گروهی که میرفتند و تاسیسات اولیه را ایجاد میکردند
ما که میگوییم که ما شیعه حضرت امیر (ع) هستیم
اعتمادی که فرماندهان لشگر به حاج عبدالله نوریان داشتند
قرار گذاشتیم من به روح الله فقه و اصول یاد بدم و اون به من خطاطی
روح بلند مومن عصیان نمیذیرد
در مشهد بود اما نامه هایش را از جبهه برای ما میفرستاد
شهید حاج قاسم اصغری اینگونه خاطره تعریف میکرد
پیام پوررازقی چهار شبانه روز پرستارم شد
قبل از عملیات والفجر هشت ، چند بار از شهید حاج عبدالله نوریان شنیده بودم که میگفت : اگر کسی خواب شهادت من را دید ، به من بگوید . در اردوگاه ام النوشه ، کنار رودخانه کارون مستقر بودیم که یک شب در عالم رویا یک خوابی را درباره ی شهادت حاج عبدالله دیدیم […]
در مقرّ ام النوشه بودیم که حاج عبداله به من سربسته چیزهایی درباره ی شهادتش گفت ، اما تصریح نکرد. آن موقع جلساتشان را با سید محمد و سید اسماعیل در چادر تدارکات می گذاشتند. یک پستویی درست می کردند و آن جا جلسه می گذاشتند. یک روز من از آن جا عبور می کردم […]