آیتالله سید علی حسینی خامنهای، دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، از چهرههای اثرگذار تاریخ معاصر ایران است که زندگی او با تحصیل علوم دینی، فعالیتهای فرهنگی، مبارزات سیاسی پیش از انقلاب، مسئولیتهای مهم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حضور در دفاع مقدس، ریاستجمهوری و سپس رهبری جمهوری اسلامی پیوند خورده است. ایشان در طول دهههای مختلف، هم در عرصهی اندیشه دینی و فرهنگی و هم در میدان سیاست و مدیریت کشور نقشآفرینی کرد و سرانجام در بیت رهبری، بدلیل عملیات تروریسی آمریکا به مقام والای شهادت رسیدند. آنچه در این صفحه مطالعه میفرمایید خلاصه ای از زندگی نامه ی امام سید علی حسینی خامنه ای رضوان الله تعالی علیه است. گروه تحقیقاتی خالدین خاطراتی درباره ی رهبر شهید انقلاب اسلامی را گردآوری و عرضه کرده است که میتوانید با مراجعه به آرشیو خاطرات امام سیدعلی حسینی خامنه ای رضوان الله علیه به مطالعه آنها بپردازید.
سید علی خامنهای در ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ شمسی، برابر با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ قمری و ۱۹ آوریل ۱۹۳۹ میلادی، در مشهد مقدس متولد شد. پدر ایشان، آیتالله سید جواد حسینی خامنهای، از روحانیون و عالمان دینی مشهد بود و مادرش، بانو میردامادی، بانویی متدین، اهل قرآن، کتابخوان و آشنا با ادبیات و معارف اسلامی بود. آیتالله خامنهای در خاطراتی از دوران کودکی شان فرموده اند که خانوادهشان زندگی بسیار سادهای داشتند و گاهی شبهایی بود که در خانه شام فراهم نبود و غذای آنان تنها نان و کشمش بود.
خانهی دوران کودکی ایشان در یکی از محلههای فقیرنشین مشهد قرار داشت؛ خانهای کوچک با یک اتاق و زیرزمینی تاریک که هنگام آمدن مهمان، کودکان خانواده ناچار بودند به زیرزمین بروند تا مهمانان پدر در همان اتاق پذیرایی شوند.
خاندان، تربیت دینی و آغاز تحصیل
خاندان پدری و مادری آیتالله خامنهای از خاندانهای علمی و روحانی به شمار میرفتند. پدرش، سید جواد خامنهای، تحصیلات حوزوی خود را در نجف، تبریز و مشهد گذراند و از استادانی چون میرزا محمدحسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و آقاضیاءالدین عراقی بهره برد. او پس از بازگشت به مشهد، به تدریس علوم دینی، اقامه جماعت و ارتباط با مردم پرداخت و تا پایان عمر، زندگی ساده و زاهدانه خود را حفظ کرد.
مادر آیتالله خامنهای نیز در شکلگیری شخصیت دینی و فرهنگی ایشان نقش مهمی داشت. او با قرآن، تاریخ پیامبران، شعر و ادبیات مأنوس بود و برای فرزندانش قرآن میخواند و داستان پیامبران را شرح میداد. آیتالله خامنهای در فرمایشاتشان فرموده اند که نخستین بار، زندگی حضرت موسی، حضرت ابراهیم و برخی پیامبران دیگر را از مادرشان شنیده اند.
تحصیل ایشان از چهار سالگی و با فراگیری قرآن در مکتبخانه آغاز شد. سپس دوره دبستان را در مدرسه اسلامی «دارالتعلیم دیانتی» مشهد گذراند. همزمان با تحصیل در دبستان، به قرائت و تجوید قرآن علاقهمند شدند و نزد قاریان مشهد آموزش دیدند. از کلاس پنجم دبستان، تحصیلات حوزوی را آغاز کردند و پس از پایان دبستان، به صورت جدی وارد مسیر طلبگی شدند.
ایشان بخشی از مقدمات علوم دینی را نزد پدر خود فرا گرفت و سپس در مدارس علمیه مشهد، از جمله مدرسه سلیمانخان و مدرسه نواب، به تحصیل پرداختند. کتابهایی مانند معالمالاصول، شرح لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه را نزد استادانی چون آیتالله سید جلیل حسینی سیستانی، میرزا احمد مدرس یزدی، پدرش و آیتالله شیخ هاشم قزوینی آموختند. در سال ۱۳۳۴ شمسی نیز در درس خارج فقه آیتالله سید محمدهادی میلانی حاضر شدند.
تحصیل در نجف و قم و بازگشت به مشهد
آیتالله خامنهای در سال ۱۳۳۶ شمسی همراه خانواده به نجف رفتند و در مدت کوتاه حضور در حوزه علمیه نجف، در درس استادانی چون آیتالله سید محسن حکیم، آیتالله سید ابوالقاسم خویی، آیتالله سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن بجنوردی شرکت کردند. با این حال، به دلیل عدم تمایل پدر برای اقامت در نجف، به مشهد بازگشتند.
یک سال بعد، در سال ۱۳۳۷ شمسی، برای ادامه تحصیل به قم رفتند. در حوزه علمیه قم نزد استادانی چون آیتالله بروجردی، امام خمینی، آیتالله مرتضی حائری یزدی، آیتالله سید محمد محقق داماد و علامه طباطبایی تحصیل کردند. دوران حضور ایشان در قم، علاوه بر تحصیل، با مطالعه، تحقیق و تدریس همراه بود.
در سال ۱۳۴۳ شمسی، به دلیل بیماری و ضعف بینایی پدر، ناچار شدند به مشهد بازگردند. پس از بازگشت، ضمن ادامه حضور در درس آیتالله میلانی، به تدریس سطوح عالی فقه و اصول پرداختند و جلسات تفسیر قرآن را برای طلاب، دانشجویان و عموم مردم برگزار کردند. این جلسات تفسیر، به بستری برای انتقال مفاهیم اسلامی در حوزه ی اجتماعی، سیاسی و انقلابی تبدیل شدند.
شخصیت علمی، فرهنگی و ادبی
آیتالله خامنهای از دوران جوانی با کتاب، ادبیات، شعر، تاریخ و رمان مأنوس بودند. ایشان بسیاری از آثار ادبی و رمانهای مهم جهان را مطالعه کرده و با شاعران، نویسندگان و روشنفکران زمان خود ارتباط داشته اند. در مشهد، در انجمنهای ادبی شرکت میکردند و به نقد شعر میپرداختند. خود ایشان نیز شعر میسرودند و بعدها تخلص «امین» را برای شعرهای خود برگزیدند.
در کنار فعالیتهای علمی و فرهنگی، آثاری نیز از ایشان منتشر شده است. از جمله آثار تألیفی و پژوهشی ایشان میتوان به «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، «پیشوای صادق»، «از ژرفای نماز»، «صبر»، «روح توحید؛ نفی عبودیت غیر خدا» و «چهار کتاب اصلی علم رجال» اشاره کرد. همچنین آثاری مانند «آینده در قلمرو اسلام» نوشته سید قطب، «صلح امام حسن» نوشته شیخ راضی آلیاسین و بخشهایی از تفسیر «فی ظلال القرآن» را ترجمه کرده اند.
آغاز مبارزات سیاسی پیش از انقلاب
ورود آیتالله سید علی حسینی خامنهای، به فعالیتهای سیاسی، مطابق فرمایشات ایشان تحت تأثیر فضای مذهبی خانواده، آشنایی با مبارزان اسلامی و بهویژه دیدار با سید مجتبی نواب صفوی شکل گرفت. ایشان بعدها از دیدار با نواب صفوی به عنوان یکی از نخستین جرقههای انقلابی در ذهن خود یاد کرده اند.
با آغاز نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۱ شمسی، آیتالله خامنهای نیز وارد عرصه مبارزه سیاسی شد. در جریان اعتراضها به لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و سپس حوادث منتهی به قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، نقش ایشان پررنگتر شد. در سال ۱۳۴۲، از سوی امام خمینی (ره) مأمور شدند پیامهایی را به علمای خراسان و آیتالله میلانی منتقل کنند. در همان سال، در بیرجند درباره حادثه مدرسه فیضیه و سلطه رژیم پهلوی و اسرائیل سخنرانی کردند و به دنبال آن در خرداد ۱۳۴۲ توسط عوامل رژیم پهلوی دستگیر شدند.
پس از آن نیز فعالیتهای سیاسی ایشان ادامه یافت و در سالهای بعد بارها بازداشت، زندانی و ممنوعالمنبر شدند یا تحت تعقیب قرار گرفتند. ایشان در زاهدان، مشهد، تهران، نیشابور و دیگر شهرها به سخنرانی، تدریس و سازماندهی نیروهای مذهبی و انقلابی پرداختند.
بازداشتها، تبعید و فعالیتهای انقلابی
آیتالله خامنهای در سالهای پیش از انقلاب چندین بار توسط ساواک بازداشت شدند. یکی از سختترین دورههای زندان ایشان در دی ۱۳۵۳ بود که به زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری منتقل شدند. ایشان بعدها از این دوره بعنوان دشوارترین تجربههای حبس خود یاد کردند. در این دوره، اجازه ملاقات نداشتند و خانوادهشان نیز از وضعیت ایشان بیاطلاع بودند.
با وجود محدودیتهای امنیتی، ایشان فعالیتهای فرهنگی و سیاسی خود را ادامه دادند. جلسات تفسیر قرآن، سخنرانیهای مذهبی، ارتباط با دانشجویان و طلاب، ترجمه و انتشار آثار فکری و پرداخت شهریه امام خمینی به طلاب، بخشی از فعالیتهای ایشان در این دوره بود.
آیت الله سید علی خامنه ای در سال ۱۳۵۶، به دنبال افزایش فعالیتهای انقلابی، از سوی حکومت پهلوی به سه سال تبعید در ایرانشهر محکوم شدند. تبعید به ایرانشهر، به جای آنکه ارتباط ایشان را با مردم قطع کند، زمینهای برای آشنایی گستردهتر او با مردم منطقه، اهل سنت و مشکلات مناطق محروم فراهم کرد. ایشان در آنجا سخنرانی میکردند، با مردم ارتباط داشتند و در جریان سیل ایرانشهر، مدیریت کمکرسانی مردمی را بر عهده گرفتند.
پس از مدتی، به دلیل گسترش نفوذ و فعالیتهایشان در ایرانشهر، محل تبعید ایشان به جیرفت تغییر یافت. اما در جیرفت نیز فعالیتهای سیاسی ایشان متوقف نشد و با سخنرانیهای انقلابی به افشاگری علیه حکومت پهلوی ادامه دادند.
با اوجگیری انقلاب اسلامی، در مهر ۱۳۵۷ به مشهد بازگشتند و در سازماندهی حرکتهای مردمی، سخنرانیهای انقلابی و هماهنگی نیروهای مبارز به ایفای نقش پرداختند. ایشان در تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ در اجتماع بزرگ مردم مشهد سخنرانی کردند و در تحصن بیمارستان شاهرضای مشهد نیز از روحانیون فعال بودند. در دی ۱۳۵۷، با تشکیل شورای انقلاب از سوی امام خمینی (ره)، آیتالله خامنهای نیز به عضویت این شورا درآمدند و در روزهای پایانی منتهی به پیروزی انقلاب، به تهران رفتند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب، آیتالله خامنهای در شورای انقلاب به فعالیت ادامه دادند. شورای انقلاب در آن زمان وظیفه قانونگذاری، تصمیمگیری درباره مسائل کلان، رسیدگی به بحرانها و مشورت با امام خمینی (ره) را بر عهده داشت. ایشان در این شورا نسبت به نفوذ جریانهای ضدّ انقلاب در ارتش و مراکز فرهنگی هشدار میدادند و بر تقویت نهادهای انقلابی و مردمی مانند سپاه پاسداران و جهاد سازندگی تأکید داشتند.
آیت الله سید علی حسینی خامنه ای، در سال ۱۳۵۸، پس از ادغام دولت موقت و شورای انقلاب، به معاونت امور انقلاب وزارت دفاع منصوب شدند. در همان دوران، در کمیسیونهای امنیتی مربوط به بحرانهای کردستان، گنبد، خوزستان و مسائل امنیتی کشور حضور داشتند. در آذر ۱۳۵۸ نیز از سوی شورای انقلاب به سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شدند و تا اسفند همان سال این مسئولیت را بر عهده داشتند.
ایشان از مؤسسان حزب جمهوری اسلامی نیز بود؛ حزبی که با همکاری شخصیتهایی چون شهید آیتالله بهشتی، مرحوم هاشمی رفسنجانی، آیتالله موسوی اردبیلی و شهید باهنر تشکیل شد. پس از شهادت آیتالله بهشتی و شهید باهنر، آیتالله خامنهای به دبیرکلی حزب جمهوری اسلامی رسیدند و تا زمان تعطیلی فعالیت حزب در سال ۱۳۶۶ در این جایگاه باقی ماندند.
امامت جمعه، مجلس و دفاع مقدس
امام خمینی (ره) در ۲۴ دی ۱۳۵۸، آیتالله خامنهای را به امامت جمعه تهران منصوب کردند. نخستین نماز جمعه به امامت ایشان در ۲۸ دی همان سال برگزار شد. خطبههای نماز جمعه از این زمان به بعد، یکی از تریبونهای اصلی تبیین مواضع سیاسی و دینی نظام جمهوری اسلامی شد.
آیت الله سید علی حسینی خامنه ای، در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی، از حوزه انتخابیه تهران وارد مجلس شدند و ریاست کمیسیون امور دفاعی را بر عهده گرفتند. با آغاز جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، حضور ایشان در مسائل دفاعی پررنگتر شد. ایشان از نخستین مسئولانی بود که پس از حمله عراق در جلسات نظامی شرکت کرد و سپس با اجازه امام خمینی (ره) به جبهه رفتند.
آیت الله سید علی حسینی خامنه ای، در جبهههای جنوب و غرب، در کنار شهید مصطفی چمران و در ستاد جنگهای نامنظم فعالیت کردند. پشتیبانی از خرمشهر، آبادان و سوسنگرد، کمک به هماهنگی میان ارتش و سپاه، تقویت نیروهای مردمی و پیگیری نیازهای جبهه از جمله اقدامات ایشان در دوران دفاع مقدس بود. همچنین از سوی امام خمینی به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع و سخنگوی این شورا منصوب شدند.
ترور نافرجام در مسجد ابوذر
یکی از مهمترین حوادث زندگی آیتالله خامنهای، ترور نافرجام ایشان در ۶ تیر ۱۳۶۰ بود. او در مسجد ابوذر تهران، پس از نماز ظهر، در حال سخنرانی بودند که بمب کار گذاشتهشده در یک ضبط صوت منفجر شد. در این حادثه، از ناحیه سینه، کتف و دست راست به شدت مجروح شدند و آسیبهای جسمی ماندگاری برای او ماند.
امام خمینی در پیامی به مناسبت این ترور، از او به عنوان «سربازی فداکار در جبهه جنگ»، «معلمی آموزنده در محراب»، «خطیبی توانا در جمعه و جماعات» و «راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب» یاد کردند. این پیام از مهمترین اسناد مربوط به جایگاه ایشان در نگاه امام خمینی (ره) در سالهای نخست انقلاب به شمار میرود.
ریاست جمهوری در دوران جنگ
پس از شهادت محمدعلی رجایی، دومین رئیسجمهور ایران، آیتالله خامنهای با حمایت نیروهای خط امام، حزب جمهوری اسلامی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نامزد ریاست جمهوری شدند. انتخابات در ۱۰ مهر ۱۳۶۰ برگزار شد و ایشان با کسب بیش از ۹۵ درصد آرا به عنوان سومین رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران انتخاب شدند. حکم ریاست جمهوری ایشان در ۱۷ مهر ۱۳۶۰ توسط امام خمینی تنفیذ شد و ایشان در ۲۱ مهر در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد کردند.
دوران ریاست جمهوری ایشان همزمان با شرایط دشوار جنگ، بحرانهای امنیتی و مشکلات اقتصادی بود. در دوره نخست، میرحسین موسوی به عنوان نخستوزیر معرفی شد و از مجلس رأی اعتماد گرفت. در دوره دوم ریاست جمهوری نیز با وجود اختلافنظرهایی درباره مدیریت اجرایی کشور، با نظر امام خمینی، میرحسین موسوی بار دیگر به نخستوزیری معرفی شد.
در دوران ریاست جمهوری، جنگ تحمیلی مهمترین مسئله کشور بود. آیتالله خامنهای ریاست شورای عالی دفاع و سپس شورای عالی پشتیبانی جنگ را بر عهده داشتند. ایشان در مذاکرات با هیئتهای صلح، دیدارهای خارجی و موضعگیریهای بینالمللی، بر عقبنشینی عراق به مرزهای بینالمللی، پرداخت خسارت و تنبیه متجاوز تأکید داشتند.
پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل نیز در دوره ریاست جمهوری ایشان رخ داد. پس از تصمیم مسئولان عالی کشور و تأیید امام خمینی، آیتالله خامنهای در مقام رئیسجمهور، پذیرش قطعنامه را رسماً به دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد.
فعالیتهای فرهنگی، سیاست خارجی و مسئولیتهای کلان
آیتالله خامنهای در دوران ریاست جمهوری، علاوه بر امور جنگ و سیاست داخلی، در عرصه فرهنگ و سیاست خارجی نیز فعال بودند. با حکم امام خمینی، در ترمیم ستاد انقلاب فرهنگی نقش داشتند و پس از تبدیل آن به شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست این شورا را بر عهده گرفتند.
در حوزه سیاست خارجی، سفرهای متعددی به کشورهای آسیایی، آفریقایی و اروپایی انجام دادند؛ از جمله سوریه، لیبی، الجزایر، پاکستان، تانزانیا، زیمبابوه، آنگولا، موزامبیک، یوگسلاوی، رومانی، چین و کره شمالی. در سال ۱۳۶۶ نیز در چهلودومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کردند که این نخستین حضور رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل بود.
ایشان در همان دوران در تشکیل و تقویت برخی ارتباطات منطقهای با گروههای اسلامی و شیعی در افغانستان، عراق، لبنان و فلسطین نقش داشتند. از دیگر مسئولیتهای مهم ایشان، ریاست نخستین دوره مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از تشکیل آن در سال ۱۳۶۶ بود. همچنین در سال ۱۳۶۸، با حکم امام خمینی به عضویت شورای بازنگری قانون اساسی درآمدند و به عنوان نایبرئیس این شورا انتخاب شدند.
نگاه امام خمینی به آیتالله خامنهای
در متنهای تاریخی و نقلقولهای مختلف، از تأییدها و تجلیلهای امام خمینی (ره) نسبت به آیتالله خامنهای یاد شده است. امام پس از ترور نافرجام ایشان در سال ۱۳۶۰، در پیام خود از خدمات او در جبهه، محراب، نماز جمعه و صحنه انقلاب تجلیل کرد.
در سال ۱۳۶۶ نیز، خطاب به ایشان نوشتند که ایشان را از سالهای پیش از انقلاب میشناسند و ایشان را «یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی» میدانند. در همین نامه، از آشنایی ایشان با مسائل فقهی، تعهد دینی و دفاع ایشان از مبانی فقهی ولایت مطلقه فقیه یاد شده است.
همچنین نقلهایی از سیداحمد خمینی، زهرا مصطفوی و هاشمی رفسنجانی درباره نظر امام نسبت به شایستگی آیتالله خامنهای برای رهبری آینده نظام مطرح شده است. مرحوم سیداحمد خمینی نقل کرده که امام پس از یکی از سفرهای خارجی آیتالله خامنهای گفتهاند: «الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند.»
انتخاب به رهبری جمهوری اسلامی
پس از رحلت امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، مجلس خبرگان رهبری تشکیل جلسه داد تا درباره رهبری آینده جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد. ابتدا بحث رهبری شورایی مطرح شد، اما اکثریت خبرگان به آن رأی ندادند. سپس نام آیتالله خامنهای به عنوان گزینه اصلی رهبری مطرح شد.
سرانجام، اکثریت قاطع اعضای مجلس خبرگان، آیتالله امام سید علی حسینی خامنهای رضوان الله تعالی علیه را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب کردند. پس از بازنگری قانون اساسی و برگزاری همهپرسی، مجلس خبرگان بار دیگر بر اساس قانون اساسی جدید درباره رهبری ایشان رأیگیری کرد و مجدداً او را به رهبری انتخاب نمود.
انتخاب ایشان در شرایطی حساس رخ داد؛ کشور هنوز درگیر پیامدهای جنگ بود، بازنگری قانون اساسی ناتمام مانده بود، نگرانیهایی درباره تحرکات عراق، آمریکا و گروههای ضد انقلاب وجود داشت و بحران بینالمللی مربوط به کتاب «آیات شیطانی» و حکم امام خمینی درباره سلمان رشدی نیز ادامه داشت. با این حال، انتخاب سریع رهبر جدید، تشییع میلیونی پیکر مطهر امام خمینی (ره) ، بیعت مسئولان، علما، نهادها و اقشار مختلف مردم، موجب تثبیت شرایط شد.
آیتالله امام سید علی حسینی خامنهای پس از انتخاب به رهبری، بر ادامه راه امام خمینی، حفظ وحدت، حمایت از مستضعفان، پایبندی به اصول اسلامی، عزت مسلمانان و ایستادگی در برابر فشار قدرتهای جهانی تأکید کردند. ایشان امام خمینی را «ریشه شجره طیبه انقلاب» نامیدند و اعلام کردند که راه جمهوری اسلامی بر اساس راه امام ادامه خواهد یافت.
ادامه دارد…



























































