• امروز : شنبه, ۸ آذر , ۱۴۰۴

انقلاب اسلامی ایران - جمهوری اسلامی ایران - دفاع مقدس - خاطرات شهداء

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست
توصیه شهید علیدوست همیشه پیروی از حضرت امام خامنه‌ای (مد ظله‌العالی) و اهمیت دادن به نماز و انس با قرآن بود

شهید مدافع حرم مهدی علیدوست

وی درباره موافقت خانواده برای رفتن فرزندش چنین گفت: پسرم اولین شهید مدافع حرم شهر قم است که آن زمان به دلیل حفظ مسائل امنیتی و حفاظتی اطلاع نداد به سوریه می‌رود، اما من با توجه به شواهد و قرائن می‌دانستم که به ماموریت خارج از کشور رفته که در همان ماموریت بعد از ۱۵ روز به شهادت رسید
برای عبور از سیم خاردار دشمن باید از سیم خاردار نفس عبور کرد
بچه‌ها اول خودتان را بسازید

برای عبور از سیم خاردار دشمن باید از سیم خاردار نفس عبور کرد

شهید علی چیت سازیان شهیدی که در روز ولادت امیر‌المومنین به دنیا آمد، سری سبز داشت و استاد آموزش‌های نظامی بود. نبوغ و خلاقیت او را علی شادمانی کشف کرد و شهید همت برای او نقشه‌ها داشت. سردار شهید حاج حسین همدانی از آنجایی که شناخت کامل نسبت به او  داشت، به همسنگران می گفت […]

دوستانش گفتند که رسول دوست داشت همین جا دفن بشه
مشخص کردن محل دفن رسول

دوستانش گفتند که رسول دوست داشت همین جا دفن بشه

وقتی صورت این پدر روی صورت فرزند بود من هم یه سلام به امام حسین (ع) دادم و عرض کردم آقا جان چه کسی کمک شما اومد وقتی صورت به صورت جوانت گذاشته بودی. حاج رمضون مشغول وداع با رسول بود که از پشت سر هم خانومی التماس میکرد که تو را بخدا بگذارید من هم رسول رو ببینم. اون خانوم هم به آرزوش رسید و صورت غرق خون رسول رو بوسید. من اول فکر کردم مادر رسول بود اما بعدا گفتند عمه ایشون بوده.
زندگینامه و فضیلت های حمزه سیدالشهدا (ع) در روایات
فضائل حضرت حمزه (س) در روایات

زندگینامه و فضیلت های حمزه سیدالشهدا (ع) در روایات

حمزه بن عبدالمطلب ملقب به «سیدالشهدا»، «اسدالله» و «اسدالرسول» کنیه او ابوعماره و ابویعلی است. مادرش هاله دختر «وهیب» و دخترعموی «آمنه» بنت وهب، مادر رسول خدا صلی الله علیه و آله است. حضرت حمزه عموی پیامبر اسلام و برادر رضاعی او است؛ زیرا هر دو از پستان مادری بنام ثُوَیْبه شیر خورده‌اند. حضرت حمزه، […]

یک دقیقه مانده تا قیامت ، دیگه هرچی بود تموم شد بیا در خدمت باشیم
کلید رمز جشن پتو توی چادر ما

یک دقیقه مانده تا قیامت ، دیگه هرچی بود تموم شد بیا در خدمت باشیم

همون روز حاج حسین داشت از جلوی چادر ما میگذشت، تعارف کردیم و گفتیم دیگه هرچی بود تموم شده بیا خدمت باشیم، اومدن توی چادر همانا و دوباره یک دقیقه مانده تا قیامت گفته شد
روزی که شهید حاج قاسم اصغری با صدای بلند گفت : اینجا قتلگاه منه و این بار شهید میشم
شب عجیبی بود باورکنید انگار حاج قاسم توی آسمانها سیر میکرد

روزی که شهید حاج قاسم اصغری با صدای بلند گفت : اینجا قتلگاه منه و این بار شهید میشم

وقتی اولین بار به همراه شهید حاج رسول فیروزبخت وارد منطقه عملیاتی شدیم حاج رسول گفت: من در عملیات نصر۴که در همین منطقه بود باید شهید میشدم که نشد ولی مجروح شدم. اینجا قتلگاه منه و این بار شهید میشم . حاج رسول این مطلب روخیلی بلند و واضح توی مینی بوس موقع ورودمون گفت و همه شنیدند...
بدانید که هیچ چیز جز او نیست ، امر امام را اطاعت کنید و دنبال کسی جزامام نروید
وصیت نامه شهید مهدی کاشی

بدانید که هیچ چیز جز او نیست ، امر امام را اطاعت کنید و دنبال کسی جزامام نروید

ازهمه ی امت حزب الله می خواهم کهبرخوردهایتان را با ناآگاهان آنطورکنید که آگاهترشوند ، نه لجوج .و ازپدرو مادرم هم به خاطریک عمربدی که درحقشان کردم طلب بخشش می کنم و امیدوارم که از سرتقصیرات این بنده ی حقیرالهی که درهرگوشه ای گناهی ازخود به جای گذاشت و شما را فرزندی شایسته نبود بگذرید .
فقط میگفت: اسماعلیم … مادر…
هدیه به مادری فداکار و صبور

فقط میگفت: اسماعلیم … مادر…

خریبچی شهید اسماعیل خوش سیر در روز اول فروردین سال ۴۶ که مصادف با شب عید قربان بود به دنیا اومد و نامش رو به این مناسبت اسماعیل گذاشتند و اسماعیل چند روز بعد از عید قربان سال ۶۷ به قربانگاه پاسگاه زید رفت و اسمانی شد.
من گفتم یارِ من پیام ، اونم قبول کرد
شهید پیام پوررزاقی

من گفتم یارِ من پیام ، اونم قبول کرد

سید گفت : دوبه دو یار انتخاب کنید برای حمل مجروح… هنوز حرف های آقاسید تمام نشده بود که من خودم رو کنار شهیدپیام رسوندم وگفتم “یارمن پیام” اون هم با خنده قبول کرد. یه مسیر شاید ۳۰۰ متری رو میبایستی همدیگر رو قلمدوش میکردیم وسرازیری میرفتیم وسربالایی برمیگشتیم.. مسیر شیب دار هم بود و رفت اومد واقعا سخت بود..
شاه حسینی جزو معدود نیروهای آزاد لشکر بود
شهید عبدالحمید شاه حسینی

شاه حسینی جزو معدود نیروهای آزاد لشکر بود

خاصیت کوه های سنندج این بود که زمستوناش سرما و برف وحشت ناکی داشت . عملیات های ماهم طوری بود که وقتی میخواستیم بریم دم غروب حرکت میکردیم و سر شب میرسیدیم چون از روستا میرفتیم… شهید عبدالحمید شاه حسینی جزو معدود نیروهای آزاد لشکر بود و هرجا که نیرو نیاز داشتن میرفت و به […]

او شجاعتش ذاتی بود

معاون تیپ عاشورا شهید شیرعلی سام

در تیپ 7 دزفول مسئول گروهان بودند . ولی در هنگام شهادت معاون تیپ عاشورا بودند. من در بچگی یک آدم به شدت ترسویی بودم درب خانه را باز می کردم نگاه نمی کردم که پشت در کیست . منزل ما اجاره ای بود اما 500 متر بود و خیلی بزرگ بود. در را که […]

شهید محمود گلزاری برای ما مثل یک پدر و برادر بود
شهیدان صمد و محمود گلزاری

شهید محمود گلزاری برای ما مثل یک پدر و برادر بود

شهید صمد و محمود گلزاری دو برادر بودند . حاج محمود که روحش شاد ، یکی از انسان هایی بود که من احساس نمی کردم روی زمین زندگی می کند. ایشان در چهره شناسی بی نظیر بود و به شهید قدوسی در کارها کمک می کرد. ایشان را به گمرک باکو فرستادند ، که کل […]