زخم زبان های مردم و اقوام را چه طور تحمل کنم؟
جایی بمونی خودت باشی و آقا ، مولا هم بیاد سرت رو به دامن بگیره
عملیات فتح یک به روایت حاج محمد صلاحی کجور
ملاتی که شهید پیام پوررازقی درست میکرد
پیمان سعدآباد | واگذاری ۳۸۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران به فرمان انگلیس
مداحان گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام
خیلی خالصانه و مخفی و پنهان دنبال معنویات بود
سنگری درست کردیم که انگار می خواهیم دویست سال در آن بمانیم
شهید عباس حسنی استاد کشتی ما بودند کشتی گیر بود و دو تا از برادرهایش به شهادت رسیده بودند دلاور بود. ایشان روزی دو ساعت با ما تمرین کشتی بر روی سنگ و قلوه سنگ و خاک انجام می داد. یکی دیگر هم بود بنام آقای ایزدی . ایشان از بچه های امنیت پرواز بود […]
یک مدتی چنانه بودیم ، فکر می کنم عملیات والفجر یک بود . من با شهید عباس حسنی بودم . شهید حسنی از آن بچه هایی بود که وقتی به جبهه آمد متحول شد . هم از لحاظ گفتاری و هم رفتاری . شهید حسنی بچه ی محله ی قلعه مرغی در جنوب شهر تهران […]
قبل از من شهید حسنی و شهید خدیور ، شهید خلج و شهید علی سلمانی در گردان مداحی میکردند اما نه اونطوری که توقع بود من بخونم . بیشتر در حد یک سینه زنی و مراسم نوحه صبحگاهی بود . آنها هم حماسی می خوندند و سینه می زدند نه که مداحی غزل مصیبت و […]
یک مدتی در موقعیت چنانه بودیم . فکر می کنم عملیات والفجر یک بود . من در عملیات والفجر یک در دسته ی شهید عباس حسنی بودم . عباس حسنی از آن بچه هایی بود که وقتی به جبهه آمد متحول شد . هم از لحاظ گفتاری متحول شد و هم از لحاظ رفتاری . […]