شهیدی که آرامش را از چشمان دشمن ربوده بود
وقتی حاج عبدالله میخواست روحیه و معنویتش را تقویت کند
انگار خداوند، سگ ها را مامور کرده بود تا ما را نجات دهند
مقاومت خرمشهر معادلات دشمن را بر هم زد
ماجرای دعای پیامبر برای اهل بیتش به روایت عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب
بابا من سعی میکنم مثل عمو برایت رفیق خوبی باشم
قرار شد تا زمانی که صدام زنده است حرفی از علی هاشمی نزنیم
خدا من را سر راه شما قرار داده تا از حرام نجات پیدا کنید
یکی از خاطراتی که در ذهنم هست ، مربوط به یک بنده ی خدایی میشود که موهایش را غالباً می تراشید و یک جای مهری هم در پیشانی اش بود . یقه ی پیراهن بسیجی اش را با قیچی برش زده بود و مثل یقه ی دیپلمات و آخوندی در آورده بود . پیراهنش را […]