سنگری درست کردیم که انگار می خواهیم دویست سال در آن بمانیم
گنجشکی که در جبهه تصادف کرده بود و باید تشییع میشد
به نظرم آیفا خاطره ای جدا نشدنی از خاطرات گردان تخریب است
ماجرای شیمیایی شدن شهید حاج عبدالله نوریان
روزی که حاج عبدالله نوریان به شهادت رسید
باید به دیگران ما حسن ظنّ و نسبت به خودمان سوء ظنّ داشته باشیم
اینجوری جذب پایگاه بسیج کهنز شدیم
اون پرستیژی که میخواد با بی احترامی به سادات باشه ، میخوام اصلا نباشه
بعد از عملیات فکه قرار شد برای مین گذاری یگ گروه به فاو برود. حدود 20 نفر بودیم که هفت تن آل صفا آن جا شهید شدند. آن زمان حاج عبدالله تازه شهید شده بود و سید محمد زینال حسینی فرمانده بود . شهید سید محمد به من گفت شما هم با بچه ها برو.. […]
شهید حسین مسیبی طلبه ی حوزه علمیه بود . بچه مراغه بود و خیلی بچه ی محجوبی بود . یک رفیق داشت به نام حاج آقا سیفی که ایشان هم در کردستان با ما بود ، با بچه های تخریب آشنا شده بود و به دلیل همین آشنایی با بچه های تخریب آمد به گردان […]
در فاو سمت دریاچه نمک یک پدافند داشتیم و یکی از گردان های رزمی آن جا بود . دوستان برای مین گذاری ، جلوی گردان رفتند که عراق از آن جا حرکت می کرد . محوری بود در فاو سمت دریاچه نمک که لشکر آن جا گردان پدافندی داشت . بچه های تخریب هم جهت […]
در عملیات والفجر هشت از سه محور عملیات شد که فاو و ام الرصاص را همزمان شروع کردند . قرار بود هر کدام که موفق شد ، همان را بعنوان عملیات اصلی ادامه دهیم . عراق تصورش این بود که عملیات اصلی در ام الرصاص است و ام الرصاص واقعاً مهم بود . ما در […]