عملیات نصر چهار به روایت حاج سید حمید موسوی
مهدی خواب دیده بود که راه هفتاد ساله را یک شبه طی کرده است
اختلافات نواب ، کاشانی و مصدق
عمامه ی ما آخوند ها
اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بتپرستی ادامه میدهد
گنجشکی که در جبهه تصادف کرده بود و باید تشییع میشد
ماجرای شوخی با حاج منصور ارضی در گردان تخریب
عملیات کربلای پنج به روایت حاج مسعود تاج آبادی
شهید سعید صدیق یک جوان خیلی لاغر و اصطلاحا ترکه ای بود . من یادمه یک سری که برای آموزش رفته بودیم ، یک اژدر بنگال دستش بود و داشت میدوید ولی وقتی پاهاش رو که نگاه میکردیم ، مثل نی قلیون بود و خیلی ماهیچه هایش دیده نمی شد. من تعجب کرده بودم و […]