• امروز : شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۳
بازجویی خودمانی و دوستانه

فکر می‌کنی این مرد چه‌کاره باشد؟

  • کد خبر : 1540
فکر می‌کنی این مرد چه‌کاره باشد؟

در جریان عملیات والفجر 4 به دنبال تصرف ارتفاع 1866 شیخ تاجر، توسط گردان حبیب بن مظاهر، عباس کریمی، فرمانده تیپ 2 سلمان لشکر 27، بلافاصله در جمع نیروهای این گردان حضور یافت. همزمان با حضور کریمی در لبه جلویی منطقه نبرد، یک فروند هواپیمای میگ عراقی که برای بمباران مواضع رزمندگان لشکر 27 به […]

در جریان عملیات والفجر 4 به دنبال تصرف ارتفاع 1866 شیخ تاجر، توسط گردان حبیب بن مظاهر، عباس کریمی، فرمانده تیپ 2 سلمان لشکر 27، بلافاصله در جمع نیروهای این گردان حضور یافت. همزمان با حضور کریمی در لبه جلویی منطقه نبرد، یک فروند هواپیمای میگ عراقی که برای بمباران مواضع رزمندگان لشکر 27 به پرواز درآمده بود، توسط موشک‌انداز ضد هوایی سهند واحد پدافند این لشکر مورد هدف قرار گرفت و سرنگون شد که خلبان آن ناچار شد با چتر نجات بیرون بپرد. این خلبان؛ توسط رزمندگان گردان حبیب به حضور فرمانده تیپ 2 سلمان آورده شد.

امیر راحمی معاون دوم گردان سلمان فارسی و از همرزمان عباس کریمی در خصوص این رویارویی گفته است: «این خلبان عراقی را آوردیم پیش عباس کریمی؛ فرمانده تیپ دو سلمان. خلبان مردی درشت‌هیکل و قوی‌بنیه بود. هیکلش در برابر جثه لاغر و ضعیف عباس، خیلی بزرگ به چشم می‌آمد. عباس با او هم صحبت شد و توانست اطلاعات کافی را از او بگیرد. وقتی صحبتشان تمام شد، با کمک مترجم از خلبان عراقی پرسیدم؛ فکر می‌کنی این مرد چه‌کاره باشد؟ خلبان گفت: «جندی مکلف»؛ یعنی سرباز وظیفه. وقتی به او گفتم، مردی که با او صحبت می‌کردی، فرمانده تیپ است، تعجب کرد و پرسید «چطور یک مقام ارشد نظامی؛ در حد فرمانده یک تیپ، حاضرشده با من که یک افسر جزء هستم، هم صحبت بشود و این‌طور خودمانی و دوستانه با من رفتار کند؟!» برایش قابل‌تصور نبود. از آن لحظه به بعد تا موقعی که به عقب تخلیه شد، هر بار که عباس را می‌دید، با او با احترام برخورد می‌کرد.»

اولین دیدار و آشنایی با شهید حاج عبدالله نوریان
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1540
  • منبع : وبسایت یاشهید

برچسب ها

خاطرات مشابه

ثبت دیدگاه