌فرستاد
با دستکاری شناسنامه راهی جبهه‌ها شد

در مشهد بود اما نامه‌ هایش را از جبهه برای ما می‌فرستاد

اید ابتدا برای اسلام خوب خدمت کنی و بعد شهید شوی و همین اتفاق هم افتاد. مهدی چندین سال در سنگرهای مختلف به اسلام و انقلاب خدمت کرد و دست آخر به آرزویش رسید. شهید عزیز در سنگرهای مختلفی که فعالیت داشت تلاش‌های بسیاری انجام داد

وقتی دست چپم تیر خورد با دست راستم کار را ادامه دادم
هنوز آب وضویش خشک نشده بود که شهید شد

وقتی دست چپم تیر خورد با دست راستم کار را ادامه دادم

وقتی دیدم با یک دست نمی‌توانم کاری انجام دهم فهمیدم که باید برگردم، حالم هم بد بود و داشتم از هوش می‌رفتم، وقتی دیدم دارم از هوش می‌روم فکر کردم که دارم شهید می‌شوم و گفتم السلام علیک یا اباعبدالله؛ ولی دیدم از امام حسین (ع) خبری نیست و از هوش رفتم...

مصاحبه شهید مطهری ، دو هفته قبل از شهادتش
اگر نوعی ناخالصی، هوا، هوس، طمع، بالخصوص در رهبران نفوذ پیدا بکند

مصاحبه شهید مطهری ، دو هفته قبل از شهادتش

انقلاب اسلامی اگر بخواهد سلب کننده آزادی‌ها باشد‌، این یک آفتی است در آن‌‌ و اگر بخواهد نسبت به عدالت اجتماعی به معنی دقیق کلمه حساسیت کافی نداشته باشد به خطر خواهد افتاد اگر تحت تاثیر مکتب‌های ماتریالیستی معنویت را کوچک و ضعیف بشمارد و گرایش مادی زیاد پیدا بکند باز به خطر خواهد افتاد

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست
توصیه شهید علیدوست همیشه پیروی از حضرت امام خامنه‌ای (مد ظله‌العالی) و اهمیت دادن به نماز و انس با قرآن بود

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

وی درباره موافقت خانواده برای رفتن فرزندش چنین گفت: پسرم اولین شهید مدافع حرم شهر قم است که آن زمان به دلیل حفظ مسائل امنیتی و حفاظتی اطلاع نداد به سوریه می‌رود، اما من با توجه به شواهد و قرائن می‌دانستم که به ماموریت خارج از کشور رفته که در همان ماموریت بعد از ۱۵ روز به شهادت رسید