جنگ اول ایران و روسیه و قرارداد گلستان
گاهی غذای شهید مصطفی مبینی را میخوردیم
روزی که مصطفی شهید شد و من شیمیایی شدم
اینجوری جذب پایگاه بسیج کهنز شدیم
دو برادری که در مهران به درجه شهادت نائل آمدند
لطف شهید سید محمد زینال حسینی فقط شامل برادرش شد
فرمانده لشکر ده هزار نفری به من گفت میتوانی یک دسته نیرو به من قرض بدهی؟
یک هفته این راز را نگهداشتم که رسول شهید شده
من قاسم فیروزبخت برادر شهید رسول فیروزبخت هستم. سال هایی بود که حاج رسول خیلی کم به منزل می آمد . مادرم می گفت : پسر در منطقه زیاد جلو نرو و مواظب باش و از این حرف ها. خیلی اصرار می کردند که بدانند کدام منطقه و در کجا هستند. حاج رسول می گفت […]
یکی از بچه های گردان تخریب لشگر ده ، شهید اسماعیل خوش سیر بود که چند برادر بودند یکی از آنها ایوب بود . یکی از ویژگی های ممتاز شهید اسماعیل خوش سیر شوخ طبع بودنشان بود . چون همیشه عملیات نبود و چون در فضای دور از خانواده بودند حوصله جوان ها سر می […]