• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های انقلاب اسلامی ایران - صفحه 9 از 99 - خالدین

اگر مراقب خودت باشی، بالاخره یک چیزی می‌شوی
هیچ چیز دنیا او را به هم نمی‌ریخت

اگر مراقب خودت باشی، بالاخره یک چیزی می‌شوی

(شهید مصطفی احمدی روشن) مسائل مالی را ریز و دقیق حساب می‌کرد. حواسش به این مسائل خیلی جمع بود. کم هزینه بود. مناعت طبع خاصی داشت. دو، سه دست لباس داشت که همیشه تمیز و اتو کشیده بود. خیلی به نو و کهنگی‌اش اهمیت نمی‌داد، ولی به تمیزی و مرتب بودن چرا. دوستانش می‌گفتند همیشه […]

وقتی غنیمتی های عراق به دست حاج حسن طهرانی مقدم افتاد

وقتی غنیمتی های عراق به دست حاج حسن طهرانی مقدم افتاد

بعد از فتح المبین این شهید بزرگوار(شهید حسن طهرانی مقدم)، توپخانه سپاه را راه اندازی کرد. منظور اينكه یک جوانی نوزده بیست ساله، اول سال 1360 به جبهه آمده و اول سال 1361توپخانه سپاه را راه اندازي کرده؛ شهید حسن طهرانی مقدم بنیانگذار توپخانه سپاه است. یکی از کارهای ظریف ایشان با تجهیزاتی که از […]

سیزده نفری که جور یک تیپ را کشیدند

سیزده نفری که جور یک تیپ را کشیدند

«خط مقدم» نوشته فائضه غفار حدادی درباره بازه زمانی مرداد ۱۳۶۳ تا دی‌ماه ۶۵ از زندگی شهید حسن طهرانی‌مقدم پدر موشکی ایران است. این‌ کتاب ابتدای دهه ۱۳۹۰ چاپ شد و سال‌های پایانی این‌دهه به انتشارات شهید کاظمی واگذار شد.  مرور این‌کتاب و روایت تاریخی‌اش درباره ایران موشکی و زحمات شهیدانی چون حسن طهرانی‌مقدم و […]

نوشته‌هایت هر چند کوتاه است، اما تمام خستگی را از تنم بیرون می‌برد

نوشته‌هایت هر چند کوتاه است، اما تمام خستگی را از تنم بیرون می‌برد

همسر شهید حمید سیاه‌کالی‌مرادی، از شهدای مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها روایت می‌کند: از یک زمانی به بعد از پیامک دادن خوشم نمی‌آمد. دوست داشتم با خط خودم برایش بنویسم. یادداشت‌های کوچک می‌نوشتم، چون معمولا حمید زودتر از من از خانه بیرون می‌رفت و زودتر از من به خانه برمی‌گشت. هر کاغذی که […]

شرمنده ام که یک جان بیشتر ندارم تا در راه ولی عصر و نایب بر حقش فدا کنم
وصیت نامه شهید مدافع حرم، حمیدرضا سیاهکالی مرادی

شرمنده ام که یک جان بیشتر ندارم تا در راه ولی عصر و نایب بر حقش فدا کنم

می نویسم تا هر آنکس که می خواند یا می شنود بداند شرمنده ام از این که یک جان بیشتر ندارم تا در راه ولی عصر (عج ) و نایب بر حقش امام خامنه ای ( مدظله العالی) فدا کنم

دست‌نوشته سپهبد شهید «غلامعلی رشید» یک هفته قبل از شهادتش
هرگز فکر نمی‌کردم این‌قدر زنده بمانم!

دست‌نوشته سپهبد شهید «غلامعلی رشید» یک هفته قبل از شهادتش

قبل از انقلاب تصور ما این بود که قبل از ۳۰ سالگی شهید می‌شویم - در جنگ به‌گونه‌ای دیگر - در طی این ۳۷ سال پس از جنگ، انبوه کار‌های ستادی و قرارگاهی در این سطح (سطح راهبردی و عملیاتی) یک روز ما را رها نکرده است.

سردار شهید حاج حسین سلامی در نگاه سردار رحیم صفوی

سردار شهید حاج حسین سلامی در نگاه سردار رحیم صفوی

در روزهایی که نام و یاد شهیدان بیش از هر زمان دیگری زنده است گفت وگو با سردار سرلشکر پاسدار سید رحیم صفوی درباره سردار سپهبد حسین سلامی بابی تازه بر شناخت سیره و مجاهدت های این فرمانده جاودان میگشاید مردی که دیروز در خط مقدم دفاع و امروز در خاطره همرزمان خود همچنان زنده […]

فرمانده ای که قرائت ،تدبر، پناه و تصمیمش همه در پرتو آیات الهی بود

فرمانده ای که قرائت ،تدبر، پناه و تصمیمش همه در پرتو آیات الهی بود

فرمانده ای که قرائت ،تدبر، پناه و تصمیمش همه در پرتو آیات الهی بود و رهبری و قرآن را دو ستون اصلی مسیر خود میدانست. حجت الاسلام والمسلمین حسین طائب: اگر بخواهیم نسبت شهید سردار سلامی را با قرآن در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: قرآن، قطب نمای همه ابعاد زندگی سردار شهید سلامی […]

گفتم: حاج آقا به خدا من کاری نکردم!

گفتم: حاج آقا به خدا من کاری نکردم!

بی خبر از همه جا رفتم چون فرمانده لشکر منتظر بود. حین تحویل گرفتن هدیه گفتم: حاج آقا به خدا من کاری نکردم! نمی دونم اسمم چرا اینجا ست! حاجی فرمودند: مبارکت باشه...

این شهدا بودن که ما رو پیدا میکردن نه ما!
این عکس داستان خیلی جالبی داره..

این شهدا بودن که ما رو پیدا میکردن نه ما!

با این قضیه خیلی بهتر از همیشه میشه ثابت کرد که زمانی که تفحص میکردیم این ما نبودیم که شهدا رو پیدا میکردیم این شهدا بودن که خودشون و به ما نشون می دادن