روحیه ی بچه های گردان تخریب به روایت حاج حسن نسیمی
سه مرحمت خدای باری تعالی که شهدا پاسخ آن را دادند
پیام فقط یک جمله گفت اما از روی اخلاص و صفا و سادگی
به دنبالم آمدند تا من را به طرح و برنامه ببرند
تو ازدواج کن! شغلت پای من…
مانور عملیات ام الرصاص به روایت حاج علی اکبر جعفری
شاه کلید موفقیت مدیریت شهید کاظمی رنگ خداییاش بود
حاج عبدالله اینگونه با طلاب حوزه علیمه برخورد میکرد
اول خودش آمد و گفت: حسین خیلی دلم گرفته می خوام برام روضه بخونی. شاید دیگه فرصت روضه گوش کردن نداشته باشم. گفتم: تقی برو شب عملیات خیلی کار دارم. رفت و باز برگشت. این بار شهید یعقوبی رو آورده بود واسطه. اصرار که فقط چند دقیقه. سه تایی رفتیم نشستیم پشت سنگر؛گفتم: چه روضه […]