یک بار که من مکبری می کردم
تقابل اسطوره ها و شرّ و شیطون های گردان تخریب به روایت حاج مسعود میسوری
تصور میکردند با رحلت امام فروپاشی نظام مقدس آغاز میشود
ماموریت ناتمام با شهید هادی مهین بابایی
من در قرارگاه نوح بودم و پیام پوررازقی در تخریب سیدالشهداء ع
شهید علیرضا عباسیان خیلی با غیرت بود
اهداف روس و انگلیس از براه انداختن جنگ هایی که منجر به گلستان و ترکمنچای شد
واکنش ناخودآگاه من به بی حرمتی به شهدا
سه ماه بود که احمد به جبهه رفته بود. به جز یکی دو نامه، دیگر از او خبر نداشتیم. نگران احمد بودم. به بچّهها گفتم: خبری از احمد ندارید؟ من خیلی نگرانم. یک روز دیدم رادیو مارش عملیّات پخش میکند. نگرانی من بیشتر شد. ضربان قلب من شدیدتر شده بود. مردم از خبر شروع عملیّات […]
