بچه های شر و شیطون گردان به روایت حاج علی اکبر جعفری
براى او مردن در رختخواب کوچک بود
درآرزوی دستنشاندگی، پسرِ دستنشانده، پسرِ دست نشانده
وقتی به حضرت آقا گفتم حال مناسبی ندارم
ابعاد شخصیتی شهید نوریان به روایت حاج اسدالله سلیمانی
وصیت نامه شهید روح الله قربانی
تفسیر روایی آیه ( و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم )
بلند شدم گفتم یا حسین و باز خوابیدم
بعد از عملیات امالرصاص ما را به فاو منتقل کردند، جایی که مشغول ساخت سنگر بودیم و حاج عبدالله مدام تأکید میکرد که باید سریعتر کار کنیم. انتقال به فاو انجام شد، اما با گذشت سی یا چهل سال، جزئیات کاملی از آن دوران در خاطرم نیست. فقط میدانم تعدادی از نیروها انتخاب شدند تا […]
قبل از عملیات ام الرصاص ، لشگر سید الشهدا ع مانور داشت . قرار بر این بود که توی این مانور ، پشت رودخانه کارون ، غواص ها از بزنن به آب و این طرف در بیان و عملیات کنن . یه منطقه ی جزیره مانندی بود که ما رفتیم و اونجا ، دینامیت ها […]
بعد از عملیات عاشورای ۳ از منطقه ی عملیاتی عاشورای سه اومدیم و رفتیم مقر گردان که یه جاده ای بود که می رفت پشت کرخه . اسمش رو بعدها گذاشتن موقعیت السابقون که زاغه ی ما اونجا بود . یکم بالاتر از زاغه ، شیاری بود که اونجا مقر گردان بود . برای خواب شبمون […]