روزی که همه فرماندهان دست مهدی زین الدین را بوسیدند
خاری که بر دست شهید حمیدرضا دادو نشست
شهدایی که در آتش میدان مین سوختند و قرآنی که نسوخت
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج اصغر معصومی
زندگی نامه مختصر محمدعلی فروغی
اسم من علی چیت سازیانه بسیجی ام و هر لحظه ممکنه شهید یا مجروح یا اسیر بشم
انهدام پل عبور بعثی ها در منطقه عملیاتی کربلای پنج
حاجی دنبالم به تهران درب منزلمان آمد
بسم الله الرحمن الرحیم حسین امیری نیا ، اهل روستای طرود ، از توابع فیروزکوه هستم . من در سال 1361 در جبهه بودم . 25 ماه در جهاد سازندگی استان تهران و در واحد مهندسی رزمی بودم . یک روز به آبادان رفته بودم که شهید عبدالله نوریان را در آنجا دیدم . یکی […]
