راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمدتقی صمدزاده
براى او مردن در رختخواب کوچک بود
همه نیروهای صادق جهان اسلام به وظیفۀ اسلامی و انسانی خود در قبال مردم غزه عمل کنند
سخنرانی شهید آیت الله سید ابرهیم رئیسی در سازمان ملل
تعبیر اباعبدالله الحسین علیه السلام از شهادت خود
ترور سران نظام جمهوری اسلامی برای کودتا؛ نقشه ای که با شکست مواجه شد
عملیات برای نگهداری خط مقدم
حسین بادپا که با اصرار خودش را به قافله شهدا رساند
نیمه شب بود که آمدیم مسجد . ابراهیم با بچه ها خداحافظی کرد . بعد هم رفت خانه . از مادر و خانواده اش هم خداخافظی کرد . از مادر خواست که برای شهادتش دعا کند . صبح زود هم راهی منطقه شدیم . ابراهیم کمتر حرف میزد . بیشتر مشغول ذکر یا قرآن بود […]
اواخر سال 1360 بود. ابراهیم در مرخصی به سر می برد. آخر شب بود که آمد خانه، کمی صحبت کردیم. بعد دیدم توی جیبش یک دسته بزرگ اسکناس قرار دارد! گفتم: راستی داداش! اینهمه پول از کجا می یاری!؟ من چندبار تا حالا دیدم که به مردم کمک می کنی، برای هیئت خرج می کنی، […]
نشسته بودیم داخل اتاق.مهمان داشتیم.صدایی از داخل کوچه آمد.ابراهیم سریع ازپنجره نگاه کرد.شخصی موتور شوهر خواهر ابراهیم را برداشته درحال فرار بود. بگیرش…دزد…دزد!بعد هم سریع دوید دم در.یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و دزد نقش بر زمین شد! تکه آهن روی زمین دست دزد را برید و خون جاری شد.چهره اش […]