آخرین باری که به مرخصی آمدم
پشت پرده ی ضبط خاطرات شهدا به روایت رزمنده دفاع مقدس
میگفت در آشپزخانه ی جبهه فعالیت دارم
هیچ قطرهای از خونی كه در راه خدا ریخته شود ، بهتر نیست
نحوه شهادت چهارده شهید شیمیایی به روایت حاج مسعود تاج آبادی
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
شهید مدافع حرم مهدی علیدوست
اگر آب گرم نباشد رنگ ما ميپرد و تو فكر ميكنی ترسيده ایم
اول خودش آمد و گفت: حسین خیلی دلم گرفته می خوام برام روضه بخونی. شاید دیگه فرصت روضه گوش کردن نداشته باشم. گفتم: تقی برو شب عملیات خیلی کار دارم. رفت و باز برگشت. این بار شهید یعقوبی رو آورده بود واسطه. اصرار که فقط چند دقیقه. سه تایی رفتیم نشستیم پشت سنگر؛گفتم: چه روضه […]
