شهیدی که به همه فهماند مجاهدین خلق منافقند
عملیات فتح یک به روایت حاج محمد صلاحی کجور
محمدرضا برای زیارت به سوریه رفته است؟
حیوان ! یک گاردی گرفت و دندانهایش را به من نشان داد
کارگاه انسان سازی شهید حاج عبدالله نوریان
دلیل اختلاف ها در روایات از دیدگاه امیرالمومنین امام علی علیه السلام
تاریخچه گردان تخریب لشگر شش ویژه پاسداران به روایت حاج عبدالله فرازنده
من نوه ی پسری حاج شیخ فضل الله نوری هستم (قسمت اول)
بی خبر از همه جا رفتم چون فرمانده لشکر منتظر بود. حین تحویل گرفتن هدیه گفتم: حاج آقا به خدا من کاری نکردم! نمی دونم اسمم چرا اینجا ست! حاجی فرمودند: مبارکت باشه...
با این قضیه خیلی بهتر از همیشه میشه ثابت کرد که زمانی که تفحص میکردیم این ما نبودیم که شهدا رو پیدا میکردیم این شهدا بودن که خودشون و به ما نشون می دادن
به حالت قهر بهش گفتم برو بابا تو هم رفیق نشدی.دستمو گرفت تو دستش و شروع کردیم قدم زدن. خنده و اشکش قاطی شده بود. دقایقی همین طور فقط راه می رفتیم. پرسیدم آخرش می گی چته یا نه؟ گفت: من رفتنی شدم.