دفتر خاطرات و ماجرای خاطرخواهی شهید مجید رضایی
من میروم آن طرف اما نگران اجناس تدارکات هستم
عملیات والفجر هشت به روایت حاج اسماعیل گوهری
نماز شب میخواندیم تا قد بکشیم
به شهید اکبر عزیززاده میگفتند اوس اکبر
عملیات عاشورای سه به روایت حاج سید جمید کمالی
بجنبید که عقب نمانیم و خودمان را برسانیم
هفت تن آل صفا به روایت حاج ذبیح الله کریمی
به ذهن من اینطور میرسه و اینطور برداشت میکنم که شهید حاج عبدالله نوریان و شهید سید محمد زینال حسینی که در مقطعی فرمانده و معاون گردان تخریب بودند ، در نقش مکمل هم دیگر بودند . شهید حاج عبدالله یک بچه معنوی بود . نمیخوام بگم عملیاتی نبود ولی سیدمحمد علملیاتی تر بود . […]
خاطراتی که با بچه های گردان تخریب در موقعیت چنانه داشتم به قدری متفاوت و خاص است که من در تصورم آنجا را حرم امام حسین (ع) میدیدم . صبح که چراغ های حسینه روشن می شد ، اگر بیرون از چادر میرفتید ، میدیدید که بچه ها در اطراف چادرها از قبر بلند می […]