در زمان جنگ ، حکم فرمانده همون حکم رهبریه
این همان رازیست که موحدین را به جهاد واداشته است
تمرین خوابیدن روی سیم خاردار در دوره آموزشی
وقتی پیام پوررازقی مشغول نماز و ذکر و تسبیح میشد
عاقبت طمع ایرانی ها به وعده های بیگانه در جنگ جهانی اول
مهربان مثل شهید پیام پوررازقی
حاج عبدالله اینگونه رزمنده ها را در گردان زمین گیر کرده بود
خدایا ممنونم ازت که چنین فرزندی به من اعطا فرمودی
بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای از سه گونه گناه باید استغفار کرد؛ اینها به درد ما میخورد؛ من و شما در کارهای مدیریتی هم به آن نیاز داریم. غفلت از اینها خسارتهای بزرگی را بر ما وارد کرده است و میکند. سه جور گناه وجود دارد: یکجور گناهی است که فقط […]
شیخ فضلالله چرا رفت بالای دار؟ چون میگفت: «من والله با مشروطه مخالفت ندارم، با اشخاص بیدین و فرقه گمراه و گمراهگر مخالفم که میخواهند به مذهب اسلام لطمه وارد بیاورند». و میگفت: «ایها الناس من بههیچوجه مخالف فکر مجلس شورای ملی نیستم، بلکه دخلیت خود را در تأسیس آن اساس بیشاز همه میدانم. صریحا […]
درباره شیخ فضلالله از همانموقع که مشروعه خواست، شروع شد و هنوز هم ادامه دارد که جعلیات میبافند. همان دوران مشروطه او را تا توانستند ترور شخصیتی کردند و البته یکبار هم در سال ۱۲۸۷ ترور فیزیکی کردند: «جمعهشب بود و شیخ از دیدن کسی برمیگشت که هنگام پیادهشدن از درشکه توسط شخصی که بعد […]
سال ۱۲۸۷ شمسی محمدعلی قاجار مجلس را به توپ بست و مشروطهخواهان را کشت و دوره استبداد صغیر شروع شد. البته این استبداد صغیر یک سال بیشتر طول نکشید و مشروطهخواهان تفنگبهدست از شمال و جنوب آمدند و تهران را فتح کردند و محمدعلی قاجار را از سلطنت عزل کردند و دوباره مجلس برپا شد، […]
شهید آیت الله شیخ محمد تقی بافقی از علمای برحسته یزد توانست با شجاعت تمام در برابر کشف حجاب رضا خانی بایستد و اجرای این قانون را هشت سال به تعویق بیندازد. رضا خان در سفر به ترکیه و دیدار با آتاترک تصمیم به کشف حجاب زنان ایران گرفت و ابتدا با کشف حجاب زنان […]
مدرس در کاخ «دلمه» با اشغال بخشهای وسیعی از ایران، در جنگ جهانی اول و از هم پاشیده شدن شیرازه حکومت مرکزی، جمعی از دولتمردان وطندوست ایران، دولتی موقت را در کرمانشاه، به ریاست «نظامالسلطنه مافی» تشکیل دادند که شهید مدرس نیز، در آن عضویت داشت. با گسترش میدان نبرد و حمله روسها به مناطق […]
سؤال: چنانچه حضرتعالی مستحضرید اولین مبارزهی مرحوم نواب صفوی پیش از آنکه جنبهی سیاسی، نظامی داشته باشد جنبهی فرهنگی داشت، به این معنی که ایشان اولین مبارزه را با افکار کسروی شروع کرد، حالا از نظر حضرتعالی تأثیر این حرکت در جامعهی آن روز مخصوصاً در میان روشنفکران و علماء چگونه بود؟ پاسخ: البته کاری […]
سید مجتبی میرلوحی، معروف به «نواب صفوی» سید مجتبی میرلوحی، معروف به «نواب صفوی»، فرزند سید جواد متولد سال ۱۳۰۳ هجری شمسی است. سید مجتبی سورههای قرآن را به تشویق پدر و مادر خویش حفظ میکند و با پدر روحانی خود در مجالس قرائت قرآن شرکت فعال دارد. هفت ساله است که راهی دبستان میشود و پس […]
در تاریخ دیده اید که وقتی در منزل زباله خبر شهادت حضرت مُسلم(ع) رسید، خیلی ها برگشتند. تا آنجا حدود ۲۰۰ شتر، بارِ کاروان را حمل میکرد، امّا بنابر نقل ها فقط حدود سی و چند شتر وارد کربلا شد! اینها را دقیق بررسی کنیم تا ببینیم چه شده است. خیلی ها در منزل زباله […]
به این ترتیب عملیات متوقف کردن پیش روی مهاجمان و عقب راندن آنها تا ساعت ۱ بامداد ۱۰ آبان با موفقیت به پایان رسید. دو شب بعد از این عملیات، عراقیها با اطلاعاتی که از جاسوسان خود به دست آورده بود، کلبه گلی دریاقلی سورانی را هدف خمپارهها قرار دادند
نامه امام به كوفيان پس از نزول در سرزمين كربلا بسم اللَّه الرحمن الرحيم از حسين بن على بسوى سليمان بن صرد، مسيب بن نجبه، رفاعة بن شداد عبد اللَّه بن وائل و گروهى از مؤمنين. اما بعد؛ شما ميدانيد كه پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله در زمان زندگى خود فرمود: كسى كه […]
در دوران تصدی مسئولیت، در یک اتاق ساده و به دور از تشریفات کار میکرد. در توصیف اتاق کار او گفتهاند: «در یک گوشه اتاق دو میز تحریر وجود داشت، پشت آن مینشتند و کار میکردند. در یک گوشه اتاق هم بساط چای گذاشته شده بود... یک زیرانداز ساده هم انداخته بودند و در آن دوران بحرانی به دور از تشریفات در حال اداره کشور بودند...»
حالم زیر و رو شد طوری که نشستم و نتوانستم تا دم در بروم همین که چشمم به کتیبه یا ابوالفضل العباس خورد گفتم یا حضرت عباس مصطفی من را نگاه دار او را سربازت میکنم این اتفاق دقیقا یک ربع قبل از ظهر تاسوعا افتاد این نذر چیزی بود بین خودم و خدای خودم حتی به پدرش هم نگفته بودم
کتر بهشتی به عنوان آغازگر بحث و هم مدیرجلسه پیرامون اهمیت مسئولیت ریاست جمهوری سخنانی ایراد کردند و اظهار داشتند رئیس جمهوری پس از مقام رهبری بلندپایه ترین مقام نظام است و آقایان مردم را روشن کنند تا شخصی که تحت حمایت استکبار قرار دارد در مسئولیت ریاست جمهوری قرار نگیرد. تا جایی که من به یاد دارم این آخرین جمله شهید بهشتی بود.
به پدرم گفت این دو سگ دارند می روند سر قبر مارکس فاتحه بخوانند. پدرم بلافاصله به او گفت اگر ما با فکر مارکس مخالف هستیم نباید به او توهین کنیم. ادب در کلام لازم است چه فرد کافر باشد چه مسلمان.
هرچی که درآمدش بود متعلق به ما بود. یعنی ایشان هیچ وقت بگیر و ببند در زندگی نداشت و می گفت همه درآمدم متعلق به شماست. التبه ایشان یک دفعه هم حتی از دادگستری حقوقی نگرفت و یک ریال هم به خانه نیاورد. می گفت جایز نیست در حالی که این همه مستضعف است حقوق […]
ایشان نسبت به تهیه این چیزها نه تنها مخالفت نمی کرد بلکه از خود علاقه هم نشان می داد. هیچ وقت هم تهیه این چیزها را مشروب و مقید به چیزی و انجام دادن کاری نمی کرد و به این ترتیب به ما یاد می گرفتیم هرچیز را در زمان خودش از ایشان بخواهیم و به آن هم دسترسی پیدا بکنیم.
«اول انقلاب بود که ایشان وصیتنامهای نوشتند و به من دادند و گفتند، چون شما فعلا سرپرست بچههای من هستید و من برادری ندارم، از شما میخواهم که شما این سرپرستی را بکنید و خودتان را از همین حالا آماده کنید که خودکفا باشید و هم زن باشید و هم مرد باشید.
با تبعید امام به ترکیه، ایشان در نجف و کربلا از نقش امام در رشد سیاسی جامعه و حمایت از اسلام و مسلمین سخنرانی میکرد. پس از بازگشت به قم، به دعوت عدهای از مؤمنین جنوب شرقی تهران، به مسجد موسی بن جعفر(ع) آمد و پایگاهی قوی علیه رژیم شاه ساخت.
سپس دوباره برای نبرد به میان آنها بازگشتم تا اینکه از جایی که آمدم بازگشتم و لیکن کشته نشدم و مرگ به تأخیر افتاد و خداوند کاری را که میبایست انجام شود تحقّق میبخشد. فرمود: «و عثمان از کسانی بود که در روز روبرو شدن دو جمعیّت با یکدیگر [در جنگ اُحُد] قرار کرد
پزشکها بعد از شهادتش به من گفتند که وقتی فرزندم را به بیمارستان آوردند به کما رفته بود و وضعیت مناسبی نداشت؛ بنابراین چندبار او را احیاء کردند؛ ولی فایدهای نداشت؛ بار اولی که احیاء شد، ذکر یازهرا (س) و یاحسین (ع) گفت و بار دوم هم همین اذکار مقدس را بر لب داشت؛
من سر کار بودم. دیدم اتوبوسها پر از جمعیت با پارچههای سبز میآیند و میروند. زنگ زدم و به خانواده گفتم مراقب حسین باشید که بیرون نرود در این شلوغیها اما او آنقدر علاقه داشت که کسی حریفش نشده بود
امیرحسام که از فعالان هیأت محل در دهه محرم بوده و میانداری در این هیأت از ویژگیهای شاخص او به شمار میرفت، همواره قطعات مختلفی از اشعار مورد استفاده در مداحی را مینوشت و به همراه داشت.
مادر شهید جزء به جزء گواهی پزشکی قانونیاش را از حفظ است. او میگوید: ششماه بعد از شهادتش که جواب پزشک قانونی آمد. باورتان نمیشود من جزء به جزء جواب پزشک قانونی را برای خود میخواندم و معنی میکردم که چه شده و چه نشده. آن موقع بود که فهمیدم چه بلایی سر فرزند من آمد که هیج جای بدنش سالم نمانده بود.
شهادتش داستان کربلا را برایم تداعی کرد. ابتدا با تفنگ شکاری به محمدحسین شلیک میکنند ، بعد با همان تفنگ به سر و صورتش میزنند. بعد که محمدحسین دست تنها میماند با قمه و هر چه در دست داشتند به جانش میافتند و در آخر هم با خودرو از روی بچهام رد میشوند