پیکر شهیدی که بعد از چهارده سال ، سالم پیدا شد
عملیات در ارتفاعات بمو به روایت حاج حبیب فرخی
با خوردن غذای آلوده شیمیایی شدیم
عملیات خیبر به روایت حاج علی بهجانی ممقانی
آرایشگاه شهید عباس بیات
عملیات بیت المقدس ، ازادسازی خرمشهر
ابراهیم عشریه عارف بالله بود و من هم او را نشناختم
شهید مجید عسگری به من گفت فردا شهید می شوم
یاد دارم زمانی که در تهران و مدرسه ی رفاه خدمت امام رسیدیم، ایشان دو برادر کوچک تر من را -یکی هفت ماهه و دیگری دوساله- روی پاهای خودشان نشاندند و ما را مورد تفقد و مهربانی قرار دادند. ایشان پس از کمی مقدمه چینی خبر شهادت پدر را به ما دادند. بعد از شنیدن […]
من در زمان مبارزات پدرم خیلی کوچک بودم و نکات چندانی در یادم نمانده است. هرچه می دانم، از مادرم یا از یاران پدر شنیده ام. بیشترین چیزی که در خاطرم مانده، مسافرت ها و سختی هایی است که در راه مبارزه تحمل می کردیم. دستگیری پدر ما برای ساواک بسیار اهمیت داشت و برای […]