• امروز : یکشنبه, ۳ تیر , ۱۴۰۳
پرستیژ فرماندهی

اون پرستیژی که میخواد با بی احترامی به سادات باشه ، میخوام اصلا نباشه

  • کد خبر : 1733
اون پرستیژی که میخواد با بی احترامی به سادات باشه ، میخوام اصلا نباشه

علاقه ی خاصی هم نسبت به حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) داشت ، هم نسیت به سادات و فرزندان ایشان . عجیب هم احترام هر سیدی را نگه میداشت . یادم نمی آید توی سنگر ، چادر ، خانه یا جای دیگری با هم رفته باشیم و او زودتر از من وارد […]

علاقه ی خاصی هم نسبت به حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) داشت ، هم نسیت به سادات و فرزندان ایشان .

عجیب هم احترام هر سیدی را نگه میداشت . یادم نمی آید توی سنگر ، چادر ، خانه یا جای دیگری با هم رفته باشیم و او زودتر از من وارد شده باشد . حتی سعی میکرد جلوتر از من قدم برندارد .

یک بار با هم میخواستیم برویم جلسه . پشت در اتاق که رسیدیم طبق معمول مرا فرستاد جلو و گفت بفرما …

نرفتم تو ، بهش گفتم : اول شما برو …

لبخندی زد و گفت : تو که میدونی من جلوتر از سید ، جایی وارد نمیشم .

به اعتراض گفتم حاج آقا این جا دیگه خوبیت نداره که من اول برم!

گفت : برای چی؟

گفتم تاسلامتی شما فرمانده هستی ، اینجا هم که جبهه هست و بالاخره باید ابهت و پرستیژ فرماندهی حفظ بشه !!!

مکثی کردم و زود ادامه دادم : این که من جلوتر برم پرستیژ شما رو پایین میاره …

خندید و گفت : اون پرستیژی که میخواد با بی احترامی به سادات باشه ، میخوام اصلا نباشه !

روزی که به خانه ی شهید سیامک معمارزاده رفتیم
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1733
  • نویسنده : سید کاظم حسینی
  • منبع : کتاب خاک های نرم کوشک

خاطرات مشابه

23خرداد
می خواد منم یکی لنگه خودش باشم
نون زحمتکشی ،نون پاک و حلالیه

می خواد منم یکی لنگه خودش باشم

11بهمن
این چیز ها ممکنه ما رو از مسیر منحرف کنه !
هرگز آن عصبانیتش از یادم نمیرود

این چیز ها ممکنه ما رو از مسیر منحرف کنه !

07آذر
روزی که شهید برونسی ، داماد صدام را دستگیر کرد
این کله قندی همین امروز باید آزاد بشه !

روزی که شهید برونسی ، داماد صدام را دستگیر کرد

ثبت دیدگاه