• امروز : پنجشنبه, ۳۰ فروردین , ۱۴۰۳
ایشان گفت دیشب خواب دیدم

این ترکش ها نهایتاً ختم به شهادت من می شود

  • کد خبر : 1928
این ترکش ها نهایتاً ختم به شهادت من می شود

بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب اکبر جوانی از رزمندگان دوران دفاع مقدس که در سال 1363 در تیپ 28 صفر مشغول انجام وظیفه بودیم با شهید بزرگواری به نام شهید عبدالرضا حمیدی در قسمت تخریب تیپ 28 صفر مشغول خدمت بودیم. ماموریت های مختلف می رفتیم. یکی از بهترین دوستان بنده ایشان بود. در منطقه […]

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب اکبر جوانی از رزمندگان دوران دفاع مقدس که در سال 1363 در تیپ 28 صفر مشغول انجام وظیفه بودیم با شهید بزرگواری به نام شهید عبدالرضا حمیدی در قسمت تخریب تیپ 28 صفر مشغول خدمت بودیم. ماموریت های مختلف می رفتیم. یکی از بهترین دوستان بنده ایشان بود. در منطقه ی مهران بودیم . یکی از روزها که قرار بود جلوی عراقی ها را مین کاری کنیم . وقتی که کارمان تمام شد ،ایشان در حین حرکت به سمت من  که قرار بود سیم تله و امکانات بیاورد ،پایش به یک تله انفجاری برخورد کرد و یکی از مین های تیکس50 که جهنده بود منفجر شد و ایشان و بنده مجروح شدیم. برانکارد آوردند و ایشان را روی برانکارد خواباندند.و سوار آمبولانس شدند و من هم در کنار شهید عزیز همگی به سمت عقب و اورژانس در حرکت بودیم. در مسیر که بودیم شهید حمیدی گفت: آقای جوانی این لباسی که تن من است از شماست. قبل از اینکه به منطقه برویم لباس فرم من را گرفت و گفت برو لباس فرم من در ساک است و حتماً بردار و شروع به وصیت کردن کرد. من گفتم : آقای حمیدی شما که خیلی سرحال هستید و خیلی قشنگ صحبت می کنید و مشکلی ندارید. ایشان گفت که من دیشب خواب دیدم  که امروز حتماً به شهادت می رسم  و آقای جوانی اصلاً شک نکن .گفتم : اصلا به قیافت نمیاد با این مجروحیت های سطحی به شهادت برسی. گفت: من خواب دیدم و مطمئن هستم  این ترکش هائی که به بدن من خورده است، نهایتاً ختم به شهادت می شود. ما خیلی عادی با هم حرف می زدیم و یک سری وصیت هائی را کردند که  من وقتی رفتم به منزلشان این ها را به گوش خانواده شان برسانم. بعد از این قضایا همه را نوشتم و از طریق پست تمام وصیت هائی که کردند را  برایشان پست کردم. من فکرش را هم نمی کردم که سرانجام این مجروحیت و در کوتاه ترین فاصله زمانی ایشان به شهادت برسند. ایشان یکی از رزمندگان با اخلاص و از مجاهدان فی سبیل الله و یکی از بندگاه خاص خدا بود که  ارتباط معنوی فوق العاده زیادی داشت و به هدفش رسید ردای فاخر شهادت زیبنده ی وجود نازنین شهید بزرگوار و با اخلاقمان شهید  عبدالرضا حمیدی شد.

اگر لازم شد من میدوم توی میدون مین ، شماها با فاصله دنبالم بیاین

 

 

http://www.3000shahid.ir/files/images/thumb/400_abdolreza-hamidi-personeli.jpgشهید عبدالرضا حمیدی

محل شهادت : منطقه مهران

عملیات : پدافندی

محل دفن : میامی روستای قوشه کرمان

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1928
  • نویسنده : اکبر جوانی
  • منبع : کانال اصفهان در دفاع مقدس

خاطرات مشابه

10دی
در پیاده روی نباید دستتان در جیبتان باشد
تنبیهی که برای شهید پیام پوررازقی در نظر گرفتم

در پیاده روی نباید دستتان در جیبتان باشد

05شهریور
زخم زبان های مردم و اقوام را چه طور تحمل کنم؟
ه مادرم بگویید دیدی که من سالم هستم

زخم زبان های مردم و اقوام را چه طور تحمل کنم؟

ثبت دیدگاه