روزی که مصطفی شهید شد و من شیمیایی شدم
اكنون متوجه شدهام آمريكاييها ناسپاس و نامرد هستند
جامعهی مأنوس با فرهنگ ایثار و شهادت توقف و عقبگرد نخواهد داشت
شبی که فرمانده سپاه کردستان ، شهید حاج داوود کریمی سینه خیز رفت
به حسین بادپا بگویید : با این کار دیگر شهید نخواهد شد
به ما میگفت شما زیاده روی کردید و به اونا میگفت شما یه قدم جلو تر از اسلامید
اگر میخواهید شهید شوید با اخلاص کار کنید
اذن میدان به شیوه ی شهید حاج قاسم اصغری
یکی از شهدایی که برای من بسیار شاخص بود، شهید معمارزاده بود. تا جایی که من به خاطر دارم، او را به نام حسین میشناختیم، اما بعدها که با دوستانم صحبت میکردیم، فهمیدم که نام اصلیاش سیامک بوده است. شهید معماریان دانشجوی انگلستان بود و فردی تحصیلکرده و بافضیلت محسوب میشد. محاسن او تازه درآمده […]
معمولا رسم بود که بعد از عملیات ها ، قرار می گذاشتیم که وقتی برای مرخصی به تهران آمدیم ، برویم و به خانواده های شهدا سر بزنیم . بعد از شهادت شهید سیامک معماز زاده هم همینطور شد . قرار گذاشتیم و در دو راهی دزاشیب جمع شدیم . من بودم و حاج عبدالله […]
شهید سیامک (حسین) معمارزاده بچه ی بالاشهر بود . خونه پدریش توی محله تجریش تهران بود . خانواده اش از نظر مالی مرفه بودن . البته مرفه از دیدگاه من . فکر میکنم تنها پسر خانواده بود . درس خونده هم بود چون یه روز رفتیم خونشون ، پدرش خیلی اصرار میکرد که این پسر […]