من نوه ی پسری حاج شیخ فضل الله نوری هستم (قسمت چهارم)
خداوند خیلی به ایشان کمک می کرد
سرنوشت نامعلوم شهیدی که سالها ردّی از او پیدا نشد
شهیدی که آرامش را از چشمان دشمن ربوده بود
شنیدم مسجدی هست که در آنجا برای اعزام به سوریه ثبت نام میکنند
آخرین توصیه و آخرین جمله ای که از زبان عبدالله شنیده شد
شنیدم بعضی بچه ها جن ظاهر میکنند
اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بتپرستی ادامه میدهد
رزمنده هایی که در عملیات نصر چهار ، در تپه دوقولو درگیر شدند شب به شهید سید محمد زینال حسینی گفته بودند که اوضاع تپه دوقولو خراب است . سید محمد با تلفن هندلی به من زنگ زد و گفت : یک تویوتا مانده و ما داریم عقب نشینی می کنیم . تو، با تویوتای […]