• امروز : چهارشنبه, ۶ آبان , ۱۴۰۵
درخواست شهید احمدی روشن برای برگزاری جلسات پاسخ به شبهات در دانشگاه

درخواست شهید احمدی روشن برای برگزاری جلسات پاسخ به شبهات در دانشگاه

این شهید بزرگوار (شهید مصطفی احمدی روشن) به‌همراه دوستان بسیج دانشجویی، اوایل دهه هشتاد، زمانی که دانشجوی کارشناسی در دانشگاه صنعتی شریف بود، با بنده تماس گرفت که جلساتی برای پاسخ به شبهات را برگزار کنند. آن زمان، بدلیل مشغله‌ای که داشتم قبول نکردم و مجدد این عزیزان تماس گرفتند و به منزل ما در […]

زمینه ساز سقوط پهلوی اول به روایت استاد جامعه شناس کالیفرنیا
کنترل استبدادی رضاشاهی

زمینه ساز سقوط پهلوی اول به روایت استاد جامعه شناس کالیفرنیا

جان فوران، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا، در کتاب «مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از سال ۱۵۰۰ میلادی تا انقلاب» می‌نویسد:بی‌تردید رضاشاه تنها معمار اصلاحات دوره‌ی خود نبود؛ خاصه در نیمه نخست سلطنت خویش پشتیبانی مدیران کارآزموده‌ی درون کابینه را با خود داشت و ایشان در کنار مجلس ارام و گوش‌به‌فرمان، سومین […]

پیمان سعدآباد | واگذاری ۳۸۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران به فرمان انگلیس
دلیل این همه بذل و بخشش همایونی، کسب رضایت انگلستان بود

پیمان سعدآباد | واگذاری ۳۸۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران به فرمان انگلیس

در بررسی تحولات سیاسی و سرزمینی ایران در قرن بیستم، بعضی وقایع تاریخ ساز شدند که فراموشی آنها هزینه های گزافی بر ملت بار میکند که یکی از این وقایع، پیمان سعدآباد است. این پیمان که در فضای سیاسی 1316 هجری شمسی منعقد شد، بر خلاف ظاهر آن که حامل پیام صلح و حسن هم‌جواری […]

درآرزوی دستنشاندگی، پسرِ دستنشانده، پسرِ دست نشانده
شاهزاده ای که توسط دشمنِ اشغالگر به سلطنت رسید

درآرزوی دستنشاندگی، پسرِ دستنشانده، پسرِ دست نشانده

بعد از جنگ جهانی اول، انگلیسی ها که میخواستن به اِشغال ایران پایان بدن، تصمیم گرفتن حکومت دست نشانده ی خودشون رو در ایران تشکیل بدن. یک کودتا بوسیله ی رضاخان راه انداختن و حکومت پهلوی رسما به عنوان اولین حکومت دست نشانده در ایران آغاز به کار کرد. انگلیسی ها از عملکرد پادشاه دستنشانده […]

بنده از تمام موکلین خودم، یکی را نمی‌دانم که راضی باشد حقوقتان را زیاد بکنیم
از مخالفت با افزایش حقوق نمایندگان تا تاسیس بیمارستان

بنده از تمام موکلین خودم، یکی را نمی‌دانم که راضی باشد حقوقتان را زیاد بکنیم

وقتی شهید مدرس بودجه سال 1306 را می‌نگرد که در آن مبلغی برای اضافه حقوق نمایندگان مجلس، که خود نیز از آن قبیله بود، اختصاص داده‌اند، بحث ولایت و وکالت را مطرح می‌سازد و با آن بحث، مخالفت خود را اعلام می‌نماید. او می‌گوید: «گمان می‌کنم ما که آمده‌ایم اینجا، می‌گوییم وکیلیم؛ ولی نیستیم. ولی […]

مجسمه رضاشاه مثل خودش دورو دارد
دعوت از شهید مدرس به مجلس شاه

مجسمه رضاشاه مثل خودش دورو دارد

رضاخان در اول خیابان سپه، محوطه بزرگی را که به نام باغ ملی بود، تعمیر و بازسازی کرد تا مراسم نظامی را در آن برگزار کند. در بالای سر در بزرگ آن، مجسمه نیم تنه‌ای از خود نصب نمود که مانند دو مجسمه از پشت به هم چسبیده بود که هم از بیرون شمایل تمام […]

بزنید که بروند از شما شکایت کنند، نه بخورید و بروید شکایت کنید!
در منطقه شما طوایف جنگجو و سلحشوری هستند

بزنید که بروند از شما شکایت کنند، نه بخورید و بروید شکایت کنید!

مرحوم مدرس، خدا رحمتش کند، مردی بود که ملک‌الشعرا گفته بود از زمان مغول تا حالا مثل مدرس کسی نیامده. می‌گفت بزنید که بروند از شما شکایت کنند، نه بخورید و بروید شکایت کنید! من رفتم پیشش، خدا رحمتش کند، اخوی ما نوشته بود به من، که یک نفری است اینجا خمین رئیس غله است. […]

مبنای قرآنی شعار جنگ جنگ تا پیروزی
اگر کافران با شما بجنگند حتماً پشت کنان می گریزند

مبنای قرآنی شعار جنگ جنگ تا پیروزی

زمانِ دفاع مقدس، این شعار، بین رزمنده های اسلام رواج داشت که مبنای قرآنی داره و امروز هم رمز پیروزی دنیای اسلام فقط و فقط اعتماد به خدا و عملی کردن همین شعاره ؛ این آیه رو باید بارها با دقت بخونیم: وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا اگر […]

ماموریت در اطلاعات با کمک عراقی ها

ماموریت در اطلاعات با کمک عراقی ها

در قلاجه، یعنی حد فاصل بین اسلام‌آباد و منطقه‌ی مهران منطقه‌ای تقریبا جنگلی و پوشیده از درخت بود. در آن محل مکانی برای استقرار بود که جزو جبهه‌های میانی ما محسوب میشد. عقبه‌ی ما در قلاجه یک اردوگاه بود. در آن‌جا بچه‌ها در چادر مستقر می‌شدند. آن‌جا هم محل استقرار و اسکان‌شان بود و هم […]

چهل سال درد از شکنجه های اسارت
روایت تلخ شکنجه‌های امیر شاه‌پسندی

چهل سال درد از شکنجه های اسارت

ما اسیری 15 ساله به اسم امیر شاه‌پسندی داشتیم. امیر را به مقر، پیش نقیب محمد بردند. نقیب یعنی ستوان و سه تا ستاره دارد. امیر 15 ساله را به علت یک اتفاقی که در اردوگاه افتاده بود به مقر بردند. قرعه به نام او افتاده بود که ببرند، بپرسند که باعث اتفاقات چه کسی […]