• امروز : جمعه, ۱۵ اسفند , ۱۴۰۴

انقلاب اسلامی ایران

حسین جان ! پسرم ، عزیزم ، برادرم ، پاره ی وجودم ! تو میدانی ترس من از چگونه رفتن است
نامه ی شهید حاج قاسم سلیمانی به شهید حسین پورجعفری

حسین جان ! پسرم ، عزیزم ، برادرم ، پاره ی وجودم ! تو میدانی ترس من از چگونه رفتن است

بسم الله الرحمن الرحیم عزیز برادرم حسین، پس از سی سال خصوصا در این بیست سال که نفس تو پیوسته تنفسم بود، اولین سفر را بدون تو درحال انجام هستم. در طول سفر بارها بر حسب عادت صدایت کردم. همه تعجب کردند، در هواپیما، ماشین و . . بارها نگاه کردم،جایت خالی بود، معلوم شد […]

اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی شهادت می‌دهم
وصیت نامه شهید محمدرضا دهقان

اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی شهادت می‌دهم

«و فدیناه بذبح العظیم» او را به قربانی بزرگی بازخریدیم. سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۷ اینجانب «محمدرضا دهقان امیری» فرزند علی در سلامت کامل روانی و جسمی و در آرامش کامل شهادت می‌دهم و به یگانگی حضرت حق و شهادت می‌دهم به دین مبین اسلام و قرآن و نبوت خاتم الانبیاء. حضرت محمد (ص) و […]

امروز يك شليك تأثير گذار است ، هر روزي هم كه شروع كنيد دير نيست
گزیده ای از سخنرانی شهید حاج حسن طهرانی مقدم

امروز يك شليك تأثير گذار است ، هر روزي هم كه شروع كنيد دير نيست

15 فروردين 62 بود در پايگاه گلف اهواز، آقا رحيم بنده را خواستند و ابلاغ راه اندازي توپخانه در سپاه را به من دادند. من هم بلافاصله به سمت شوش راهي شدم و خودم را به سردار فضلي رساندم و از او درخواست كردم كه شهيد شفيع زاده را در اختيار ما بگذارد كه در […]

فقط می‌خواهیم ملت‌ها زیر سلطه دشمنان و زیر سلطه ظالمان نباشند
مصاحبه شهید حاج محسن دین شعاری

فقط می‌خواهیم ملت‌ها زیر سلطه دشمنان و زیر سلطه ظالمان نباشند

انگیزه در هر فرد مسلمان این است، به داد هر مظلومی که در هر نقطه جهان فریاد می‌زند، به داد این برادرها برسد و خوشبختانه ما در چنین موقعیتی هستیم. واقعا شکر می‌کنیم که در این زمان به دنیا آمدیم و به ندای اسلام لبیک گفتیم و ما هم به تبعیت از اصحاب رسول الله […]

فرمانده لشکر ده هزار نفری به من گفت می‌توانی یک دسته نیرو به من قرض بدهی؟
مظلومیت افرادی مثل حاج همت این ‌جا بود

فرمانده لشکر ده هزار نفری به من گفت می‌توانی یک دسته نیرو به من قرض بدهی؟

متن زیر بخش‌هایی از کتاب «ذوالفقار» نوشته «علی‌اکبر مزدآبادی» است که در آن خاطرات شفاهی شهید حاج قاسم سلیمانی را گردآوری کرده است که قسمت پنجم آن را در ادامه می‌خوانید: در عملیات خیبر روی شهید زین‌الدین و بچه‌های لشگر 17 علی ابن ابیطالب (ع) خیلی فشار بود. چون تو ضلع مرکزی جزیره‌ جنوبی مجنون […]

یک سال ابتدای جنگ و ممانعت بنی صدر از اقدامات سپاه و بسیج
از زبان شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

یک سال ابتدای جنگ و ممانعت بنی صدر از اقدامات سپاه و بسیج

ریشه ی توطئه ها ریشه ی توطئه ای که در جنگ با ضد انقلاب بوجود آمده بود به ابرقدرت ها برمیگردد که پشت سر هم برای ما مشکل ایجاد میکردند تا نتوانیم به خودمان برسیم . همان زمانی که من مسئول منطقه بودم ، مرتب گزارش میرسید که شاهد و ناظر فعالیت های ارتش عراق […]

حکایت انگشت و انگشتری که به دست داعشی ها افتاد
شهید مدافع حرم سید اسحاق موسوی

حکایت انگشت و انگشتری که به دست داعشی ها افتاد

از زمان آغاز جنگ در سوریه، پسرانم سیدمهدی و سیداسحاق خیلی اصرار داشتند که به سوریه بروند، اما من راضی نمی‌شدم؛ با توجه به اینکه همسرم به دلیل حضور در جنگ افغانستان، دچار موج گرفتگی شده بود و تا پایان عمرش درگیر عوارض ناشی از جنگ بود، این قضیه را با تمام وجود احساس کرده […]

برای بچه های رزمنده احتیاج به تعدادی چفیه داریم
سفارش خرید شهید ابراهیم هادی

برای بچه های رزمنده احتیاج به تعدادی چفیه داریم

اواخر سال 1360 بود. ابراهیم در مرخصی به سر می برد. آخر شب بود که آمد خانه، کمی صحبت کردیم. بعد دیدم توی جیبش یک دسته بزرگ اسکناس قرار دارد! گفتم: راستی داداش! اینهمه پول از کجا می یاری!؟ من چندبار تا حالا دیدم که به مردم کمک می کنی، برای هیئت خرج می کنی، […]

خودش تا اذان صبح به جای ما پست داد
فرمانده لشکر ، آقا مهدی زین الدین

خودش تا اذان صبح به جای ما پست داد

قبل از شروع عملیات والفجر 4 عازم منطقه شدیم و به تجربه در خاك زیستن، چادرها را سر پا كردیم. شبی برادر زین الدین با یكی دوتای دیگر برای شناسایی منطقه آمده بودند توی چادر ما استراحت می‌كردند. من خواب بودم كه رسیدند. خبری از آمدنشان نداشتیم. داخل چادر هم خیلی تاریك بود. چهره‌ها به […]

تحلیل شهید همت از علت ناکامی عراق با وجود توطئه های بنی صدر
سخنرانی شهید همت قبل از عملیات والفجر

تحلیل شهید همت از علت ناکامی عراق با وجود توطئه های بنی صدر

عراق در قسمت جنوب در دو محور، حرکت خودش را برای داخل شدن (به کشور ما ) آغاز کرد؛ یکی محور عین خوش ـ فکه و دیگری خرمشهر به سمت اهواز . این محورهایی بود که عراق در روزهای اول حمله، مورد استفاده قرار داد. در مقابل آنها هم نیرویی نبود. یک افسر نیروی هوایی […]

چی شده پسرم؟ بیا ببینم چی می‌گی؟
قسمتی از سخنرانی شهید همت قبل از عملیات والفجر

چی شده پسرم؟ بیا ببینم چی می‌گی؟

از دست کریمی، زیر لب غرولند می‌کردم که «اگر مردی خودت برو. فقط بلده دستور بده.»گفته بود باید موتورها را از روی پل شناور ببرم آن طرف. فکر نمی‌کرد من با این سن و سالم،‌ چه‌طور این‌ها را از پل رد کنم؛‌ آن هم پل شناور. وقتی روی موتور می‌نشستم، پام به زور به زمین […]

من معتقد هستم هر ایرانی باید در خانه خود یک عکس شهید داشته باشد
ما نباید راه نور را ببندیم

من معتقد هستم هر ایرانی باید در خانه خود یک عکس شهید داشته باشد

من هیچ وقت مانع گریه مادر شهید و پدر شهید نه تنها نمی شوم بلکه توصیه دارم. در روستای خودم مادر شهیدی خیلی زیبا مویه می کند. با آن عبارت زیبا رودم رودم رودم من با این جان می گرفتم. اعتقاد دارم باید این صدا تا وقتی او حیات دارد در گوش ما باشد این اشک […]

حالا این بستنی که با من خوردی تا آخر عمرت بیادت می‌ماند
دلم بستنی می‌خواهد

حالا این بستنی که با من خوردی تا آخر عمرت بیادت می‌ماند

یکی از روزهای سرد زمستان در سال‌های دفاع مقدس را تجربه می‌کردیم. در مسیر بازگشت از کرمانشاه، جایی که سرما در مغز استخوان‎مان نفوذ می‌کرد و گویی باد صورت‎مان را سیلی می‌زد، در منطقه‌ای اطراف همدان با شهید صالحی همراه و مشغول رانندگی بودم. شهید صالحی گفت: «دلم بستنی می‌خواهد!» تنها چیزی که در آن […]

این امتحانی بزرگ از جانب پروردگار است
صندلی خالی شهید غلامرضا صالحی

این امتحانی بزرگ از جانب پروردگار است

سال 1364 نام من برای زیارت بیت‌الله‌الحرام از طرف سپاه اعلام شد. شور و شعف خاصی سراپای وجودم را فراگرفت. وسایلم را آماده کردم و برای خداحافظی با اقوام، به نجف‌آباد رفتم. صبح روز بعد با خوشحالی به سمت تهران حرکت کردم. اما قبل از راهی شدن، برادر محسن رضایی با سفر بنده مخالفت نمود. […]

برای دوستان شهیدم اشک بریزید چون اینجا کسی نیست برای آنها گریه کند
چرا اجازه نمی‌دهید به جبهه بروم

برای دوستان شهیدم اشک بریزید چون اینجا کسی نیست برای آنها گریه کند

مهدی سال ۱۳۶۵ خواست که به جبهه برود اما به دلیل سن کم با او مخالفت کردم. عزم مهدی برای رفتن به جبهه بیش از اینها بود. او شناسنامه‌اش را دستکاری کرده بود تا بتواند به منطقه اعزام شود اما این کارش از من مخفی نماند وقتی فهمیدم بسیار ناراحت شدم و گفتم: حال که […]

هیچ قطره‌ای از خونی كه در راه خدا ریخته شود ، بهتر نیست
وصیت نامه شهید حاج عباس کریمی

هیچ قطره‌ای از خونی كه در راه خدا ریخته شود ، بهتر نیست

بسم‌الله القاصم الجبارین چرا در راه خدا جهاد نمی‌كنید در صورتی كه جمعی ناتوان از مرد و زن و كودك شما در چنگال ظلم كافرانند. «و ما لكم لا تقاتلون فی سبیل‌الله و المستضعفین من الرجال و النساء والولدان و قاتلو هم حتی لاتكون فتنه و یكون الدین لله». بكشید كافران را تا بر كنده […]

فکر می‌کنی این مرد چه‌کاره باشد؟
بازجویی خودمانی و دوستانه

فکر می‌کنی این مرد چه‌کاره باشد؟

در جریان عملیات والفجر 4 به دنبال تصرف ارتفاع 1866 شیخ تاجر، توسط گردان حبیب بن مظاهر، عباس کریمی، فرمانده تیپ 2 سلمان لشکر 27، بلافاصله در جمع نیروهای این گردان حضور یافت. همزمان با حضور کریمی در لبه جلویی منطقه نبرد، یک فروند هواپیمای میگ عراقی که برای بمباران مواضع رزمندگان لشکر 27 به […]

محمدرضا برای زیارت به سوریه رفته است؟
به روایت خواهر شهید مدافع حرم

محمدرضا برای زیارت به سوریه رفته است؟

محمدرضا بچه شیرینی بود و از همان کودکی اخلاق‌های خاصی داشت، به حجاب بسیار اهمیت می‌داد و مثل پدرم سخت‌گیر بود. عید سال ۹۳ یکی از اقوام به افغاستان و شهر هرات آمد و سوغاتی مادر را به دستم داد. بسته را که باز کردم، دیدم پارچه سبزی داخل بسته است. با خودم گفتم مادرم […]

شایع شد که حکم اعدامش را صادر کرده‌اند
زندگی نامه شهید محمد ابراهیم همت

شایع شد که حکم اعدامش را صادر کرده‌اند

محمد ابراهیم همت در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ در شهرضای اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات خود را در همان شهر به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ دیپلم گرفت. در همان سال وارد دانشسرای تربیت معلم اصفهان شد و در سال ۱۳۵۴ مدرک فوق دیپلم خود را اخذ کرد. ۲ سال بعد برای گذراندن خدمت سربازی […]

رزمنده در میدان جنگ باید آنقدر بی‌خوابی بکشد تا بیفتد ، بیدارش کنند
اغلب اوقات بی‌خوابی در صورتش معلوم بود

رزمنده در میدان جنگ باید آنقدر بی‌خوابی بکشد تا بیفتد ، بیدارش کنند

یادم هست محمودرضا در کلاس دوم دبیرستان؛ یک روز دفترچه‌ای را که برای ثبت خاطرات شهدا بود و از بنیاد شهید گرفته بود، به خانه آورد. دو شهید را انتخاب کرده بود برای کار جمع آوری خاطرات؛ یکی شهید «عبدالمجید شریف زاده» که دانش آموز و هم محله‌ای بود و دیگری شهید «احد مقیمی» بی‌سیم‌چی […]

شیعه به دنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم
نبرد شام، مطلع تحقق وعده آخرالزمانی ظهور است

شیعه به دنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم

در نامه‌ای که شهید بیضایی – شهید مدافع حرم – در شب شهادت امیرالمؤمنین (ع) در ماه مبارک رمضان در در فضای ملکوتی بینالحرمین دو مظلومه، دو شهیده، خانم زینب کبری (س) و خانم رقیه (س) در سوریه خطاب به همسر گرامی‌اش نگاشته، آمده است: «باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا […]

آن قدر تمرین کرده بود که خودشکنی برایش آسان شده بود
افتاده و متواضع و بی ادعا

آن قدر تمرین کرده بود که خودشکنی برایش آسان شده بود

محمودرضا شکسته بود خودش را و به راحتی می شکست خودش را . در این خصوصیت اخلاقی در اوج بود! بدون اغراق می گویم که به جز مقابل دشمن و آدم های زورگو ، مقابل همه ی بندگان خدا این جور بود؛ افتاده   و  متواضع   و  بی ادعا. آن قدر تمرین کرده بود که خودشکنی […]

حیف است که جان انسان با مرگ طبیعی از دست برود
خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن

حیف است که جان انسان با مرگ طبیعی از دست برود

 «باارزش‌ترین دارایی انسان، عمر و جان انسان است؛ حیف است که جان انسان با مرگ طبیعی از دست برود.» تکیه کلام علیرضا این جمله بود. می‌گفت: «خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن.» چندماه قبل از شهادت در دانشکده زرهی شیراز مشغول گذراندن دوره افسری بود. یک شب قرار شد همراه با همکارانش با ماشین شخصی […]

یه فرشته در قالب یک مرد
شهید مدافع حرم حامد جوانی

یه فرشته در قالب یک مرد

پارسال ( آبان۹۳) نزدیکای تولدش بود که بهم زنگ زد. گفت: مهرداد از دستت کمکی بر میاد؟؟ گفتم: چی ؟؟ گفت:کمک مالی گفتم:آخه به کی؟ گفت: تو دیگه کاریت نباشه گفتم حتما نیاز داره، یه مبلغی رو اومد و ازم گرفت. منم چون میدونستم که حتما واسه کار خیر میخواد دیگه نپرسیدم. یه روز دیگه […]

حیف است چنین روحانی با اخلاصی را از دست بدهیم
نامه ی شهید سلیمانی برای حمایت از شهید تمام زاده

حیف است چنین روحانی با اخلاصی را از دست بدهیم

ایشان روحانی شوخ طبعی بود و مثل همه، عزیزانش را دوست داشت. من و فرزندانم  نمی خواستیم او را از دست بدهیم به همسرم می گفتم شما طلبه هستید و مجاهدت دینی می کنید و همیشه به ایشان روایتی از پیامبر(ص) را می گفتم که قلم علما افضل و برتر از خون شهداست اما ایشان […]