آن روز فهمیدم ما اسرائیلی ها جنایتکاریم
ماجرای کشف انبار مهمات توسط شهید مهدی کریمی
چند خاطره از فرماندهی شهید سید محمد زینال حسینی به روایت حاج مسعود میسوری
زندگی نامه مختصر محمدعلی فروغی
حاج عبدالله نمی گذاشت بحث های بی خودی به گردان بیاید
روز های بعد از عملیات والفجر هشت در فاو به روایت حاج حسن نسیمی
آخرین سلام شهید بسطام خانی به اباعبدالله علیه السلام
ماموریت ناتمام با شهید هادی مهین بابایی
من پس از اتمام دوره در سال 1366 به گردان حمزه منتقل شدم و به عنوان معاون فرماندهی منصوب شدم. لشکر ما یعنی تیپ ویژه پاسداران، در عملیاتهای مختلفی مانند فتح یک، فتح چهار، فتح پنج، بیتالمقدس و والفجر شرکت داشت. اما بزرگترین عملیات ما مرصاد بود. در مرداد ۱۳۶۷، سازمان مجاهدین خلق از عراق […]
من در کردستان بودم که دوستم، حشمتالله عشوری، که مدتی در مریوان نبود، پس از بازگشت از مأموریت به دیدارم آمد. او گفت که در عملیات فتح یک در منطقه کرکوک شرکت کرده است. ما در کردستان اخبار این عملیات را از رادیو شنیده بودیم. عشوری گفت که تیپی در کرمانشاه تشکیل شده که نیروهایش […]
من محمود تقیزاده، اهل لاهیجان هستم. در شناسنامهام نام مهدی و فامیلی ام با پسوند تقیزاده رشتی ثبت شده است. سال ۱۳۶۰ یا ۱۳۶۱ برای اعزام به منطقه، به پادگان منجیل رفتیم. هفت یا هشت ماه از جنگ گذشته بود که به منجیل رفتیم. در آنجا به ما گفتند سنتان پایین است و باید برگردید. […]