ماجرای اعزام شهید سلطان علی معصومی به گردان تخریب
بواسطه ی رفاقت با شهید توحید ملازمی به گردان تخریب لشگر ده رفتیم
حجه الاسلام حاج سید محمد عابدین زاده
باید با هم تلاش کنیم تا عاشق بشیم
وقتی نواب صفوی به داد یک زن انقلابی رسید
شورای نگهبان، ضامن عدم تکرار انحراف تاریخی مشروطه
اعتراف تاریخی لیبرمن به شکست اسرائیل در برابر مقاومت فلسطین
وقتی دست چپم تیر خورد با دست راستم کار را ادامه دادم
تقریباً آخرهای جنگ ، سال 66 بود و ما قرار بود با بچه هایی که قبلاً در منطقه بیاره ی عراق مستقر شده بودند جایگزین شویم . عراق آن جا را شیمیایی زد . مقر قبلی را زده بود و تعدادی تا از بچه ها آنجا شهید شدند . بچه ها اکثر جنازه ها را […]
ما بعد از شهادت چهارده شهید شیمیایی که قبلا عرض کردم ، در بیاره مانده بودیم تا پانزده نفر از بقیه بچه ها که به مرخصی رفته بودند از مرخصی آمدند . بچه هایی که در عملیات بودند و از قبل آن جا بودند حدود 40 روز الی 2 ماه مانده بودند داشتند به مرخصی […]